امروز:
شنبه 28 مرداد 1396
بازدید :
939
چشم گريان
دنيا مي داند كه امام مظهر صلابت و استواري بود، ولي براي آدمهاي يك بعدي و كساني كه از اسلام و ايمان به خدا دور هستند، شايد قابل تصور نباشد كه يك انسان در عين صلابت و استواري در راه هدف و نيز سرسختي و انعطاف ناپذيري در برخورد با موانع و دشمناني كه بر سر راه هدف او قرار دارند، چگونه مي تواند در صحنه اي ديگر، مظهر رقت قلب، عاطفه و محبت باشد.
امام، راز و نيازها و مناجاتها و تهجدهايشان را كاملا مخفي و دور از چشم ديگران انجام مي دادند. با اينهمه در برخي موارد كه نمي شد مخفي كرد آنچه ديده اند و ديده ايم، بسيار عجيب است:
انساني كه در مرگ فرزند عزيز و ارشدش كه طبق دستخط خود ايشان، ميوه دل و روشني ديده پدر بوده است، گريه نكرد و فقط وقتي مطلع شد، گفت : انا لله و انا اليه راجعون.
پزشكان از اينكه امام گريه نكرده بودند، نگران بودند. آنها معتقد بودند كه بايد ايشان گريه كنند تا مبادا فشاري روي قلبشان وارد شود.
همين امام را كسي نديده است كه ذكر مصيبت امام حسين - عليه السلام - و يا حضرت زهرا - سلام الله عليها - و ديگر ائمه معصومين - عليهم السلام - را بشنوند و گريه نكنند.
يك روز به مناسبت يكي از وفيات ائمه - عليهم السلام -، چند نفري به عنوان خواندن دعاي توسل، به اتاق امام رفتيم. همه رو به قبله نشستند و شروع به دعا كردند. بعد از شروع، امام وارد شدند و در صف نشستند و همراه با همه دعا خواندند.
در ضمن دعاي توسل، يكي از آقايان ذكر مصيبت مختصري كرد. با آنكه ذاكر، روضه خوان ماهري نبود و با حضور امام دستپاچه شده بود و صدايش هم مرتعش و بريده بريده بود، اما همين كه شروع به روضه كرد - با آنكه هنوز مطلب حساسي را بيان نكرده بود - امام چنان به گريه افتادند كه شانه هايشان به شدت تكان مي خورد، بنده وقتي زيرچشمي به سيماي امام نگاه كردم، دانه هاي متوالي اشك را كه از زير محاسن معظم له روي زانوانشان فرو مي ريخت، ديدم.
چند لحظه اي طول نكشيد كه يكي از نزديكان از زاويه اي كه امام نبيند، به ذاكر اشاره كرد كه روضه را قطع كن. زيرا اين گريه شديد، ممكن بود خداي ناكرده بر قلب مبارك امام اثر بگذارد.
امام در مدتي كه در نجف اشرف بودند، در تمام شبهاي شهادت معصومين - عليهم السلام - در منزلشان ذكر مصيبت داشتند و به مناسبت رحلت حضرت زهرا - سلام الله عليها - اين برنامه سه شب ادامه داشت. آن گريه كردن و اشك ريختن بدون استثنا در همه اين روضه خوانيها وجود داشت.
افراد معمولي در مقام ذكر مصيبت معصومين و اولياء حق، معمولا بيشتر از آن كه از ياد مصيبت متاثر شوند تاثير شرايط جنبي مانند صوت غم انگيز و مهارت سخنوري گوينده و گريه و تباكي ديگران قرار مي گيرند و حالي پيدا مي كنند اما در مورد امام دفعات مكرري را ديدم علي رغم آنكه هيچيك از شرايط جنبي مذكور وجود نداشت به محض اين كه ذاكر السلام عليك يا ... را به زبان مي آورد اشك ايشان جاري مي شد و به شدت مي گريست و در واقع گريه امام بود كه در اين مجالس بي ريا هر دل سنگي را به ياد مصائب اولياء خدا و ائمه طاهرين ذوب مي كرد و باشكوهترين شور و حال معنوي را در بزم عاشقانه خود پديد مي آورد.
ديگر از ساقي نشان باقي نبود ز آنكه آن ميخواره جز ساقي نبود
خود به معني باده بود و جام بود گر به صورت رند درد آشام بود
محمد حسن رحيميان - در سايه آفتاب، ص 35
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :