امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
654
ما در قبال فرزند سه سالةمان چه وظيفه و مسئوليتي داريم؟ و با شوهرم چگونه بايد برخورد كنم كه نه خودم عصبي شوم و نه شوهرم؟ و همسرم به من دروغ بزرگي گفته بايد با او چگونه برخورد كنم؟چه كنم تا شوهرم مواقعي كه ناراحت و عصبي هستم مرا درك كند طرز صحبت كردنم با او چگونه باشد تا حرفهايم را گوش كند؟ و چه كنم كه شوهرم نمازش را بخواند آيا كتابي هم براي آموزش در اين مورد هست؟ و چه كنم كه شوهرم دست از لجبازي بردارد؟

در قسمت اول به نكاتي كه يك خانواده، قبل از بروز مشكل بايد توجه كند اشاره مي كنيم، و در قسمت بعد به چند نكته در باب خانواده هاي مواجه با مشكل اشاره كرده و در قسمت پاياني، چهار قاعده، براي حل اختلافات زناشوئي بيان مي كنيم و در آخر درباره ترببيت فرزند مباحثي را مطرح مي كنيم.
الف: نكات قبل از بروز مشكل:
1- با همسرتان با مهرباني و صداقت صحبت كنيد. مي گويند: «صداقت رمز بزرگ موفقيت در زندگي است حتي اگر وانمود به صداقت كنيد باز هم موفقيد.». گاهي صادقانه رفتار كردن در ابتداي امر دشوار است خصوصاً اگر احساسات منفي فراواني نسبت به همسرتان داشته باشيد. اما اگر به جاي زخم زبان زدن و نفرت با همسرتان صادقانه برخورد كنيد، او را وادار خواهيد كرد به حرفهاي شما گوش بدهد، شما را درك كند و در برابر شما پاسخگو باشد. تغييرات رفتاري مي توانند موجب تغييرات فكري شوند.
2- يادتان باشد اگر با همسرتان مهربانانه صحبت كنيد، خشم و تدافع بين شما كم مي شود و جو آرامتري فراهم مي آيد كه مي توانيد در آن جو آرام، مشكلات خود را به بحث بگذاريد و دل به حل آنها ببنديد. پس در انتخاب كلماتي كه بر زبان مي آوريد دقت كنيد و مانند ديپلمات هاي ماهري صحبت كنيد كه هميشه با لحن مهربانانه و خيلي دقيق و حساب شده صحبت مي كنند و هرگز به شخصيت و مقام يكديگر توهين نمي كنند. براي آنكه از كلمات مهربانانه استفاده كنيد بايد به خودتان بگوئيد:
ـ همسرم يك انسان جايز الخطاست.
ـ همسرم با وجود برخي رفتارهاي مشكل آفرين و زننده اش هميشه انسان ارزشمندي است.
ـ مي توانم در عين حمايت از همسرم و ارزش قايل شدن براي او با مهرباني، احترام و صداقت، روي نگرشها و رفتارهاي نادرستش انگشت بگذارم.
3- از يك بُعد نگري بپرهيزيد. يك بُعدي نگري عبارت است از «تمركز شديد و افراطي بر يك روي سكه». كسي كه اسير يك بعدي نگري است، به صورت گزينشي فقط روي برخي از خصوصيات همسرش تمركز مي كند و برخي خصوصيات ديگرش را ناديده مي گيرد. وقتي به واسطه همين تك بعدي نگري فقط خصوصيات منفي همسرتان را مي بينيد، شخصيت او را هم بر اساس همين خصوصيات منفي ارزيابي و تعريف مي كنيد.
4- سؤالاتتان را روشن و شفاف بپرسيد. وقتي در مورد مسئله اي با همسرتان صحبت مي كنيد نبايد هيچ چيزي را ناگفته و در پردة ابهام بگذاريد. همسرتان از اظهار نظر مبهم و نامشخص شما به عنوان راه فراري براي اجتناب از تغيير استفاده مي كند. گاهي نيز موجب اختلافات بعدي شما و همسرتان مي شود، زيرا شما و همسرتان واقعاً نفهميده ايد بر سر چه چيزي به توافق رسيده ايد يا اختلاف داريد.
5- نقش يك الگو را بازي كنيد و با همسرتان همانطور رفتار كنيد كه دوست داريد با شما رفتار شود. اگر مي خواهيد همسرتان محترمانه تر رفتار كند و صبورتر باشد و همكاري، عشق، حمايت و مهرباني بيشتري نشان دهد، بايد در اكثر مواقع با او همين برخوردها را داشته باشيد. با اين كار، احساس خوبي نسبت به خودتان در همسر خود ايجاد مي كنيد. (توجه جدي شود.)
6- در مورد كارهاي خوب همسرتان ابراز نظر كنيد. همة انسانها سرانجام نسبت به بازخوردهاي مثبت و تشويق، واكنش مثبت نشان مي دهند. اگر بطور مرتب رفتارهاي مسؤلانه همسرتان را تشويق كنيد، او نيز رغبت بيشتري به برآورده كردن خواسته هايتان نشان مي دهد.
7- با همسرتان تماس بدني عاشقانه داشته باشيد. نوازشهاي ظريف و مهربانانة همسر، موجب آرامش انسان مي شود.و احساس امنيت خاطر او را تقويت مي كند. هر روز همسرتان را بغل كنيد، ببوسيد، نوازش كنيد و به طريقي با او تماس بدني عاشقانه داشته باشيد، يك تماس ظريف بدني گاهي اوقات مؤثرتر از هزاران كلمه حرف است.
8- كلامي كه ما در ارتباط با ديگران به زبان مي آوريم، بسيار بيشتر از آنچه تصور مي كنيم داراي پيام و معنا هستند. حجم و آهنگ صدا، نوع نگاه كردن، وضعيت ايستادن و حتي نفس كشيدن ها، همگي به شنونده كمك مي كند تا كلمات ما را تفسير كند و پيام آنرا دريابد. بنابراين اگر چه ممكن است ناخودآگاه مراقب اين موارد در هنگام ارسال پيام خود نباشيم، اما بايد توجه داشته باشيم كه به هر حال شيوة دريافت و استنباط يك سخن دقيقاً به شيوة ابراز آن بر مي گردد. از اين روست كه بسيار اتفاق مي افتد كه يك پيام به آساني، مغاير با منظور ما دريافت مي شود. گفتار فقط «7 الي 24» درصد از كل پيام ما را تشكيل مي دهد.
9-زوجين بايد در برخورد با رفتار ناشايست همسرشان صرفاً همان عمل را تقبيح نمايند نه كل وجود را. چون در اينصورت باعث تحريف شخصيت همسر و تضعيف عزت نفس او مي شود و مشكلاتي را در زندگي به بار مي آورد.
10- از وضعيت روحي همسرتان درك درستي داشته باشيد و متناسب با آن رفتار كنيد. همسراني كه روحيه همسرانشان را مي شناسند و مي دانند در وضعيت هاي روحي او، چگونه با او برخورد نمايند بدون شك زندگي موفقي خواهند داشت. وقتي همسر كسي خندان است،‌صدايش زنگ شادي دارد. حركاتش توأم با اعتماد است، همسر تيز بين بايد درك كند كه همسرش روز خوبي را در پي داشته است و موقعيت خوبي است جهت بحث و گفتگو و...، برعكس وقتي احساس مي كنيد هسمر شما از روحية خوبي برخوردار نيست روحية او را خراب تر نكنيد، از مشقت هاي زندگي نناليد، درخواست نكنيد، فشار وارد نياوريد، و... تا بدين ترتيب روابط شما آسيب نبيند.
11- به همسرتان اجازه دهيد بعضي مواقع با خودش تنها باشد. و با خودش خلوت كند، تا تسكين بيابد و حالت مقاومت او افت پيدا كند و سيستم عصبي اش آرامش پيدا كند در چنين مواقعي برخي از زنان و مردان به حساب اينكه مي خواهند با همسرشان همدردي كنند اصرار مي كنند و سؤالات پي در پي مي پرسند اما تجربه نشان داده در اكثر مواقع اينگونه سؤال پيچ كردن ها به واكنش منفي طرف مقابل منجر مي شود.
12- بايد بدانيم كه همدلي كردن ديگران به خصوص همسران در ارتباط ما با همسرمان كاملاً مؤثر خواهد بود. «همدلي به معني ديدن يك موقعيت از ديدگاه فرد ديگر است و البته به معناي موافقت با آن نيست» بنابراين اگر شما بتوانيد به مسائل متعدد زندگي با نگاه همسرتان نگاه كنيد، و احساس او را به مسائل درك نماييد و سعي نماييد در برخوردها، آنها را مدنظر قرار دهيد، در واقع شما به يكديگر نزديك شده ايد، و موفق شده ايد كه واكنشهاي تدافعي از ناحية همسرتان را كاهش دهيد.
13- در رابطه با برآوردن توقعات، آنچه مهم است چگونگي خواستن است. ما با عبارات و جملات متفاوتي مي توانيم يك موضوع را مطرح كنيم. بهترين و مؤثرترين روش اين است كه نحوة بيان ما، از لحن آمرانه و دستور به دور باشد و جمله ها، بياني گرم و زباني صميمي داشته باشد. در اينصورت، معمولاً طرف مقابل متقاعد مي گردد كه در صورت فراهم بودن شرائط، خواسته هاي ما را تحقق ببخشد.
14- زنان و مردان به طور يكسان و همگون فكر نمي كنند، عمل نمي كنند، واكنش نشان نمي دهند. لذا بايد اين خصيصه جنسيتي را در انتظار داشتن از همسرتان مدنظر داشته باشيد و از آنها توقعات غير واقعي و غير هماهنگ با جنس آنها نداشته باشيد.[1]
ب: نكات بعد از بروز مشكل
در اين زمينه اگر به حالت بحران رسيديد، توصيه هاي زير براي بحران زدايي از خانواده مؤثر است:
1. شخصيت همسرتان هر چه باشد، شما هم نياز به دوباره سنجي اعتقادات خود در مورد زندگي داريد. اين باور كه «شما بي عيب و نقص نيستيد.» و «بخشي از بحران منسوب به شماست» يك نوع آمادگي و انعطاف روحي ايجاد مي كند و براي دستيابي به تفاهم ضرورت زيادي دارد.
2. مشكلات زندگي، همه يك جور نيستند و از لحاظ موضوع، عمق و پيچيدگي با هم فرق دارند، از اين رو زمان مورد نياز براي بحران زدايي هر مورد متفاوت مي باشد. هرگز عجولانه و شتاب زده با مشكلات برخورد نكنيد، بلكه اعتقاد داشته باشيد كه مشكلات به تدريج و به مرور زمان شكل مي گيرند و بر همين اساس، به صورت تدريجي نيز بايد حل شوند. (توجه به اصل تدريج در زندگي).
3. بحران ها و مشكلات زندگي، محك لياقت و شايستگي شما به شمار مي آيند. سعي كنيد با عبور از اين بحران، لياقت، جديت و توان خود را به اثبات رسانيد. حل هر بحران، توان و انگيزة شما را در حل بحران هاي آينده به شدت افزايش مي دهد.
4. اجازه ندهيد حوادث و افراد، شما را بكوبند.، روحية‌خود را دستخوش ناملايمات نكنيد و در بحران، همت خود را مصروف اين نمائيد كه از توان و انرژي رواني و جسمي تان كاسته نشود.
5. دوباره سنجي انتظارات و توقعات شما از همسرتان، در برخي موارد به كاهش بحران منجر مي شود. مثلاً بايد از خود بپرسيد اينكه من معتقدم «همسرم بايد چنين و چنان مي كرد» اين «بايد ها» از كجا نشأت گرفته اند؟ و چگونه «بايد ها» به قوانين و مقررات تغيير ناپذير زندگي تبديل شده اند؟ و چرا اين بايد ها را متوجه خود نمي كنيد؟ اين عمل در بررسي امكانات همسرتان و ارزيابي قدرت واكنش او به خواسته هاي شما، سودمند است.
6. براي تغيير در روحية همسرتان و در نتيجه مشكل زدايي از زندگي، برخي شرايط حاكم بر خانواده را تغيير دهيد مثلاً‌ پيشنهاد يك مسافرت، افزودن برخي برنامه هاي متنوع به زندگي و در صورت امكان تغيير در شرايط و ساعات كار و بازگشت به منزل و تغيير الگوهاي ارتباطي با همسر، از اين قبيل موارد است.
7. فلسفة زندگي را از بدبيني، مانع تراشي، انعطاف ناپذيري هاي از روي لجاجت، بسوي خوش بيني، رفع موانع و انعطاف پذيري سوق دهيد، چنين امري به مهار كردن عواطف و حفظ قواي حياتي شما كمك خواهد كرد.
8. براي حوادثي كه شايد هرگز روي ندهد يا مربوط به مشكل و بحران حاضرتان نيست، خودتان و همسرتان را آزار ندهيد.
9. از كاه، كوه نسازيد و مسايل را بزرگ نكنيد، بدانيد كه در زندگي افراد خوشبين كاه و كوه هر دو وجود دارد ولي در زندگي افراد بدبين فقط كوه وجود دارد، زيرا آنها از هر كاه، كوهي مي سازند و در برابر آن اظهار عجز مي كنند.
10. در برخي از بحران هاي خانوادگي، هر يك از زوجين با مطرح كردن خاطرات دردناك، اشتباهات گذشته و به رخ يكديگر كشيدن آنها و اصرار بر پذيرش آنها از طرف مقابل، مشكل را پيچيده تر مي كند. در حالي كه قضاياي گذشته يا ربطي به بحران حاضر ندارند و يا فعلاً زماني نيست كه بتوان چنين پيوندي را بين گذشته و حال برقرار كرد. بهترين فرمول در اين گونه موارد اين است كه هر يك از ديگري صادقانه بپرسد: « از اين به بعد، از من چه انتظاراتي داريد كه انجام دهم؟» اين پرسش پيوند مشكل امروز را با گذشته هاي دور به كنار مي نهد و با طرح يك پرسش مشخص، در پي پاسخ مشخصي بر مي آيد و در نهايت، مشكل به شيوة معقولي حل خواهد شد.
11. بايد توجه كرد كه زوجين در بسياري از مشكلات به خصوص حالت بحراني آنها، به دليل آسيب ديدن الگوي ارتباطي (عاطفي،‌كلامي) توان حل مشكل خود را ندارند و بسياري از همين زوجين به خاطر جهل به مسأله و عدم درك پيچيدگي مشكل، اصرار دارند كه خودشان مشكل خويش را حل كنند و از پا درمياني نفر سوم جلوگيري مي كنند. ولي اين گونه زوجين بايد بدانند كه افراد بحران زده خود در رفع بحران، آمادگي و شرائط لازم را ندارند لذا حضور فرد سومي به عنوان مشاور و متخصص فن مي تواند در رفع مشكل و بحران آنها مؤثر باشد.[2]
ج: چند قاعدة پيشنهادي براي حل اختلاف
اين چهار قاعدة اساسي براي حل اختلافات زناشوئي را هميشه مدنظر داشته باشيد:
1. نقطه نظر همسرتان مثل نقطه نظر شما معتبر است.
درك اين نكته بسيار مهم است. همسرتان همان قدر بر عقايد و احساساتش اصرار دارد كه شما اصرار داريد و نقطه نظر شما نه از نقطه نظر همسرتان بهتر است و نه بدتر. مذاكره كننده هاي موفق خيلي خوب به اين امر واقفند و با احترام گذاشتن بسيار زياد به نقطه نظر ديگران، حداكثر بهره را از اين قضيه مي برند. وقتي همسرتان مي بيند واقعاً نقطه نظر او را درك مي كنيد و به نقطه نظر او احترام مي گذاريد، مذاكرات شما با او بر محور احترام، حمايت و درك متقابل پيش مي رود. اگر هنگام مذاكره سخت اصرار داشته باشيد كه نقطه نظر همسرتان نادرست است و به اندازه نقطه نظر شما مهم نيست، خيلي زود درگير جنگي شديد خواهيد شد.
2. هنگام مذاكره متوسل به تهديد، توهين يا اتمام حجت نشويد.
 برخي مردان و زنان هنگام حل مشكل از اين كه طرف مقابل آنها را در دام بيندازد، به آنها توهين و با آنها اتمام حجت كند ناراحت مي شوند. اين گونه راهكارها باعث مي شود همسرتان موضع دفاعي بگيرد و توهينها و اتمام حجتهاي شما را متقابلاً جواب دهد.
3. وقتي بحث شما رو به وخامت مي گذارد ، براي مدتي بحث را تمام كنيد.
وقتي صداي شما بالا رفت و رگهاي گردن تان بلند شد، بايد براي كسب مجدد آرامش يك وقت استراحت كوتاه بگيريد. وقتي در مورد اختلافات خود با همسرتان عصباني و برآشفته مي شويد، احتمالاً خيلي پرتوقع شده ايد و مشكل را بيش از حد جدي گرفته ايد.
4. آمادة مصالحه باشيد.
مذاكره با هدف (نه توقع) قانع كردن همسرتان جهت پذيرش راه حلهاي پيشنهادي شما، عمل خوبي است. اما اگر فقط روي حرف خودتان اصرار بورزيد، اوضاع وحشتناكي پيش مي آيد.اگر همسرتان ببيند شما قصد خودرأيي نداريد، خودش را براي مصالحه آماده مي كند.[3]

تربيت فرزند
تربيت فرزند مهمترين وظيفة پدران و مادران است و هر پدر و مادر خردمندي سعي دارد كه آنرا به خوبي انجام دهد. و خواستار آن است كه از ميان روش هاي گوناگون روشي را برگزيند كه در كوتاه ترين مدت به عالي ترين نتايج برسد. البته بديهي است كه اين امر، نيازمند كسب آگاهي و تجربه است، و كسي كه مي خواهد در اين مسير گام بردارد بايستي با جوانب مختلف آن آشنا باشد. لذا به منظور آشنائي بيشتر شما، روشهاي فرزند پروري را بيان كرده و در پايان نكات مهم و دقيقي در تربيت فرزند را ذكر مي كنيم.
تاريخچة تعليم و تربيت نشان مي دهد كه شيوه هاي مختلف و گاه متضادي براي پرورش فرزندان به كار گرفته شده است. و يقيناً شما مي خواهيد بدانيد كه در اين ميان چه الگوهايي را براي تربيت فرزندان خود اتخاذ كنيد. به همين منظور ما روشهاي تربيتي را به سه نوع كلي: 1. تربيت سهل گير. 2. تربيت سخت گير. 3. تربيت مقتدر تقسيم كرده و ويژگي هاي هر كدام را بيان خواهيم كرد.
1. تربيت سهل گيرانه
پدر و مادرهاي سهل گير از فرزندانشان توقع خاصي ندارند، آنها را تنبيه  نمي كنند، و تمايلي به جهت دادن به رفتارهايشان ندارند. فرزندان آنها خودشان رفتار خود را تنظيم مي كنند. پدر و مادرهاي سهل گير بر رعايت قوانين تأكيد نمي كنند و بر خودگرداني فرزندانشان اصرار دارند. فرزندانشان را كنترل نمي كنند ولي نسبتاً گرم و مهربانند و برخي از آنها نيز سرد و بي عاطفه اند.[4]
يكي ديگر از ويژگي هاي خانوادة سهل گير بي توجهي به آموزش جدي رفتارهاي اجتماعي است. در اين گونه
خانواده ها به طور كلي قوانين بسيار محدودي وجود دارد و افراد نسبت به اجراي قوانين و آداب و رسوم اجتماعي چندان تقيدي ندارند و هر كس هر كاري بخواهد مي تواند انجام دهد و دخالت در كارهاي يكديگر معنا ندارد. چرا كه در خانواده سهل گير به تعداد افراد خانواده رأي و نظر وجود دارد.
گرچه فرزندان پدر و مادرهاي سهل گير، داراي استقلال فكري و عملي بوده و بيش از گروههاي ديگر راضي هستند، و عزت نفس بيشتري داشته و تكانه هاي خود را بهتر كنترل مي كنند. اما به سبب آنكه هر كس به جاي توجه به منافع عمومي خانواده، به منافع خود توجه دارد، در اين گونه خانواده ها تزلزل روحي بيشتر به چشم مي خورد، و همين تزلزل باعث بي بند و باري كودكان شده، و احساس مسئوليت آنان نسبت به زندگي كمتر مي شود. و گاهي اصلاً احساس مسئوليت نمي كنند. در نتيجه توانمندي اين كودكان براي ادارة زندگي اجتماعي كاهش مي يابد و در جامعة بزرگتر غالباً با مشكلات اخلاقي و اجتماعي مواجه مي شوند.[5]
اين سبك تربيت با رهنمودهاي معصومين ـ عليهم السلام ـ سازگاري ندارد همچنانكه امام باقر ـ عليه السلام ـ مي فرمايند: بدترين پدران كساني هستند كه در نيكي كردن به فرزند زياده روي كنند.[6]
2. تربيت سخت گير و مستبد
در اين خانواده ها بر قدرت والدين بيش از اندازه تأكيد مي شود والدين براي اجراي دستورات خود اطاعت بي چون و چرا مي خواهند و لزومي براي ارائه دليل نمي بينند. پدر و مادر مستبد حتي براي كارهاي مربوط به كودكان، اميال آنها را در نظر نمي گيرند و آنچه را كه مطابق ميل و دلخواه خود است به انجام مي رسانند. پدر و مادرهاي مستبد، رفتار فرزندانشان را با قوانين و قواعد، كنترل مي كنند و براي اصلاح فرزندانشان به تهديد يا زور متوسل مي شوند. تصميمات آنها بي چون و چراست و فقط از قانون حرف مي زنند.
فرزندان اين گونه خانواده ها كمتر به خود متكي بوده، خلاقيت كمي دارند و از اين كه بخواهند در چنين محيطي ادعاي حق كنند هراس دارند. و معمولاً مطيع و فرمانبردارند، اين كودكان احساس ناامني كرده و از خود استقلال كافي ندارند و سرانجام اينكه، گرايش بيشتري به انحرافات اخلاقي از خود نشان مي دهند.
تربيت والدين سخت گير در پسران نسبت به دختران نتايج منفي دراز مدت بيشتري بر جاي مي گذارد، فرزندان پسر والدين خود كامه، از نظر توانايي شناختي و اجتماعي در رده پاييني قرار دارند، عملكرد تحصيلي و فكري آنها ضعيف است و در روابط آنان با همسالان حس ابتكار، رهبري و اتكاي به نفس ديده نمي شود، اين نوع كودكان تمايلي به شركت در كارهاي گروهي ندارند و از قبول مسؤليت خودداري مي كنند. اينان در سنين نوجواني بيشتر اوقات خود را با همسالان به ولگردي و پرسه زدن در خيابانها مي گذرانند.[7]
پيشوايان اسلام الگوي تربيتي سخت گيرانه را نادرست تلقي فرموده اند.
3. تربيت مقتدرانه:
والدين مقتدر،والديني هستند كه كودك را به شيوه اي كه در نظر آنها اطمينان بخش و قاطع است آزاد مي گذارند. در چنين خانواده اي فرزند به استقلال و آزادي فكري تشويق مي شود، در عين حال كه نوعي محدوديت و كنترل از طرف والدين بر او اعمال مي شود. در اين خانواده ها اظهار نظر و ارتباط كلامي وسيعي در تعامل كودك با والدين وجود دارد و گرمي، صميميت و محبت نسبت به كودك در سطح بالايي است.
از ديگر ويژگيهاي اين خانواده، انضباط توأم با رفتار خود مختارانه است. والدين هر گاه كودك را از چيزي منع مي كنند و يا از وي انتظاري خاص داشته باشند، براي او مسأله را خوب تبيين كرده، دليل آن را ارائه مي كنند و به هنگام منع از رفتارهاي ناپسند، رفتار درست را به عنوان جايگزين به كودك ارائه مي كنند. در چنين خانواده اي تقسيم كار وجود دارد به طوري كه هر يك از اعضاء، مسؤليتي را به عهده مي گيرند و در تصميم گيريها و روش زندگي و ديگر مسائل بر اساس مشورت و پيروي از مبناي عقلي و مصلحت انديشي رفتار مي شود.
تحقيقات انجام گرفته حكايت از اين دارند كه نمرات درسي كودكان اين خانواده ها و حتي بهره هوشي آنها نسبت به بقية‌الگوها، پيشرفت بهتري داشته و از حس كنجكاوي بيشتري برخوردارند، خلاق هستند و در بين همسالان خود به حدي محبوبيت دارند كه مي توانند رهبري گروه را به عهده بگيرند.[8]
پدر ها و مادرهاي مقتدر، به تغييرات جسمي و كلامي فرزندانشان توجه دارند و سبك تربيت خود را باتوانايي هاي در حال تكوين فرزندانشان هماهنگ مي كنند.
نزديكترين الگو و روش تربيتي به دستورات اسلام روش مقتدرانه است.

چند نكتة مهم تربيتي:
1. با طفل خود كودكانه بازي كنيد، بازي بزرگسالان با كودكان در برنامه هاي تربيتي امروز بسيار مهم تلقي شده است.
2. فرزند خود را ببوسيد، «پس همانا براي هر بوسيدن درجه اي است در بهشت»[9]
3. با سلام كردن به فرزندتان به او شخصيت بدهيد.
4. كودك را در كارهاي كودكانة خود تمسخر نكنيد و كارهايش را احمقانه نخوانيد.
5. هيچ چيز به قدر تحقيري كه كودك در قبال قدرت و زورنمايي بزرگترها در خود احساس مي كند، اعتماد به نفس او را خاموش نمي كند. به خصوص وقتي كه پس از توسل به زور به او بگويند: بي خود سعي نكن، تو نمي تواني، عرضه اش را نداري و...
6. تذكرات بايد چنان با ملايمت باشد كه سدي بين والدين و فرزندان نشود.
7. مادر خوب كسي است كه عاقلانه خواهشهاي كودك را از راههاي صحيح و با روش درست تعديل كند.
8. ايمان را در كودك خود پرورش دهيد. كودكاني كه از اول با ايمان به خدا تربيت مي شوند، اراده اي قوي و رواني نيرومند دارند.
9. نوازش، يكي از غذاهاي رواني كودك است كه بايد به اندازة كافي از آن تغذيه شود.
10. والدين موظفند از كودكي، قبح گناه و تنفر مردم از گناهكار را به كودك بفهمانند و در كارهاي بد او را توبيخ و در كارهاي خوب او را تشويق كنند.
11. تذكرها در صورتي اثر دارد كه والدين خود عامل به آنها باشند.
12. در تذكر، ديگران را به رُخ كودك نكشيد و كسي را با او مقايسه نكنيد.
13. از طريق داستان سرائي، بسياري از مفاهيم مانند حق دوستي، ايمان، رسوا جلوه دادن كار زشت و... را به كودك القاء كنيد.
14. تخطئه كردن كودكي كه با سؤالات خود انسان را خسته مي كند، حس كنجكاوي او را تضعيف مي نمايد.
15. در هنگام سؤال كردن كودك، كاملاً گوش كنيد و بي حوصلگي و بي توجهي نكنيد، و پس از شنيدن سؤال اندكي تأمل كنيد و با فكر پاسخ دهيد و اگر پاسخ را هم مي دانيد اين تأمل، براي وانمود كردن لازم است چرا كه ناخودآگاه، كودك را به فكر كردن وادار كرده  و آموزش داده ايم.
16. نحوة آموزش كودك غير از دانشجوي دانشگاه است، كودك در حين بازي و تفريح بايد خيلي از چيزها را ياد بگيرد، بنابراين بايد در انتخاب اسباب بازي و نوع بازي دقت كنيم و نيز توجه به مراحل رشد كودك داشته باشيم.
17. احترام والدين نسبت به همديگر شادابي و نشاط، و ادب كودك را زياد و او را آماده پذيرش آموزش از شما
مي كند.
18. سعي كنيد هيچگاه مشاجره نكنيد به ويژه در برابر فرزندان خود، چون به شدت آنها را مي آزاريد و شخصيت آنها را دگرگون مي كنيد.
19. از نظر مادي فرزندان را آنقدر اشباع نكنيد كه به بيراهه بروند و آنقدر نيز بي توجه نباشيد، كه هر دو سوي قضيه خطرناك است.
20. در انتخاب لباس و... به كودك اختيار بدهيد، كه در شكوفائي استعداد او مؤثر است.
21. مادر بهترين راز دار فرزند است و بايد زمينة لازم را براي حفظ اسرار فرزندان فراهم كند. و از افشاي اسرار فرزند خودداري كند.[10]

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
ريحانة بهشتي، سيما مخبر، قم: انتشارات نورالزهرا، 1382.
چگونه فرزند داشته باشيم، محسن كاظمي تهران: انتشارات موسسه فرهنگي سماء، 1382.
سفر پرماجراي كودك، پاول اس، كاپلان، ترجمة: مهرداد فيروزبخت، تهران: انتشارات خدمات فرهنگي رسا، 1381.
كودك از نظر وراثت و تربيت، محمد تقي فلسفي، تهران: انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1378.
اخلاق در خانواده، سيد علي اكبر حسيني، تهران: انتشارات اسلامي، 1369.
اخلاق در خانه، حسين مظاهري، قم: انتشارات رئوف، 1371.
مردان زميني، زنان زميني، كنت ونينگ، ترجمة: مهرداد فيروز بخت، تهران انتشارات شناخت، 1378.
چگونه با تفاهم زندگي كنيم. حسن (قاسم) ملكي، زنجان: انتشارات نيكان كتاب، 1383.
مردان مريخي زنان ونوسي، جان گري، ترجمه: شيرين رايكا، تهران: انتشارات طنين، بي تا.
راز كاميابي در بحرانهاي زندگي، ال سيبزت، ترجمة: امين برجسته، كرمان: انتشارات خدمات فرهنگي، 1380.
تفاهم (روانشناسي رفتار)، كيهان نيا،‌تهران: نشر، مادر،‌1379.

پي نوشت ها:
[1] . اقتباس از دو كتاب: كنت و نينگ، مردان زميني، زنان زميني، ترجمة: مهرداد فيروز بخت، تهران، انتشارات شناخت، چاپ اول، 1378، ص 20 تا 93 و: ملكي، حسن قاسم، چگونه با تفاهم زندگي كنيم، زنجان، انتشارات نيكان كتاب، چاپ سوم، 1383، ص 84 تا 113.
[2] . اقتباس از بروشورهاي مركز مشاوره موسسه آموزشي پژوهشي امام خميني(ره).
[3] . گنت و نينگ، مردان زميني، زنان زميني، ترجمة : مهرداد فيروز بخت، تهران، انتشارات شناخت، چاپ اول، 1378، ص 93.
[4] . پاول اس، كاپلان، سفر پر ماجراي كودك، ترجمة: مهرداد فيروز بخت، تهران، ‌انتشارات خدمات فرهنگي رسا، چاپ اول، 1381، ص552.
[5] . جمعي از نويسندگان، روانشناسي رشد، ‌تهران، ‌انتشارات سمت، چاپ اول، 1375، ج2، ص871.
[6] . فلسفي، محمد تقي، كودك از نظر وراثت و تربيت، ‌تهران، انتشارات: دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چاپ اول، 1378، ج2، ص250.
[7] . همان، ص 874.
[8] . همان،ص 877.
[9] . حر عاملي، محمد بن حسن، وسايل الشيعه، مؤسسه ال البيت، ج15، ص194،‌حديث3.
[10] . اقتباس از دو كتاب: مخبر، سيما، ريحانه بهشتي، ‌قم: انتشارات نورالزهرا، چاپ دوم، 1382، ص 221؛ كاظمي، محسن، و چگونه فرزند داشته باشيم، تهران: انتشارات مؤسسه فرهنگي سماء، چاپ دوم، 1382، ص82.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :