امروز:
يکشنبه 2 مهر 1396
بازدید :
602
آيا زنان در اسلام برده همسرانشان هستند كه اين قدر سخت براي همسرانشان كار مي‎كنند؟

نمي‎دانم چه مسأله‎اي باعث شده تا اين ذهنيّت و سؤال براي شما ايجاد شود. ممكن است شما افراد يا خانواده‎هايي را ديده باشيد كه نگرش منفي نسبت به زنان دارند، سپس اين مسأله را تعميم داده و نتيجه گرفته‎ايد كه پس اسلام نگرش منفي نسبت به زنان دارد و زنان در اسلام بردة همسرانشان هستند. شما بايد نگرش اسلام را دربارة زن از كتاب‎ها و منابع معتبر بدست آوريد، نحوة رفتار و زندگي افرادي كه معلوم نيست تا چه اندازه پايبند به اصول و دستورات اسلامي هستند، نمي‎تواند منبع قضاوت و ارزشيابي شما واقع شود.
بنابراين دستيابي به پاسخ اين سؤال و قضاوت‎ واقع بينانه در مورد آن تنها در صورتي امكان پذير است كه نظر اسلام را دربارة زن بدانيم. در يك تقسيم بندي كلي ديدگاه‎ها و رويكردهاي متفاوت دربارة زن را به سه ديدگاه اصلي مي‎توان طبقه بندي كرد.
1. نگرش منفي نسبت به زن؛ قبل از ظهور اسلام ديدگاه غالب و رايج، ديدگاه بدبينانه و منفي نسبت به زن بود. بينش‎هاي كليسايي زن را موجود فرعي و طفيلي مرد مي‎دانست، عرب‎هاي دورة جاهليت نيز از زن به عنوان برده و وسيلة عيّاشي خود استفاده مي‎كردند.
2. زن در انديشه اسلامي؛ عقيدة اسلام و جهان بيني آن دربارة زن و حقوق انساني او، رويكرد نويني را دربارة زن پايه ريزي كرد. اسلام در روزگاري به زن با ديد عظمت نگريست كه زن را به عنوان موجودي حقير و پست مي‎انگاشتند.
3. گرايش فمنيستي؛ رويكرد سوم دربارة زن گرايشي است كه آغاز پيدايش آن به اوايل قرن نوزدهم بر مي‎گردد و از آن به فمينيسم يا جنبش استيفاي حقوق زنان ياد مي‎شد. اين گرايش پس از جنگ جهاني اول زمينه ساز طرح برابري حقوق زنان با مردان گرديد و امروزه نيز طرفداران اين ديدگاه پافشاري بر تساوي حقوق زنان با مردان دارند.
گر چه در اين نوشتار مجال بررسي و مقايسه اين سه رويكرد به صورت تفصيلي وجود ندارد و از سوي ديگر ممكن است ما را از اصل موضوع سؤال دور كند، ‌لذا مقايسة ديدگاه‎ها را به عهدة خود شما مي‎گذارم كه پس از مطالعه دقيق در اين زمينه ببينيد آيا اسلام نظر واقع بينانه‎تر دربارة زن و حقوق و جايگاه آن اتّخاذ نموده يا رويكردهاي فكري ديگر. بنابراين ديدگاه اسلام را دربارة منزلت و حقوق زن به اختصار مرور مي‎كنيم.
ديدگاه اسلام دربارة زن در دو حوزه قابل بررسي است.

الف. حوزة معرفت شناختي؛
در بينش و جهان بيني اسلامي زن و مرد از جهات بسياري با هم برابر و يكسانند. هدف خلقت زن ومرد هر دو عبوديت و بندگي خداست، از نظر كسب ارزشها، نيز هر دو در يك رتبه هستند. زن و مرد بودن در كسب ارزشها تأثيري ندارد، بلكه ملاك كسب ارزشها عبارتند از:
1. ايمان و عمل صالح؛ «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً»[1] هر كس ـ از مرد يا زن ـ كار شايسته كند و مؤمن باشد قطعاً او را با زندگي پاكيزه‎اي حيات بخشيم.
2. تقوا؛ خداوند در قرآن مي‎فرمايد: اي مردم! ما شما را از زن و مرد آفريديم و شما را گروه گروه و قبيله قبيله گردانيديم، تا از همديگر بازشناخته شويد، بهترين شما در نزد خداوند با تقواترين شما است.
آيات و روايات بسياري در اين زمينه وجود دارد كه براي زن اهميت و جايگاه ويژه‎اي قايل است. اين مربوط به نظام اعتقادي و حوزه معرفت شناسي است كه به اختصار اشاره شد.
تا اينجا به اين نتيجه رسيديم كه اسلام زن را برده نمي‎داند بلكه از نظر اسلام مقام ومنزلت ويژه‎اي دارد. اسلام در واقع با برده داري زن مبارزه كرد و از زنان تجليل و احترام خاصي نمود. براساس اين جهان بيني كه زن از مقام و منزلت خاصي برخوردار مي‎باشد، روابط اجتماعي و حقوق خانواده نيز در اسلام تفاوت اساسي با رويكردها و ديدگاه‎هاي ديگر مكاتب دارد.

ب: جايگاه زن در خانواده؛
اسلام در نظام خانواده نيز براي زن ارزش و اهميت ويژه قايل است و هيچگاه آن را به عنوان برده نمي‎داند. همانگونه كه براي مرد حقوقي را در نظر گرفته است، براي زنان نيز حقوقي را مشخص نموده كه بايد مردان رعايت كنند. يا به تعبير ديگر در نظام خانواده و به منظور استحكام آن، هم براي مرد و هم براي زن يكسري وظايف در نظر گرفته شده كه بايد رعايت كنند.
با توجه به اين مطالب لازم است سؤالي را مطرح كنم و آن اينكه اگر مراد شما از كاركردن زن انجام همان وظايفي است كه اسلام براي زن در نظر گرفته،  اين هرگز به معناي برده دانستن زنان نيست، اسلام به خاطر حفظ شخصيت زن، وظايفي را به عهدة آنها گذاشته است كه در حدّ توان‌شان باشد و در عين حال عفت‌شان نيز حفظ شود. وظايف سنگين‌تر به عهدة مردان است. و امّا اگر مراد شما از كار كردن زنان، كار در بيرون از محيط خانواده است، اين بيشتر محصول نگرش غربي نسبت به زنان است كه زنان را وادار كرده است تا پا به پاي مردان به سخت‌ترين كارها اشتغال يابند. مسأله ديگري كه باعث شده تا زنان اين قدر سخت به كار و فعاليت بپردازند، مشكلات اقتصادي و تغييرات بنيادين در الگوهاي زندگي است. زندگي امروزه آن چنان سخت و طاقت فرسا شده كه زن و مرد را وادار به تحمل اين همه سختي و رنج حاصل از كار و فعاليت نموده است.
پس اگر مي‌بينيم زنان امروزه به كار و فعاليت مشغول هستند، به خاطر اين نيست كه اسلام آنها را برده بداند، بلكه به خاطر مشكلات اقتصادي و تغيير و تحولات الگوهاي زندگي است، و اگر علاقه داريد كه تعبير «برده بودن» را به كار بريد، بهتر است كه انسان امروزي را بردة الگوهاي زندگي نوين بدانيد كه فشار اقتصادي باعث شده تا زن و مرد هر دو اين گونه سخت به كار و كوشش بپردازند.
در پايان لازم به يادآوري است كه كار و تلاش چه براي زن و چه براي مرد تا جايي كه با اصول و ارزش‌هاي اسلام تعارض و تنافي نداشته باشد، هيچ اشكالي ندارد.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. مهدي مهريزي، از اسلام چه مي‌دانيم، زن؛ نشر خرم، چاپ اول، 1377.
2. سيد حسين تقوي دهاقاني، آسيب شناسي ديني فمينيسم، موسسه فرهنگ منهاج، چاپ اول، 1381.
3. محمد فنايي اشكوري، منزلت زن در انديشة سياسي، موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره)، چاپ اول، 1377.
4. علي قائمي، حيات زن در انديشه اسلامي، انتشارات اميري، چاپ اول، 1373.

پي نوشت:
[1] . نحل/97.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :