امروز:
چهار شنبه 1 شهريور 1396
بازدید :
875
راديو براي امام
مدتي بود كه حضرت امام تنظيم راديوشان را به حقير محول مي كردند. معظم له دو سه راديو كوچك داشتند كه حسن آنها براي حضرت امام، كوچك بودن و قابل حمل بودن آنها بود. ولي بدي آنها اين بود كه مرتب خراب مي شدند و با مرور زمان، ضعيف نيز شده بودند و تقريبا يك روز در ميان، حضرت امام يكي از آنها را مي آوردند و مي فرمودند كه خراب است. از اين گذشته مشكل دريافت روي اين نوع راديوها بود. حقير به ذهنم آمد كه كجاي دنيا يك رهبر و حتي يك رئيس و پايين تر از آنها وجود دارد كه علي رغم تقيد به راديو و استفاده از آن، تا اين اندازه دردسر راديو داشته باشد. بالاخره به اين نتيجه رسيدم كه ابتدا و بدون اطلاع حضرت امام يك راديوي مناسب و قوي تهيه كنم و هر طور شده اجازه بگيرم و به خدمتشان ببرم. راديو را تهيه كردم و بر تنظيم و شيوه استفاده از آن مسلط شدم. وقتي خدمتشان شرفياب شديم، بعد از انجام كارها مجددا به خدمتشان برگشتم و عرض كردم :
- اين راديوهاي كوچكي كه خدمتتان هست، هم ضعيف است و هم زود خراب مي شوند. اجازه فرماييد يك راديو بزرگ و قوي با آنتن خدمتتان بياوريم.
فرمودند:
بزرگ اينجا بوده، به درد من نمي خورد. راديوي كوچك بهتر است.
چون حضرت امام در بسياري حالتها و حتي در حال قدم زدن و در اتاق ملاقات و كار و اتاق زندگيشان از راديو استفاده مي كردند، لذا كوچك و سبك و قابل انتقال بودن راديو برايشان مطلوب بود. در حالي كه در اتاق و هال قدم مي زدند، به طرف اتاق خوابشان رفتند و دو راديوي كوچك ديگر را برداشته و به من دادند و فرمودند:
اينها هم خراب است، ببريد.
پررويي كردم و دوباره عرض كردم :
- حالا اجازه فرماييد راديويي كه آماده است، بياورم تا به طور آزمايشي يك دو روز خدمتتان باشد. اگر پسنديديد، باشد. والا بر مي گردانم.
با اصرار حقير موافقت فرمودند. قبل از ظهر فرداي آن روز، با آنكه برف مي باريد، با كمك برادران آنتن را بالاي درختهاي چنار نصب كرديم.
محمد حسن رحيميان - در سايه آفتاب، 191
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :