امروز:
چهار شنبه 26 مهر 1396
بازدید :
968
شبي كه امام به حرم نرفتند
حضرت امام، جز در مواقعي مشخص هر شب، راس دو ساعت و سي دقيقه بعد از غروب آفتاب، براي ملاقات عمومي به بيروني تشريف فرما مي شدند و بعد از نيم ساعت تمام، بر مي خاستند و به حرم مشرف مي شدند، تا جايي كه در نظر دارم، تنها در يك مورد با آن كه به ظاهر هيچ گونه مجذوري نداشتند، وقتي كه موعد خاص فرا رسيد، از جا برخاستند و به جاي اينكه مثل هميشه، طول اتاق را طي كنند و به طرف دري كه از راه پله ها به كوچه منتهي مي شد، رفته و به سوي حرم حركت كنند، برخلاف انتظار از همان جا كه مي نشستند - و در كنار در منتهي به اندروني بود - به طرف اندروني باز گشتند.
طبق روال هميشگي، نعلينهاي امام را هم به آن طرف برده بودند كه با حركت امام به سوي اندروني يكي از آقايان به سرعت نعلينها را به اين طرف آورد و امام به اندروني رفتند! افراد حاضر، شگفت زده شدند؛ چرا كه امام را در حال سلامت و نشاط مشاهده كرده بودند. تنها بيماري بود كه مانع تشرف امام به حرم بود، همه از سلامت امام جويا شدند، ولي هيچ چيز معلوم نشد و حتي نزديكان نيز هيچ دليلي بر اين قضيه نيافتند، همه متعجب شده بوديم. به هر حال، ما هم به حرم مشرف نشديم و به مدرسه رفتيم.
روز بعد، گفته شد كه در همان ساعتي كه امام طبق معمول به حرم مشرف مي شدند، سفير ايران در بغداد به حرم آمده و به ظاهر به عنوان اهداي فرش از سوي شاه، مراسمي را برگزار كرده بود. با توجه به اطلاع دقيق آنها از زمان تشرف حضرت امام به حرم و انتخاب همين وقت براي مراسم مذكور و فيلمبرداري از آن، معلوم شد كه توطئه اي را در سر داشتند، بدين سان معماي عدم تشرف امام به حرم برايمان حل شد.
محمد حسن رحيميان - در سايه آفتاب، ص 41
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :