امروز:
سه شنبه 28 شهريور 1396
بازدید :
967
اطلاع دقيق
حضرت امام براي اطلاع از اوضاع و احوال جاري در داخل و خارج از تمام راهها و كانالهاي موجود و ممكن استفاده مي كردند، به گونه اي كه اولا در حد ممكن از همه مسائل مهم مطلع شوند، ثانيا اطلاعاتشان نه فقط از يك كانال، بلكه از كانالهاي متعدد و گوناگون باشد كه مي توان آنها را به محرمانه، غيرمحرمانه، داخلي، خارجي، دوست و دشمن تقسيم كرد.
گذشته از اطلاعاتي كه از طريق ملاقاتهاي حضوري و نامه هايي كه به طور باز و از همه جناحها و حتي ضدانقلاب و غيرانقلابيها به امام مي رسيد، تمام بولتنهاي محرمانه نهادهاي جمهوري اسلامي مورد استفاده حضرتشان قرار مي گرفت. در اين ميان بولتن ويژه خبر گزاري جمهوري اسلامي از بولتنهايي بود كه روزانه به محضرشان تقديم مي شد. به ياد دارم در اوايل، اين بولتن روزهاي جمعه نيز آماده مي شد، ولي ارسال آن همراه با بولتن روز شنبه بود كه حضرت امام با سراغ گرفتن از آن در روزي كه واصل نمي شد، ما را متوجه مي فرمودند كه نبايد تاخير شود. با تماس با خبرگزاري مقرر شد كه روزهاي جمعه نيز طبق روزهاي ديگر، بولتن ارسال شود.
روزنامه هاي صبح و عصر نيز در اولين فرصت ممكن بدست حضرت امام مي رسيد. در ميان بولتنها، بولتني كه هر چند روز يك بار، تهيه مي شد و حاوي ترجمه مهمترين مقاله ها و تحليلها از روزنامه ها و مجله هاي خارجي بود، مورد توجه حضرت امام بود. به گونه اي كه گاهي كه چند روز فاصله مي شد، سراغ آن را مي گرفتند.
حضرت امام گذشته از گوش كردن مستمر اخبار از صدا و سيماي جمهوري اسلامي در نوبتهاي متعدد، بسياري از راديوهاي بيگانه را به طور مرتب گوش مي دادند؛ به طوري كه اگر تغييري در ساعت پخش يا فركانس هر يك از آنها پيش مي آمد، اولين كسي بودند كه متذكر مي شدند. يك روز اين جانب را احضار فرمودند كه فلان ايستگاه دريافت نمي شود. بلافاصله با مسئولان فركانس يكي از نهادهاي خبري تماس گرفتم و موضوع را پرسيدم. ولي او كه مسئول و متخصص اين مسئله بود، هنوز متوجه اين تغيير نشده بود! بالاخره بعد از كنكاش تماس گرفت و گفت :
- ساعت جلو افتاده.
حقير، ساعت اعلام شده را به عرض امام رساندم. ولي چند دقيقه بعد از ساعت اعلام شده، مجددا حضرت امام بنده را احضار و فرمودند:
دريافت نمي شود!.
عرض كردم :
- شايد اشتباه گفته اند. ممكن است راس ساعت ... و نيم باشد.
در حالي كه مشغول قرائت قرآن بودند، فرمودند:
پس شما بنشينيد اينجا تا ... .
ساعت را جلوي خود گذاردم و به انتظار موعد به نظاره جمال جميل و منور معظم له نشستم. در آخر شاهد نكته عجيبي شدم. در اثناي قرائت قرآن مجيد، حضرت امام سرشان را بلند كردند و فرمودند:
ساعت ... و نيم شده!.
نه ساعت را از جيبشان در آوردند و نه ساعتي جلوي چشمشان بود. بلكه همان گونه كه گفتم، غرق در قرائت قرآن بودند! به ساعت خودم، نگاه انداختم، ديدم با محاسبه ثانيه، دقيقا همان است كه امام مي گويند. بلافاصله راديو را روشن كردم، ولي باز هم خبري نبود. به عرض رساندم حتما اشتباه ديگري در كار است و مرخص شدم. بعد از پيگيري معلوم شد غير از تغيير زمان، فركانس هم تغيير يافته و فردا صبح، به عرض حضرتشان رساندم و سپس فركانس را نيز اصلاح كردم.
محمد حسن رحيميان - در سايه آفتاب، ص 209
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :