امروز:
شنبه 1 مهر 1396
بازدید :
624
وظائف زن و شوهر نسبت به يكديگر چيست؟

الف) وظائف متقابل زن و شوهر
1. احترام:
احترام زن و شوهر به يكديگر در سلامت روحي، افزايش محبت و تحكيم خانواده تأثير بسزائي دارد. دايرة اين احترام شامل ارج نهادن به شخصيت يكديگر، احترام به نظريات، افكار و سليقة همديگر شده، و تمام شئون زندگي آنها را تحت تأثير نيكوي خود قرار خواهد داد.
2. محبت:
 انسانها نيازهاي عاطفي فراواني دارند كه نياز به محبت، يكي از اساسي ترين آنهاست. هر يك از زن و شوهرهم دوست دارند مورد محبت ديگري قرار گيرند و هم اينكه نسبت به ديگري ابراز علاقه كنند. زندگي بدون محبت جاذبه ندارد و اغلب انسان ها از آن گريزانند. رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي فرمايد:«سخن مرد به همسرش كه تو را دوست دارم، هرگز از قلبش بيرون نخواهد رفت.»[1]
3. گذشت و بخشش:
 گذشت و اغماض هر يك از زن و شوهر از لغزشها و كارهاي ناپسند ديگري در محيط خانواده از اهميت فراواني برخوردار است. و بي توجهي به آن، جوّ صميميّت و آسايش حاكم بر خانواده را به محيط اضطراب، بدبيني، عصبانيت و عيب جوئي مستمر هر يك از اعضاء نسبت به ديگري تبديل خواهد كرد.
ايجاد آرامش روحي، زدودن كينه، فزوني عزت، طول عمر و ... آثاري است كه روايات، آنها را بر گذشت و بخشش مترتب دانسته اند. امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي فرمايد:«سه چيز از بزرگواري هاي دنيا و آخرت است: از كسي كه به تو ظلم كرده در گذري، و يا به كسي كه از تو بريده، بپيوندي، و نسبت به كسي كه با تو جاهلانه رفتار كرده خويشتن دار باشي.»
4. مسئوليت پذيري:
 از جمله عوامل مؤثر در تأمين سعادت خانواده، حس مسئوليت پذيري متقابل همسران است. هر يك  از زن و مرد بايد بدانند كه با قبول زندگي مشترك، مسؤليتهايي بر عهدة آنان قرار مي گيرد كه پيش از تشكيل خانواده از آن آسوده بودند. اين مسؤليتها با توجه به اختيارات، تواناييها و شرائط خاص هر يك از زن و شوهر بر عهدة آنان قرار مي گيرد، مسؤليتهايي از قبيل تأمين هزينة زندگي، مديريت خانواده، همسرداري، تربيت اولاد و ... وجود اين حس باعث استحكام پيوند خانوادگي و آسايش روحي است.
5. اخلاق:
اخلاق، صفتي مهم و برجسته در زندگي انسان است. نيكو خوئي با مردم بويژه با همسر و فرزندان، تأثير عميقي در شخصيت انسان مي گذارد و جامعه و محيط خانواده را آكنده از صفا و صميميت مي كند و عدم وجود آن زندگي را تيره و تار كرده و موجب عوارض منفي در قالب تندخوئي، گرفتگي چهره، بي حوصله گي، اخم و بهانه گيري و ... نمايان مي شود. وآثاري از قبيل ترس و اضطراب و ضايع شدن شخصيت انساني و ... را به ارمغان مي آورد. خوش زباني، احترام به اشخاص، فروتني، سعة صدر، سلام كردن، دلجويي و مهرباني از جمله مصاديق خوش اخلاقي به شمار مي رود.
6. حسن ظن:
 اعتماد طرفيني، سرمايه بزرگي براي زندگي مشترك است. در مقابل، بدگماني آثار منفي زيادي در زندگي بر جا مي گذارد. شخص بدگمان داراي روحية منفي بافي و بيمارگونه است. او از سلامت روحي و تعادل رواني برخوردار نبوده، به رفتار و گفتار ديگران با ديدة بدبيني مي نگرد. انساني كه بر اثر روحيه بدبيني، به همسر خود اعتماد و اطمينان ندارد، از آرامش و صفاي زندگي خانوادگي محروم خواهد بود. چنين فردي در روابط اجتماعي نيز موفق نخواهد شد چرا كه در نتيجة بدگماني به ديگران، دوستان خود را از دست داده، تنها خواهد ماند. علي ـ عليه السّلام ـمي فرمايد:«بدگماني بر هر كس چيره شود، بين او و هيچ دوستي، صلح و آرامش باقي نخواهد گذاشت.»
7. رفق و مدارا:
 يكي ديگر از وظائف متقابل همسران نسبت به يكديگر رفق و مدارا است. بدين معنا كه در مقابل عيب ها و كاستيهاي همسر و رفتار ناخوشايند او برخورد تند و خشن نداشته باشيم و با صميميت و دوستي با يكديگر رفتار كنيم. زيرا طبيعي است كه هر يك از زن و مرد در رفتار و گفتار خود كاستيهايي دارند كه از نظر ديگري ناخوشايند تلقي مي شود.
البته معناي مدارا با همسر اين نيست كه نسبت به عيبها و رفتار ناپسند او بي اعتنا باشيم، بلكه بدين معناست كه در مورد اصلاح همسر ملاحظة ظرفيت او را كرده، بيش از توانش از او انتظار نداشته باشيم. و به طور كلي در مورد ويژگيهاي نامطلوب او رفتاري بزرگوارانه پيشه كنيم.
8. عفت و پاكدامني:
 اين صفت را هر چند به طور غالب در جامعة امروزي ما از زنان انتظار دارند، اما روايات نگاهي وسيع تر داشته و آنرا وظيفة متقابل زن و شوهر، و برترين عبادت دانسته است.  عفت به تعبير علي ـ عليه السّلام ـ پايداري در برابر شهوات است.[2] و اين از زن و مرد مورد انتظار است. در روايات به هر يك از زن و مرد سفارش شده است كه با آراستن خود براي ديگري، به همديگر در حفظ پاكدامني ياري رسانيد. پاكدامني آثاري مانند مصونيت همسر از ناپاكان، تحكيم پيوند خانوادگي، جلب اعتماد همسر و ... را به ارمغان مي آورد.
9. درك همديگر:
ريشة بسياري از اختلافات خانوادگي در عدم درك متقابل همسران از يكديگر نهفته شده است. درك موقعيت و مشكلات همسر موجب مي شود كه انسان به نيكيهاي همسر توجه بيشتري كرده، قدر دان زحمات او باشد. برعكس كسي كه همسر خود را درك نمي كند، تمام تلاشهاي او را ناديده مي گيرد و عيبها و كاستيهاي همسر در نظرش بسيار جلوه مي كند و نه تنها قدردان و مشوق همسرش نيست، بلكه با زخم زبانهاي خود، نشاط زندگي را از او سلب مي كند. رها شدن از خودبيني و شناخت روحيات و مشكلات همسر اولين قدمهاي درك همسر است.

وظائف اختصاصي شوهر
1. سرپرستي و مديريت:
مرد به حكم عقل و شرع سمت سرپرستي خانواده را به عهده دارد زيرا او در بعد جسمي و عقلي بر زن برتري داشته و براي ادارة خانواده توانائي بيشتري دارد. زن مانند گل تحمّل آفتاب سوزان و باد و طوفان را ندارد. زن نيز توان تحمل مسئوليتهاي سنگين و طاقت فرساي زندگي را ندارد. علي ـ عليه السّلام ـ به امام مجتبي چنين اندرز مي دهد:«به زن بيش از امور شخصي اش كار مسپار كه زن ـ چون ـ دستة گل است نه قهرمان.»[3]
مسئوليتهاي مرد، تنها در رسيدگي به بعد مادي خانواده محدود نمي شود بلكه هدايت افراد خانواده، نظارت هميشگي در تربيت آنها، امر به معروف و جلوگيري از انحرافات اخلاقي آنها و … از وظائف خطير مرد است. البته بايد توجه داشت كه موفقيت مرد در مديريت خانواده تنها با حكومت بر دل افراد خانواده ميسر است.
2. تأمين هزينة زندگي:
 از آنجا كه ادارة امور اصلي خانه بر عهدة زن است طبيعي است كه مرد بايد عهده دار تأمينهزينه هاي زندگي باشد. و بدين خاطر نبايد هيچ منتي بر خانوادة خود بگذارد چرا كه اين وظيفه اي است كه به واسطة سرپرستي خانواده بر عهدة او قرار گرفته است.
 3. توسعه بر خانواده:
افراد خانواده براي تأمين زندگي همراه با رفاه نسبي، به سخاوت مرد نياز دارند، چنانچه از اين ناحيه در تنگنا قرار بگيرند لطمه هاي روحي و جسمي فراواني به آنان وارد خواهد شد. توسعه بر خانواده به معناي اسراف و تبذير در امور زندگي نيست، بلكه به معناي بخل نورزيدن و سعي در ايجاد رفاه مناسب براي خانواده، متناسب با امكانات اقتصادي مرد است. امام رضا ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: شايسته است كه مرد بر خانوادة خودش توسعه دهد تا آرزوي مرگ او را نكنند.[4]
4. پرهيز از استبداد رأي:
مرد اگر چه رئيس و سرپرست خانواده است اما نبايد به امر و نهي بپردازد بلكه بايد به  نظرات همسر و فرزندان خود توجه نمايد. خودخواهي و سختگيري بيجا، منجر به ايجاد روش استبدادي در خانواده مي شود و به روابط سالم خانوادگي و نيز تربيت صحيح كودكان لطمه مي زند. اين نكته به اندازه هاي اهميت دارد كه يكي از علائم ايمان شمرده شده است. رسول خد ا ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي فرمايد:«مؤمن به ميل خانواده اش غذا مي خورد ولي منافق، خانواده اش به ميل او غذا مي خورند.»[5]
 
وظائف اختصاصي زن:
1. حفظ اسرار شوهر:
هرگز نبايد اسرار شوهر را برملا كرد. چون با اين كار اعتماد شوهر از بين مي رود. علت اينكه بعضي از مردها دربارة كارشان به زن خود مشورت نمي كنند يكي همين است كه به راز داري او اعتماد ندارند ومي ترسند آنچه گفته اند فردا نُقل! مجلس دوستان خانم شود.
2. عدم مداخلة بيجا در كار شوهر:
انسان به طور ذاتي خواستار آزادي و استقلال عمل است و اين روحيه در مردها قوت بيشتري دارد. خانم ها گمان نكنند دخالتهاي خيرخواهانة آنها هميشه به نفع شوهر تمام مي شود، گاهي همين موضوع، بحراني جدي در زندگي زناشويي ايجاد مي كند. بنابراين سعي كنيد هرگز به استقلال مرد ضربه نزنيد.
3. خانه داري:
خانه داري و تدبير امور منزل گرچه از نظر حقوقي به عهدة زن نيست اما از نظر اخلاقي اين وظيفه به عهدة او گذاشته شده است. خانه داري مهمترين شغل است، متأسفانه خانم هايي كه فقط به كارخانه داري اشتغال دارند ارزشهاي واقعي خود و كارشان را نمي دانند. يك زن خانه دار واقعي، مدير با لياقتي است كه همة كارهاي يك مجموعة مهم را شخصاً انجام مي دهد و خود مجري طرح هايي است كه پي ريزي مي كند. بسياري از مردان كه شهرت و مقام و  اهميت بين المللي دارند، فقط در اثر حسن تدبير، و اخلاق و لياقت«يك زن خانه دار» به اوج ترقي و پيشرفت رسيده اند.
4. پاسداري از حريم و ارزشهاي خانواده:
بزرگترين مسؤليت زن در مورد همسرش اين است كه به عنوان ناموس مرد و نمايندة او در خانه، با رفتار و گفتارش، از حريم و ارزشهاي خانواده پاسداري كند. چنين زني هم از مال شوهر محافظت مي كند و با اسراف كاري و تجمل گرايي ثروت همسرش را ضايع نمي سازد و هم از آبروي خانوادگي و شخصيت همسر در مقابل خطرات دفاع مي كند و هم با حفظ حجاب، خود را از نامحرم مي پوشاند و ... .
تمكين و تأمين نياز جنسي شوهر، قدرشناسي، تشويق و تعريف از شوهر، عدم شرطي كردن محبت ورزيدن و ... از ديگر نكاتي است كه رعايت آنها باعث لطافت و شادابي زندگي مي شود.
 
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. اخلاق در خانه، حسين مظاهري. قم: انتشارات رئوف، 1371.
2. مردان زميني، زنان زميني، كنت ونينگ. ترجمة: مهرداد فيروز بخت. تهران انتشارات شناخت، 1378.
3. چگونه با تفاهم زندگي كنيم، حسن(قاسم) ملكي. زنجان: انتشارات نيكان كتاب، 1383.
4. تفاهم(روانشناسي رفتار)، كيهان نيا. تهران: نشر، مادر، 1379.
5. همسران، زندگي، الگوي بالندگي. احمد لقماني، چ 6. قم: انتشارات عطر سعادت، 1380.

پي نوشت ها:
[1] . حر عاملي، محمد بن حسن، وسائل الشيعه، مؤسسة آل البيت،  ج20، ص23.
[2] . آمدي، عبدالواحد، غررالحكم و دررالكلم، قم، مكتب الاعلام الاسلامي، ج 1، ص 256.
[3] . نهج البلاغه، نامة 31.
[4] . حر عاملي، وسائل الشيعه، مؤسسة آل البيت، ج21، ص541.
[5] . همان، ص 542.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :