امروز:
شنبه 28 مرداد 1396
بازدید :
963
احترام به قرآن و عزاداري امام حسين (ع)
امام در پرتو ايمان به خدا و ياد او، از چنان آرامش قلب و طمانينه اي برخوردار بودند كه شرايط گوناگون و متضادي از قبيل مصائب بزرگ و گرفتاري ها، يا خوشيها و پيروزي ها هرگز ايشان را هيجان زده نمي كرد. حتي در روال برنامه هاي روزمره ايشان نيز تاثيري نمي گذاشت. به همين دليل بود كه معظم له در هيچ شرايطي كنترل خويش را از دست نمي دادند و نظم و انضباط دقيقي كه در كارهايشان داشتند، به هم نمي خورد. امام نه تنها در مسائل و ظريفترين آداب هم همان دقت و كوشش را داشتند؛ حتي در مسائل و آدابي كه در نظر بسياري از مومنان، مورد غفلت قرار مي گيرد.
يك بار، فردي تعدادي قرآن در قطع كوچك كه فقط محتوي چند عدد از سوره هاي قرآن است، آورده بود، تا پس از امضاي امام، براي رزمندگان جبهه هديه ببرد.
چون تعداد زياد بود، گفتيم كه اين كار، وقت امام را مي گيرد و باعث زحمت معظم له مي شود. آن شخص اكتفا كرد كه قرآنها به دست امام برسد. و - به اصطلاح او - به دست امام تبرك شود! او گفت كه همين قدر هم كه اين قرآنها با دست امام لمس شده باشد، براي بچه هاي جبهه بسيار خوشحال كننده است. ما هم قبول كرديم و قرآنها را كه در يك پاكت بزرگ بود، نزد امام برديم.
در آخر كار، وقتي مي خواستيم از خدمت امام برگرديم، يكي از آقايان پاكت محتوي قرآنها را برداشت و به طرف دست حضرت امام نزديك كرد.
معظم له به گمان آنكه طبق معمول كه گاهي نبات و امثال آن را براي تبرك مي برديم، دستشان را جلو آوردند. ولي وقتي چشمشان به داخل پاكت افتاد، فرمودند:
اينها چيست؟
به عرض رسيد كه اينها قرآنهايي است كه شامل چند سوره است، خواسته اند كه براي جبهه تبرك شود! امام كه هميشه حركاتش كاملا آرام و معتدل بود، ناگهان به طور بي سابقه اي، با شتاب و شدت مضطربانه اي، دستشان را عقب كشيدند و با لحني تند و عتاب آميز فرمودند:
من قرآن را تبرك كنم؟! اين چه كارهايي است كه مي كنيد؟!.
در مورد قرآن، نكته جالب ديگري از امام به طور مكرر ديده ام. گاهي به دلايلي، قرآنهايي را در كيف دستي به محضر امام مي برديم. يك بار كه بدون توجه، قرآن را نيز همواره با چيزهايي ديگر از كيف بيرون آورده، روي زمين گذاشتيم. امام كه مراقب بودند، فرمودند:
قرآن را روي زمين نگذاريد.
و بلافاصله دستشان را جلو آورده، آن را گرفتند و روي ميزي كه در كنارشان بود، گذاشتند. بعد ما متوجه شديم كه چون خود حضرت امام روي كاناپه نشسته اند، نمي خواهند قرآن روي زمين بماند و در نتيجه پايين تر از جايي كه نشسته اند، قرار گيرد.
يك بار نيز همه ديدند كه حضرت امام (س) در يك مراسم ملاقات در حسينيه جماران به طور استثنايي به جاي آنكه در جايگاه، روي صندلي بنشينند - با آنكه صندلي را مثل هميشه آماده كرده بودند - روي زمين نشستند. اين همان روزي بود كه برندگان مسابقه قرائت قرآن آمده بودند و قرار بود در آن جلسه چند آيه قرآن تلاوت شود.
البته در مناسبت ديگر هم امام به جاي صندلي، روي زمين مي نشستند. آنهم روز عاشورا و به احترام عزاداري امام حسين (ع) بود.
حضرت امام، هر سال چند روز قبل از ماه مبارك رمضان، دستور مي دادند كه چند ختم قرآن براي افرادي كه مد نظر مباركشان بود قرائت شود. در آخرين رمضان حيات حضرت امام، وقتي كه اين مطلب را مطرح كردند، به ذهنم آمد كه چند رمضان است كه موفق به ختم كامل قرآن نشده ام. تصميم گرفتم براي اينكه توفيق اجباري پيدا كنم، دوختم آن را خود و خانواده تقبل كنيم كه به حمد الله اين توفيق حاصل شد. نكته اي كه نه به خاطر خودستايي بلكه به خاطر ستايش از معنويت و خلوص امام مناسب است متذكر شوم، اين است كه احساس كردم كه اين ماه رمضان در خانه ما از نظر معنويت و حال عبادت برايمان بي نظير يا كم نظير است. اكنون برايم يقين حاصل شده است كه اينهمه در پرتو عنايت و تفضلي بوده كه خداوند منان به خاطر آن ختم قرآن، نصيبمان فرمود.
محمد حسن رحيميان - در سايه آفتاب، ص 113
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :