امروز:
دوشنبه 1 آبان 1396
بازدید :
2661
ديدگاه تربيتي امام خميني (س)
الف: اهميت تربيت از ديدگاه امام (س)
امام خميني - سلام الله عليه - همواره از آموزش و پرورش اسلامي و تعليم و تربيت بر مبناي اسلام سخن به ميان مي آورد او مي فرمود: انسان موجودي است كه با تعليم و تربيت رشد مي كند البته آدمي چند گونه رشد دارد؛ رشد نباتي كه با همه گياهان، هم در كاروان است. رشد حيواني كه با همه حيوانات در خوردن، خوابيدن و توليد مثل، هم قافله است و رشد انساني كه از راه تعليم و تربيت صورت مي پذيرد و در اين مقطع، آدمي از كاروان نباتات و نيز از قافله حيوانات، جدا و متمايز مي گردد ترديدي نيست كه تعليم، منهاي تربيت بي نتيجه و گاهي مضر است، چنانكه تربيت بدون تعليم نيز سودمند نخواهد بود.[1]
مسائل اساسي
مساءله اساسي در باب تربيت، مساله روح و قلب آدمي است زيرا اگر قلب الهي شود، همه كردار، رفتار و نيات او نيز الهي خواهد شد وبه طور كلي، سعادت انسان به روح يعني قلب او بستگي دارد.[2]
مسأله اساسي ديگر، مسأله ارجحيت است بدين معني كه اهميت تربيت از تعليم بيشتر بوده[3] و تزكيه و تربيت، مقدم بر تعليم مي باشد.[4]
زيرا خطر دانشمند به دور از تزكيه و تربيت، از مغول بيشتر است[5] و ترديدي نيست كه با اصلاح تربيت انسان، جهان اصلاح مي شود.[6]
تربيت كامل از اهم مسائل است[7] البته هر گونه تربيتي را نمي توان تربيت كامل دانست و بايد توجه داشت كه تربيت كامل و مفيد در پرتو ايمان به خدا و تعاليم انبيا صورت مي پذيرد؛[8] زيرا غير از انبيا كسي از تربيت مفيد و كامل، اطلاعي ندارند؛ .....[9] و غير از پروردگار متعال، كسي از همه ابعاد وجودي و زواياي آن آگاه نيست بنابراين، كسي كه به امور ماورايي و وجود خدا و مكتب انبيا معتقد نيست، انسان را به گونه اي جامع نمي شناسد و در نتيجه ديدگاه تربيت او نيز ديدگاهي كامل و مفيد نخواهد بود و سعادت انسان را تأمين نخواهد كرد و ترديدي نيست كه تربيت غربي، آدمي را از انسانيت، خلع مي كند.[10]
تربيت كامل انسان هنگامي ميسر است كه بر اساس مكتب اسلام و با توجه به مسائل روز ضرورت پذيرد[11] و مي دانيم كه انسان در بدو تولد، حيوان ضعيفي است كه تنها با دارا بودن قابليت انساني از ساير حيوانات متمايز مي گردد و فقط در پرتو مكتب تربيتي انبيا بويژه مكتب اسلام، ولايت ثانوي او تحقق مي يابد.[12] در اين باره شكي نيست كه برترين مكتب تربيتي، مكتب اسلام است.[13] (و همچنين فرهنگ صحيح و دستور العمل هاي تربيتي صحيح را بايد از حوزه هاي علوم ديني جويا شد؛ زيرا) اينان وارث مكتب انبيا بويژه اسلام اند.[14] (و) (اسلام بدون روحانيت مثل كشور بدون طبيب است)[15]
قابل توجه است كه اسلام براي تربيت انسان، از پيش از انعقاد نطفه تا پس از مرگ، قانون تربيت دارد[16] كه بايد از راه حوزه هاي علميه آنها را شناخت و به عمل پرداخت.
ب: اصول تربيت
انسان در آغاز، حيوان بالفعل است و با توجه به نيروي غضب و شهوت اگر تأثير عوامل تربيت قرار نگيرد، از همه حيوانات فروتر و همه انوار فطري وي خاموش مي گردد، ولي اگر تحت تأثير تربيت قرار گيرد، حالت حيوانيت و قواي سه گانه وي تعديل گشته و انسانيت وي كه به صورت استعداد در او نهفته بود، رشد يافته، تقويت گشته و رو به تكامل مي نهد.[17] و از راه رعايت و روش صحيح تربيت، حتي روحيات و خلق و خوي آدمي را مي توان بكلي دگرگون ساخت[18] و ضد آنها را جايگزين آنها نمود.[19]
پس نقش اساسي تربيت عبارت است:
1) تجلي و شكوفايي فطرت.
2) دگرگوني در اخلاق (در صورت ضرورت) .
«برخي از اصول مؤ ثر در تسريع فعليت و تأثير تربيت»
در تسريع تأثير تربيت، اصولي را مي توان از ديدگاه حضرت امام (س) مورد توجه خويش قرار داد از جمله آنها عبارت است از:
1- اراده
خواستن و اراده كردن، در موفقيت تربيت، نقش تعيين كننده اي دارد[20] و ترديدي نيست كه اگر آدمي خواهان و طالب چيزي باشد، زودتر تحت تاءثير آن قرار مي گيرد.
اراده همراه با موفقيت لازم، بهتر در دستيابي به مقصود، دست بشر را مي گيرد؛زيرا اين عمل نيز در رشد فردا و اجتماع نقش به سزايي دارد،[21] چنانكه تفكر و محاسبه النفس در انگيزش اراده مؤثر است.[22]
2- تذكر
ياد آوري و تذكر الطاف الهي و توجه به نعمتهاي پروردگار در راستاي پيشرفت و دستيابي به موفقيت در باب تربيت و خودسازي لازم است البته در اين مرحله مي توان از روش مشارطه، مراقبه و محاسبه استفاده كرد يعني متربي در قدم اول با خود شرط كند تا طبق دستورها عمل كند و از آن تخطي ننماييد و سپس به مراقبت از خود بپردازد و پس از آن به حسابرسي بنشيند و كم و كيف موفقيت خود را بسنجد.[23]
3- تلقين
تلقين يك روش قرآني است.[24] و در تربيت انسان مؤثر است.[25] اين مساله حتي در صحت و بيماري آدمي نيز نقش دارد. لذا پرستاران و پزشكان بايد در درمان، بيماران از راه تقويت رواني نيز استفاده كنند، زيرا هنگامي كه بيمار معتقد شد كه درمان مي شود، شفا مي يابد و يا بر عكس، اگر معتقد شد كه درمان نمي شود اين روحيه وي را زودتر به هلاكت مي كشاند.[26]
4- تكرار و عادت
تكرار و عمل (حصول عادت) يكي از روش مؤثر قرآني است[27] و از راه تكرار و ايجاد عادت مطلوب مي توان، اخلاقي را بكلي زايل نمود و اخلاق ضد آن را جانشين آن ساخت.[28]
5- مجالست و معاشرت
قلب كودك، نوجوان و جوان است، زيرا لطيف تر، ساده تر و باصفاتر است و در نتيجه، (كثير الانفعال) تر خواهد بود بر اين اساس، عبادت در جواني، در قلب جوان تأثير بيشتري دارد
همچنين مجالست با افراد شايسته و تربيت يافته و نيز نشست و برخاست با افراد نااهل و تربيت نايافته و كجرو و. . . هر كدام، در قلب جوان، تاءثير بيشتري دارند.[29]
6- پرورش جسم (بدنسازي و تربيت بدني)
عيش و خوشگذراني موجب افسردگي روحي است و تحرك و ورزش همراه با توجه به امور معنوي سبب نشاط انسان مي شود.
ورزشكاران روحي سالم دارند به خاطر عدم توجه به شهوات و پرداختن صحيح به فعاليتهاي جسمي كه عقل سالم در بدن سالم است من خودم ورزشكار نيستم ولي ورزشكاران را دوست دارم.[30]
شما به علي (عليه السلام) در تهذيب نفس و زهد و تقوا و ورزش، اقتدا كنيد.[31]
7- آموزش تربيتي - تعليم و تعلم - آموزش و پرورش
اسلام براي تمام زندگي انسان از روزي كه متولد مي شود تا موقعي كه وارد در قبر مي شود، دستور و حكم دارد[32] اسلام براي انسان حتي پيش از آنكه نطفه اش منعقد گردد تا پس از مرگ وي، قانون تربيتي وضع كرده است.[33] اين قانون را بايد آموخت تا از صراط تربيتي آن، طي طريق كرد و بهره مند شد.
8- كردار و عمل ==========================
كردار و رفتار مناسب تربيتي، مي تواند در تربيت مورد نظر او مؤثر باشد ؛زيرا تأثير متقابلي ميان رفتار و روحيات او وجود دارد[34] بدين معني كه هر يك از افعال و آثار روح و بدن در يگديگر تأثير دارند.[35]
9- روحيات و خلقيات
در باب تربيت آدمي، گاهي از روحيات و خلقيات سرشتي او مي توان بهره جست؛[36] زيرا به هر سويي كه عقربه استعداد، وي متمايل است، تربيت وي به همان سو زودتر به نتيجه مي رسد.
10- تأثير غذا
غذا اعم از حلال يا حرام، علاوه بر آنكه در پيدايش زمينه هاي تربيتي موثر است، تاثير آن در تسريع فعليت تربيت بر كسي پوشيده نيست.
11-آزادي انسان در برابر زمينه هاي تربيتي
هر يك از اين عوامل زمينه ساز در حد فراهم آوردن زمينه و استعداد مي توانند آدمي را تحت تاثير خويش قرار دهند و نمي توانند اراده آدمي را در راستاي تحقق مقتضيات خلاف خويش، سلب كنند تا آدمي مجبور شود فقط در آن سو به پيش برود؛ يعني منافاتي با اراده آدمي ندارند و معناي حديث معروف (الناس معادن كمعادن الذهب و الفضه)[37] همين است.
همچنين منظور از حديث (الشقي شقي في بطن امه و السعيد سعيد في بطن امه)[38] نيز گوياي وجود زمينه روي آوردن به شقاوت و سعادت در سرشت انسان است كه مي توان بر ضد آن قيام كرد وآن زمينه را از راه (روشهاي تربيتي مطلوب) تضعيف كرد.[39] و يا تقويت نمود.[40]
12- تحول پذيري انسان
طبيعت اخلاقي انسان قابل دگرگوني است.[41] و قابل توجه است كه:
1. بشر تا آخر عمر خود نيازمند به آموزش و پرورش است.[42]
2. ميان زندگي عملي و افكار او ارتباط و تأثير متقابل برقرار است، چنانكه هر يك از ملكات نفساني، خلقيات و حالات باطني آدمي، در كردار و رفتار او تأثير دارند، كردار و عمل ظاهري او نيز در اوج و باطن و روحيات و خلقيات وي موثرند.[43]
3. صحت و سلامتي يا ضعف و بيماري بدني نيز در روح و باطن آدمي تاثير دارد.[44]
4. همه گونه خلق و خوي انسان قابل تحول اند و در پرتو تربيت مي توان آنها را به ضد آنها مبدل ساخت.[45] (از راههايي صحيح مي توان اخلاق نامناسب را از روح خويش زايل و اخلاق شايسته را در آن شكوفا ساخت)
5. انسان در عالم ملكوت داراي صور گوناگوني است. اين صور به ملكات نفساني او مربوط مي شوند. اگر آدمي در طريق شيطان گام بردارد، داراي ملكات باطله (رذيله) و اگر در صراط دين قدم نهد داراي ملكات فاضله خواهد شد[46] و ترديدي نيست كه كردار شايسته بويژه عبادت، در شكوفايي فطرت، مؤثر است.[47]
[1]. صحيفه نور، ج 8، ص 61 و 65.
[2]. صحيفه نور، ج 6 ص 167.
[3]. صحيفه نور، ج 14، ص 28 - 29.
[4]. صحيفه نور، ج 13، ص 226. 269.
[5]. صحيفه نور، ج 14، ص 254 و 15.
[6]. صحيفه نور، ج 9، ص 180.
[7]. صحيفه نور، ج 5، ص 106 و 109.
[8]. صحيفه نور، ج 12، ص 170.
[9]. صحيفه نور، ج 8، ص 63.
[10]. صحيفه نور، ج 7 و 5، ص 82 و 250.
[11]. صحيفه نور، ج 7 و 5، ص 82 و 250.
[12]. چهل حديث، حديث دهم، ص 168 - 169 چاپ و نشر آثار امام خميني.
[13]. صحيفه نور، ج 8، ص 247.
[14]. چهل حديث، حديث 26، ص 420.
[15]. صحيفه نور، ج 14، ص 123.
[16]. ولايت فقيه، ص 10.
[17]. چهل حديث، حديث دهم، ص 169.
[18]. چهل حديث، حديث اول، ص 25.
[19]. چهل حديث، حديث 29، ص 510.
[20]. صحيفه نور، ج 17، ص 177.
[21]. صحيفه نور، ج 9، ص 99 - 100.
[22]. چهل حديث، ذيل حديث اول، ص 6.
[23]. چهل حديث، ذيل حديث اول، ص 6 و ص 9.
[24]. صحيفه نور، ج 9، ص 153.
[25]. صحيفه نور، ج 13، ص 199.
[26]. صحيفه نور، ج 18، ص 172.
[27]. صحيفه نور، ج 9، ص 153.
[28]. چهل حديث، حديث اول، ص 25.
[29]. چهل حديث، حديث 29، ص 499.
[30]. صحيفه نور، ج 16، ص 61.
[31]. صحيفه نور، ج 6، ص 146 - 147.
[32]. صحيفه نور، ج 1، ص 66.
[33]. ولايت فقيه (حكومت اسلامي) ، ص 10.
[34]. سر الصلوه، ص 28 - 29. چهل حديث، حديث 2، ص 53.
[35]. آداب الصلوه، ص 17 و 23.
[36]. آداب الصلوه، ص 23.
[37]. فروغ كافي، ج 8، ص 177.
[38]. طلب و اراده، ص 150 و 151. حديث دهم، مقام اول، ص 144.
[39]. طلب و ارداه، ص 150، 151، 159. حديث دهم، مقام اول، ص 168.
[40]. طلب و ارداه، ص 156.
[41]. آداب الصلوه، چاپ آستان قدس، ص 67.
[42]. صحيفه نور، ج 17، ص 129.
[43]. سر الصلوه، 28 29.
[44]. سر الصلوه، ص 28 و 29.
[45]. سر الصلوه، ص 28 و 29.
[46]. چهل حديث، حديث دوم، ص 45 چاپ نشر آثار امام خميني.
[47]. آداب الصلوه، ص 60.
@#@
كوتاه سخن آنكه: چنانكه در باب تاثير تربيت خاطرنشان گرديد، سيماي باطن انسان در آغاز، داراي شكلي خاص و فعليت يافته اي نيست و رشد و شكوفايي نهفته هاي بالقوه انسان به رفع موانع و وجود عوامل رشد بستگي دارد.[1]
6. مساله (توبه) در اسلام، گوياي اين حقيقت است كه آدمي بدين آساني حالت تربيت پذيري را از دست نمي دهد.[2]
و به عبارت ديگر: صفحه قلبمان كه همه چيز درش نقش مي شود كه همان صورت نامه اعمال است؛[3] زيرا ميان ظاهر و باطن (روح و بدن) ارتباط طبيعي است كه آثار هر كدام در ديگري، تأثير شگرفي دارد.[4]
شيخ عارف كامل (شاه آبادي) معتقد بود مادامي كه انسان با زبان ذكر مي گويد به باطن خود، مدد مي رساند تا زبان باطن نيز گشوده شود و پس از آن از باطن به ظاهر (زبان) وي مدد مي رسد[5] همچنين حالت بدن از صحت و سلامتي و بيماري در روح آدمي موثر است و عكس آن نيز صادق است و روحيات و خلقيات آدمي در اعمال و كردار انسان نمودار مي گردد و چنانكه كردار نيك و شر آدمي نيز در نفس او اثر مخصوص به خود را مي بخشد.[6]
نتيجه:
نفس انسان خو پذير است انسان همواره قابلت تربيت را داراست و روحيه تربيت پذيري و تأثير يابي او هيچ گاه به طور كلي از بين نمي رود. بر اين اساس آدمي تا آخر عمر، نيازمند به تربيت است و از حيث پرورش احساس مذهبي انسان كافر و به دور از عقايد و جهان بيني اصيل الهي نيز قابليت هدايت را دارد[7] و راه توبه و راهيابي او به پيشگاه نور، همواره باز است و ياس از جنود شيطان مي باشد.[8]
در اين فصل نيز ابياتي از ديوان امام خميني انتخاب شده است كه جهت بصيرت دقيق تر مفاهيم و مباحث اين گفتار، در ذيل مي آيد:
فاطي ! به سوي دوست سفر بايد كرد
از خويشتن خويش گذر بايد كرد
هر معرفتي كه بوي هستي تو داد
ديوي است به ره، از آن حذر بايد كرد.[9]
از هستي خويشتن رها بايد شد
از ديو خودي خود جدا بايد شد
آن كس كه به شيطان درون سرگرم است
كي راهي راه انبيا خواهد شد.[10]
هان اي عزير فصل جواني بهوش باش
در پيري از تو هيچ نيايد به غير خواب[11]
هر كس از گنهش پوزش و بخشش طلبد
دوست در طاعت من غافر و تواب من است.[12]
خود بيني و خودخواهي و خود كامگي نفس
جان را چو روان كرده زمين گير و دگر هيچ
در بارگه دوست نبرديم و نديديم
جز نامه سربسته به تقصير و دگر هيچ[13]
تا چند ز دست خويش فرياد كنم
از كرده خود كجا روم داد كنم[14]
طاعات مرا گناه بايد شمري
پس از گنه خويش چسان ياد كنم[15]
مستان مقام را به پشيزي نمي خرند
گو خسرو زمانه و يا كيقباد باش
فرزند دلپذير خرابات گر شدي
بگذار ملك قيصر و كسري به باد باش[16]
از آن دمي كه دل از خويشتن فرو بستم
طريق عشق به بتخانه روانه نمود[17]
به روز حشر که خوبان روند در جنت ز عاشقان طريقت کسي نخواهد بود
گر بر سر كوي تو نباشم چكنم
گر واله روي تو نباشم چكنم
اي جان جهان به تار موي تو اسير
گر بسته موي تو نباشم چكنم[18]

[1]. چهل حديث، حديث 17، ص 272. حديث 20، ص 323. و حديث 10 و ص 169.
[2]. چهل حديث، حديث 17، ص 272 - 275.
[3]. صحيفه نور، ج 9، ص 33.
[4]. سرالصلوه، ص 28 و 29.
[5]. سر الصلوه، ص 28 و 29.
[6]. سر الصلوه، ص 28 و 29.
[7]. چهل حديث، حديث 3، ص 67.
[8]. صحيفه نور، ج 15، ص 87.
[9]. ديوان امام خميني - سلام الله عليه - ص 203.
[10]. ديوان امام خميني - سلام الله عليه -، ص 208، 48، 57 و 74
[11]. ديوان امام خميني - سلام الله عليه -، ص 208، 48، 57 و 74.
[12]. ديوان امام خميني - سلام الله عليه - ص 208، 48، 57 و 74.
[13]. ديوان امام خميني - سلام الله عليه -، ص 208، 48، 57 و 74.
[14]. ديوان امام خميني - سلام الله عليه - ص 208، 48، 57 و 74.
[15]. ديوان امام (س) ، ص 224، 129، 105 و 224.
[16]. ديوان امام خميني (س) ، ص 224، 129 105 و 224.
[17]. ديوان امام خميني (س) ، ص 224 129، 105 و 224.
[18]. ديوان امام خميني (س) ، ص 224، 129، 105 و 224.
سيد محمد شفيعي مازندراني- با اندکي تصرف از کتاب مباني تربيتي عرفاني امام خميني، فصل ششم
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :