امروز:
چهار شنبه 29 شهريور 1396
بازدید :
606
پدر و مادر شهيدي دچار اختلاف شديد شده و پدر خانه را ترک کرده و زن ديگري اختيار کرده است. اکنون پس از سالها به حمايت مالي خانواده پرداخته است، اما نسبت به مادر رفتار خشن همراه با تحقير و تکذيب دارد. اگر فرزندان ولو با احترام، با پدر در حمايت از مادر صحبت کنند ، پدر رنجيده مي شود. اگر با زن پدر که فتنه آوراست احترام کنند، مادر رنجيده مي شود . اين مادر ناتوان و بيمار است و تحمل رفتار پدر و زن پدر با مادر براي بچه ها مقدور نيست ، قهر با پدر و دوري از او هم که خلاف شرع است تذکر و تمنا و پند به پدر هم او را مي رنجاند تکليف فرزندان چيست؟

تنش زدايي در خانواده:  
خانواده محل گرد آمدن چند انسان است.  انساني که خود به تنهايي موجودي ناشناخته و داراي ابعاد مختلف وجودي و حالات رواني گوناگون است که يکي از مباني اين گرد هم آمدن ، تفاهم است . از سوي ديگر انسان داراي نياز هاي مختلفي در ابعاد عاطفي،  شناختي، جنسي ، جسمي و... مي باشد که يکي ا ز راههاي ايجاد تفاهم بين زن و شوهر بر آورده شدن اين نياز ها است که البته گاهي بايد ، براي حفظ اساس اين تفاهم و خانواده، از خواسته هاي خود کوتاه بيايند.
 زماني که عوامل آگاه و ناآگاه ، دست به دست هم مي دهند تا در روابط زن و شوهر جراحتها وآلام روحي را عميق تر و دردناکتر نمايند، بايد هر چه زودتر در پي التيام آن بود و تنش ها را بر طرف نمود . گام اول تنش زداني، اين است که زن و شوهر مصمم به حفظ و ادامه زندگي مشترک خود باشند و  اراده جدي بر ترميم روابط آسيب ديده نمايند. حتي در بدترين لحظات و بحراني ترين مشکلات، مي توان حداقل يک وجه مشترک بين زن و شوهر يافت و آن، علاقمندي به سعادت و شادکامي فرزندان است.[1]

راهكارها:
 در مورد مسأله مطرح شده نکته بسيار مهم اين است که: اطلاعات در مورد مسأله و ويژگي هاي دقيق زن وشوهر ، علت اختلاف ، سن آنها و ... داده نشده و معمولاً اختلافاتي با اين عمق و سابقه را نمي توان با مکاتبه و در حدّ چند صفحه حل نمود. و نسخه اي کامل تدارک ديد . البته هر مشکلي راه حلي دارد ، ولي ارائه راه حل هاي اصولي در مشکلات خانوادگي و طرفين، ملازم اين است که اطلاعات درستي از آن در دسترس باشد. لذا موکداً پيشنهاد مي شود که با رجوع حضوري به مشاوره خانواده، اين مسأله را به طور اساسي پيگيري نمائيد چرا که مشاوره حضوري و مواجهه طرفين بسيار موثر مي باشد . نکته ديگر که بر غموض و پيچيدگي اين مسأله مي افزايد، ميانسال بودن اين زن و شوهر است . در هر صورت در ادامه نکاتي کلي، براي شيوه بر خورد اصولي  و منطقي فرزندان ،براي حل اين اختلاف ارائه مي گردد .
1. اولين تلاش فرزندان و محور اهداف آنان بايد اين باشد که شرايط را آماده نمايند تا شخص کارشناس و مشاوري دلسوز، واسطه گري نمايد . البته طرح اصل اين مسأله _ رفتن به مشاوره _ بدون هيچ زمينه سازي ، خود تنش زاست. و به احتمال زياد اين زن و شوهر يا آنقدر شکاف بين خود را عميق مي دانند که نا اميد از حل آن مي باشند. و يا اصلاً به مشاوره اعتقادي ندارند و به همان شيوه  قديمي مي خواهند با مشکل کنار بيايند. حتي شايد ((فرهنگ مراجعه به مشاور)) هنوز در جامعه آنان جا  افتاده نباشد. و به عنوان نمونه، مراجعه به مشاور و روانشناس را مخصوص افراد ديوانه و رواني بدانند . بنابر اين فرزندان مي توانند با زمينه سازي هاي مناسب و در نظر گرفتن سلايق پدر و مادر و سيستم فکري آندو ، در ضمن حفظ احترام  و غرور آنها، در محيط صميمانه و دلسوزانه ، بدون هيچ گونه تحکمي به اين کار اقدام نمايند ، احتمال دارد بخاطر جانبداري فرزندان از مادر، _ چنانچه از سؤال شما برداشت مي شود _ سخنان آنان در پدر مقبول نيفتد . لذا در ابتدا لازم است فرزندان اعتماد سازي نمايند و خود را بي طرف نشان دهند و با حسن نيت  و صداقت کامل رفتار نمايند و نظر پدر را جلب نمايند .
 در ادامه به نکاتي اشاره مي شود که مي توان تا زمان متقاعد شدن آنان براي مراجعه به مشاوره و يا عدم پذيرش آنها، به اين نکات توجه نمود .
2. در طول اين مسير ، فرزندان نبايد آتش بيار معرکه شوند و با جار و جنجال، بر تنور داغ اختلافات آنان بدمند . به عنوان مثال بر خورد آنان با زن پدر بايد حساب شده باشد تا او درصدد انتقام يا تشديد مشکل بر نيايد  و با کمال تواضع و ادب و احترام به اين انتخاب پدر _ ازدواج مجدد نمودن او _  مسأله دخالت هاي بيجاي زن پدر را متذکر شوند . خلاصه آنکه بايد سکان مديريت بحران را بدست گيرند نه اينکه خود همچون قطره اي در درياي موّاج تنش ها غوطه ور شوند .
3. شخص واسطه ، بايد محبوب و مورد اعتماد طرفين باشد و به قول معروف ((حرفش خريدار داشته باشد)) فرزندان بايد صميمانه به سخنان و درد دلهاي آندو گوش دهند و شنونده فعالي باشند به طوري که جلب اعتماد نمايند. زود قضاوت نکنند  و فوري حکم به گناه کاري يک طرف و تبرئه ديگري ندهند ،مستقيماً نصيحت ننمايد ... .
4. بعد از اعتماد سازي بايد به دنبال ريشه اصلي اختلاف بود و فرزندان بايد جداً با پدر و مادر صحبت کنند و درصدد کشف آن گره کور اصلي باشند و البته بايد مراقب بود چرا که فرزندان مي خواهند وارد حريم شخصي پدر و مادر شوند و چه بسا آن دو مايل به واگويي آن نباشند ، لذا هرگز نبايد جانب احتياط ، احترام و صميمت و محبت را کنار نهاد.
5. مهمترين مسأله اين است که آيا زن و شوهر، بعد از آن کوران اختلاف هنوز همديگر را دوست دارند و مايل به ادامه زندگي مشترک هستند؟ اگر جواب مثبت باشد ، سنگ بناي بسيار محکمي براي تفاهم و ترميم روابط خواهيم يافت و بايد با تاکيد بر همين نقطه مثبت و تقويت انگيزه،  آن دو را در ايجاد محبت و ادامه زندگي ، ياري نمود.
6. اغلب اختلافات زن و  شوهر ، از سوء تفاهم ها ، درک نکردن نياز هاي طرف مقابل و انتظارات وي ، اختلاف خواسته ها ، تفاوتهاي شخصي و ... آغاز مي گردد. [2]
7. صحبت رودر رو ((واچيدن سنگ ها)) در رفع سوء تفاهم ها بسيار مؤثر است . البته به شرطي که از قبل، روحيه صلح جويي و فداکاري آن دو را تقويت کرده باشيم تا اينکه جلسه  به مجلس مشاجره و نزاع و جنگ قدرت و پيش کشيدن تاريخچه اختلافات، تبديل نشود، در اين صحبت ها _ که مبتني بر صلح و انگيزه آشتي کردن است _ زن و شوهر مي توانند صميمانه و بدون تحکم، درخواستهاي خود را طر ح نمايند و سعي کنند با گذشت و عفو، خانواده را دوباره ميزبان گرماي محبت و همدلي خود نمايند.
8. فرزندان بايد متحد و هم عقيده باشند و عزمي همگاني و رفتار هايي واحد مي تواند در تنش زدايي، مؤثر افتد.
9. از دعا و توسل به ائمه هدي _ عليهم السلام _ مخصوصاً حضرت مهدي (عج) غفلت نبايد نمود. روح بلند شهيد اين خانواده مي تواند خيلي از گره ها را باز نمايد.
10. در همه حال فرزندان نبايد روح لطيف و زنانه مادر و عزت و اقتدار مردانه پدر را از ياد ببرند و هميشه اين ويژگي ها ي آنان را به رسميت بشناسند و بر اساس آن تصميمات و سياستهاي خود را اتخاذ نمايند.
11. همه آنچه عرض شد نمي تواند نسخه کاملي براي سؤال شما باشد ، بلکه نکاتي اصولي و کلي است ، چرا که شناسائي موضع بيماري، با تمام ويژگي ها و مشخصاتش ، براي اقدامات درماني و تجويز نسخه پزشک ضروري مي باشد. و همين امر در پي جويي و حل کشمکش هاي بين زن و شوهر مطرح است.

ارضاي نيازهاي عاطفي:
يکي از عوامل مهم نياز زن و شوهر به همديگر نياز عاطفي _ رواني است. خاصيت آرامش بخش ازدواج بسيار در متون ديني ما مورد تأکيد قرار گرفته است .
و ناديده گرفتن اين نياز مهم ، سبب بسياري از تنش ها و مشاجرات و دور شدن دلها مي گردد  و قرآن مجيد با تعابيري همچون «لتسکنوا اليها و جعل بينکم مودة و رحمه»[3] به اين واقعيت اشاره مي فرمايد: ((و از آنجا که زن و شوهر به تنهايي ناقص اند براي بر طرف کردن آن ميل به همديگر روي مي آورند))[4]. کم توجهي و در حاشيه قرار دادن اين نياز مي تواند ريشه بسياري از مشکلات خانواده ها باشد.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. خانواده متعادل،  محمد رضا شرفي، نشر انجمن اولياء و مربيان.
2. عشق هر گز کافي نيست، آرون تي، بک، ترجمه مهدي قراچه داغي، نشر مترجم.
3. تفاهم، سوزان پيچ، ترجمه: مهدي قراچه داغي، نشر چلچله، چاپ اول، 1379.
4. روان شناسي رابطه ها، دکتر غلامعلي افروز، نشر دانشگاه تهران.

پي نوشت ها:
[1] . شرفي، محمد رضا، خانواده متعادل، انتشارات انجمن اولياء و مربيان، چاپ هشتم، 1383، ص 149.
[2]. آرون تي بک، عشق هرگز کافي نيست، ترجمه مهدي قراچه داغي ، نشر پيکان ، چاپ يازدهم، 1380، ص 312- 315.
[3] . روم/21.
[4] . طباطبائي، محمدحسين، الميزان، قم، انتشارات جامعه مدرسين، بي تا، ج 16، ص 166.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :