امروز:
پنج شنبه 26 مرداد 1396
بازدید :
859
توهين به امام در حرم!
شخصي بود كه با توجه به خباثتي كه در او معروف بود و به او نمي آمد كه اهل حرم و زيارت باشد، بعضي شبها درست در همان ساعتي كه امام به حرم مشرف مي شدند، به حرم مي آمد. او تعمد داشت كه با امام برخورد كند و با قيافه اي عبوس و شمرگونه، مثل برج زهرمار و مارزخم خورده به چهره امام خيره شود. اين جانب، خود، اين شخص را با چنين حالتي، در آن موقعي كه امام در كنار ضريح مطهر، به خواندن زيارت ايستاده بودند، ديده بودم. با آنكه حرم شلوغ نبود، همه جا را رها كرد و پشتش را به امام كرد و به اين عنوان كه زيارت مي خواند. در تمام مدتي كه امام مشغول زيارت بودند، بين ضريح و امام حائل شد! و در حالي كه افرادي كه توجه داشتند، از شدت ناراحتي و انزجار از اين عمل زشت و توهين آميز و عمدي او به خود مي پيچيدند. و در آن شرايط غربت، چاره اي جز صبر نداشتند. اما خود حضرت امام، گويي اصلا در اين عوالم نبودند و با همان حال و توجه هميشگي مشغول زيارت بودند و گويا زبان حالشان همان شعر منسوب به حضرت اميرالمومنين - عليه السلام - بود كه مي فرمايد:
ولقدا مر علي اللئيم يسبني فمضيت ثمه قلت لا يعنيني
آن گاه كه بر انساني پست و فرومايه كه مرا فحش مي دهد برخورد مي كنم، از كنارش مي گذرم، گويي كه در اين ناسزا گويي منظورش من نمي باشم.
محمد حسن رحيميان - در سايه آفتاب، ص 40
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :