امروز:
سه شنبه 25 مهر 1396
بازدید :
1037
مي ترسم دردتان بيايد!
انگشت شصت دست حضرت امام، مقداري ناراحتي داشت.
آقاي دكتر عارفي، پزشكي را با تخصص مربوطه آورده بود. پزشك مزبور در ضمن سئوالها و معاينه ها، دو دستش را جلو آورد و عرض كرد:
- دستهاي مرا فشار دهيد.
حضرت امام با لحني خاص كه به هنگام شوخي و طنز به كار مي بردند، با ملاحت و شيريني ويژه اي فرمودند:
مي ترسم دردتان بيايد.
و به دنبال آن، تبسم زيبا و دلنشيني بر لبان مباركشان نقش بست.
پزشك متخصص كه به ظاهر براي اولين بار مشرف شده بود و تحت تاثير حضرت امام، دستهايش لرزان و صدايش مرتعش بود، از هم باز شد، خنده اش گرفت و با آرامش به كار خود ادامه داد.
محمد حسن رحيميان - در سايه آفتاب، ص 178
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :