امروز:
سه شنبه 4 مهر 1396
بازدید :
635
اينجانب خانمي هستم 38 ساله متولد شهرستان اقليد كه داراي مشكل خانوادگي مي باشم در خانواده مذهبي از نظر مادي نسبتاً متوسط به دنيا آمده ام، امّا من در ازدواج مي توان گفت با شكست روبرو شده ام ابتدا شوهر من ناشنوا بوده و آن هم از نوع ژنتيكي كه به ما نگفتند و من بعد از ازدواجمان فهميدم كه به علّت نبود مادرم در قيد حيات و خوب نبودن وضع مادي خانواده ام و نداشتن پشتيبان خوب و دلسوز خود را قانع كردم كه بايد راضي بود. تا بعد از به دنيا آمدن دختر كه شوهرم بداخلاق، پرخاشگر،... و عيب بزرگ او اينست كه تا اتفاقي مي افتد قرآن را زمين مي زند و دست روي قرآن مي گذارد و اگر به او بگويي چرا اينطور مي كني مي گويد آخر شما هيچ چيز را قبول نداريد (در صورتي كه ايشان اهل نماز ـ روزه و مسائل مذهبي هستند) حال مرا راهنمايي كنيد با وجود دختر 12 ساله و اينكه چند سالي است كه پدر و مادرم را از دست داده ام (در قيد حيات نيستند) چه كنم؟ در ضمن ايشان نه نصيحت و نه راه و دليل و نه اينكه بگويي فلان كتاب را مطالعه كن قبول ندارد و اگر با او قهر كنم به زور تمام خواستهايش را از من مي گيرد.

خواهر محترم براي اينكه به سؤال شما پاسخ دهيم نيازمند اطلاعات بيشتري دربارة زندگي شما و روابط شما هستيم؛ مثل اينکه چند سال است اين حرف ها شروع شده است؟ چه موقع بيشتر است؟ شغل همسرتان چيست؟ آيا پس از اين عمل اظهار ناراحتي مي كند يا نه؟ و... اكنون با  توجه به مطالب نامه به پرسش شما پاسخ مي دهيم اميدواريم كه در حل مشكل شما كارساز باشد در صورت مبهم بودن و حل نشدن بحث لطفاً در نامه بعدي خود توضيح بيشتري بدهيد.
كانون محبت: قبل از هرچيز لازم است اشاره كنم كه فرزند شما نياز به محبت پدر و مادر، هر دو با هم دارد كمبود هر كدام مي تواند در روحيه او اثرات بدي بگذارد و او را در زندگي و تحصيل بي نشاط، نااميد و ناموفق سازد. پس لازم است به خاطر او صبور باشيد و توجه شوهرتان را به اين امر جلب كنيد كه جدال هاي خانوادگي، براي فرزندتان بسيار مخرّب و ناراحت كننده است و البته شما هم با راه حل هاي عاقلانه درصدد تغيير و اصلاح رفتار خود و شوهرتان برآئيد.

برخي از عوامل مؤثر در تسخير دل ها:
 1. محبت: هميشه و همه جا سخن منطقي خريدار ندارد؛ برخي افراد با منطق آرام مي شوند امّا برخي ديگر تشنه محبت اند. يك لبخند، يك كلام شيرين، يك احترام به شخصيت آنها و يا تمجيد از صفات خوبشان مي تواند معجزه كند به گونه اي كه او را اسير محبت خود مي گردانيد.
«از محبت تلخ ها شيرين شود»
البته تعريف و تمجيد از آنها به اين معني نيست كه هميشه گوش به سخنان زور ديگران بدهيم؛ بلكه اين محبت؛ خود گام اول ارتباط سازنده است ارتباطي كه زمينه تأثير شما در او را فراهم مي آورد به گونه اي كه او شما را محرم خود مي داند و گوش به انتقادهاي شما مي دهد بدون اينكه احساس خطري كند.
2. پرهيز از برد و باخت در بحث ها:
 نبايد چنين تصور شود كه اگر ما نسبت به ديگري و خطاهايش چشم پوشي کرديم، احساس كنيم كه در زندگي باخته ايم. اتفاقاً برعكس است انسان كريم و بزرگوار صبور است و نسبت به ديگران سريع عكس العمل نشان نمي دهد. او احساس نمي كند كه اگر كوتاه بيايد كم آورده است بلکه  با همين كار، آتش خشم و غضب طرف مقابل را مي خواباند و او را از كرده خويش پشيمان مي سازد. بحث هاي آميخته به جدال و پرخاشگري دو طرفه آثار سوء زيادي دارد از جمله آنها:
الف- در جدال و نزاع طرف مقابل احساس مي كند كه شخصيتش جريحه دار شده است؛ بنابراين درصدد مقاومت بر مي آيد و پرخاش مي كند.
ب- جدال، با ايمان سازگاري ندارد؛ چرا كه جدال نشانة كبر است.
ج-  در جدال، حق پوشيده مي شود؛ چرا كه در اين جنگ، حس لجاجت و خودخواهي و تعصب حكم فرما است و جدال اگر با انسان بي شخصيت صورت گيرد، او را بسيار جسور مي سازد به گونه اي كه به هيچ حريمي احترام نمي گذارد. پس جدال و نزاع روش خوبي در بحث ها نيست.
3. هنر گوش دادن:
يكي از اصول موفق در ارتباطات مؤثر هنر گوش دادن است كه باتمرين حاصل مي شود. بايد به افراد مجال داد تا سخنان خود را به طور كامل بگويند و با كمال دقت به سخنان آنها گوش داد. اين عمل بيش از هر چيز نشان مي دهد كه شخص به راستي دنبال حقيقت است. به علاوه دلسوز نيز هست و براي افكار طرف مقابل احترام و شخصيت قائل مي باشد. اين امر، سهم مؤثري در تحريك مثبت عواطف او دارد.
4. دلسوزي عملي:
دلسوزي عملي به معني واقعي، يكي از مهمترين عوامل برانگيختن عواطف ديگران و آماده ساختن زمينة فكري آنان براي پذيرش مسائل است. اگرآنها دلسوزي عملي از گوينده اي ببينند، ممكن است سخنان او حتي اگر استدلال هاي آن كاملاً مورد قبول آنان نباشدرا بپذيرند و نسبت به افكار و اعمال خود تجديدنظر كنند. گاهي پرخاش هاو عصبانيت هاي افراد بخاطر سختي هاي زندگي، فشار محيط كار، تحقير، احساس ناكامي و شكست ها و عقده هاي رواني دوران گذشته و يا نقص در عضو بدني است. اگر انسان حساب شده به آنها نزديك شود و از سر دلسوزي با آنها سخن بگويد، مي تواند در او اثرگذار باشد.
 5. اعتماد به نفس:
به خود تلقين نكنيد كه او شريك خوبي براي زندگي شما نيست. و به منفي بافي هاي ديگران نسبت به شوهرتان توجه نكنيد. باور داشته باشيدكه شما مي توانيد بر او اثر مثبت بگذاريد. از جملات و كلمات مثبت استفاده كنيد؛ مانند:" من مي توانم بالاخره موفق مي شوم"،"او تغيير خواهد كرد"‍‍
6. اصل تدريجي:
 يكي از اصول تغيير و اصلاح رفتار، اصل تدريج است يعني همانگونه كه يك صفت بدي تدريجاً به طور عادت و با تشويق اطرافيان در شخص رسوخ كرده ، به صورت تدريجي هم بايد برطرف شود. پس اميدوار باشيد و انتظار نداشته باشيد بلافاصله تغيير حاصل شود.[1] امّا بدانيد كه محبت، احترام، انتقاد خوب، تشويق شما گامي است به سوي تغيير خوب.
7. تقدير و تشكر:
هيچ چيز به اندازه احساس تقدير و با ارزش بودن،  به فرد حس خوبي نمي دهد.[2] براي او هديه اي هر چند كم قيمت تهيه كنيد به گونه اي كه او احساس كند شما واقعاً او را دوست داريد و به شخصيت او احترام مي گذاريد. سال روز تولد او و ازدواج خودتان را يادآور شويد و به او ابراز كنيد كه دوستش داريد.
8. جراحي روح:
بزرگان علم روان شناسي از انتقاد به جراحي روح ياد مي كنند[3] زيرا كه در اين امر انسان به شدت به شخصيت افراد نزديك مي شود شخصيتي كه سال ها با او بوده، با آن زندگي كرده و... . به همين خاطر انتقاد بايد در قالب بسيار ظريف و نرم ارائه شود. به زمان و مكان انتقاد توجه داشته باشيد به عنوان مثال، زماني كه او عصباني است و يا در جايي كه اطراف او افرادي هستند اقدام به انتقاد نكنيد. (آنجا جاي تمجيد از صفات خوب اوست و جاي سكوت است) سعي كنيد هرگاه با همديگر سازگاري داريد و رابطة بين شما صميمي است، با احترام کامل نكات و صفات بد او را گوشزد كنيد و بگوئيد كه شما صفات خوب زيادي داريد كه اگر اين عيب ها را برطرف كنيد بسيار عالي مي شود. از طرف ديگر شما خود را نيزدر معرض نقد و پيشنهاد او قرار دهيد. به سخنان او گوش دهيد. سعي كنيد صبورانه حرف هايش را بشنويد. زود عكس العمل نشان ندهيد. پس از اينكه حرف هاي او تمام شد، سخنان خود را مطرح كنيد.
 9.کمک گرفتن از واسطه با انصاف:
هرگاه آرام است، به او بگوئيد كه ما نياز داريم زندگي خود را با نشاط و شاداب گردانيم تا فرزندمان نيز در سايه اين فضاي خوب، احساس امنيت و شادابي كند. از او صميمانه بخواهيد كه هر گاه مشكل جدي اي داشتيد، براي حفظ و تداوم زندگي و حل مشكل، از فرد آگاه و خيري مانند امام جماعت، مشاور امر ازدواج و يا فرد مورد قبول هر دو طرف بخواهيد واسطه شود تا مشكل شما برطرف شود. البته بايد توجه داشته باشيد كه مشكل، مخصوص زندگي شما تنها نيست؛  همه خانواده ها با مشكلاتي روبرو مي شوند؛ امّا تنها افرادي موفق به حل مسأله مي شوند كه عاقلانه و حساب شده با آن  برخورد مي كنند.

نكته پاياني:
خواهر محترم! گاهي لازم است انسان براي حفظ زندگي و راحتي فرزندش و محبوب خداوند واقع شدن سنگ صبور باشد. تلخي ها را به اميد زندگي بهتر تحمل كند كه البته به اجر دنيوي و اُخروي آن خواهد رسيد. كار خانواده شوهرتان اشتباه بوده كه مشكل شنوايي شوهرتان را مطرح نكرده اند امّا الآن شما داراي فرزند هستيد آن هم دختر كه بسيار حساس و عاطفي است. سعي كنيدكريمانه اين اشتباه را ناديده بگيريد تا با اين كار، امنيت و شادابي را به زندگي خود و فرزندتان هديه داده باشيد. خواهرم همين طور كه در نامه ذكر كرديد هميشه بحث، دليل، معرفي كتاب، براي حل مشكل كارساز نيست؛ گاهي اهرم هاي عاطفي بيان و تحريك صفات مثبت، احترام به شخصيت، انتقاد سالم و سازنده و نوشتن نامه اي محترمانه بسيار عالي عمل مي كند. اميدوارم شما با مطالعه كتاب هايي در زمينه مسايل همسرداري و توجه به نكات كاربردي بالا بتوانيد رابطه مؤثر و موفقي داشته باشيد.

 معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. بهشت خانواده، سيد جواد مصطفوي، انتشارات دارالفكر، قم.
2. اخلاق در خانه، آيت الله حسين مظاهري، انتشارات رئوف.
3. اخلاق در خانواده، سيد علي اكبر حسيني، انتشارات اسلامي.
4. سيري درمسائل خانواده، حبيب الله طاهري، سازمان تبليغات اسلامي.

پي نوشت ها:
[1] . شرفي، محمدرضا، جوان و نيروي چهارم زندگي، تهران، سروش، 1380، ص 51.
[2] . ريچارد كارلسون، ازكاه كوه نسازيد، ترجمه سهيلا موسوي رضوي، تهران، نسل نوانديش، چاپ سوم، 1379، ص 140.
[3] . جوان و نيروي چهارم زندگي، ص 22.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :