امروز:
شنبه 28 مرداد 1396
بازدید :
969
بگذاريد اينجا!
يك تابلوي نقاشي از چهره منسوب به دوران نوجواني پيغمبر اكرم - صلي الله عليه و آله - براي حضرت امام به دفتر آوردند. مدتي نسبتا طولاني در دفتر ماند و در اين كه خدمت امام ببريم و آيا خوششان مي آيد يا نه، ترديد داشتيم، به تصور قياس با عكسهاي نقاشي شده از پيغمبر اكرم (ص) و حضرت امير (ع) كه نوعا به دليل نامربوط بودن آنها مورد توجه اهل معني قرار نمي گيرند. ولي بهر حال تصميم گرفتيم كه براي اداي امانت آن را نزد معظم له ببريم. هنگامي كه مشرف شديم تابلو دست اين جانب بود كه متوجه شدم حضرت امام به آن خيره شده اند. به عرض رسيد اين عكس معروفي است كه منسوب به پيغمبر اكرم است و متوقع بوديم كه طبق معمول در بسياري موارد بفرمايند: ببريد ... ولي بدون تامل فرمودند:
بگذاريد اينجا.
و اشاره كردند به طرف بالاي اتاقشان، تابلو را در كنار ديوار گذاشتم. بعد از انجام كارهاي روزانه مرخص شديم. روز بعد كه مشرف شديم، عكس را در آن اتاق نديديم و ديگر اطلاعي از آن نداشتيم كه چه شده است. بعد از مدتي حضرت امام دچار بيماري قلبي جديدي شدند. بعد از بيمارستان، به خانه منتقل شدند و طبعا براي مدتي به محل و اتاقي كه هر روز براي كارها و ملاقات تشريف مي آوردند، نيامدند. به همين جهت، ما براي اولين بار، براي انجام كارهايمان به اتاق اصلي كه محل زندگي شخصي معظم له بود، مشرف شديم اولين چيزي كه در آن اطاق توجه ما را جلب كرد، همان تابلو كه در آنجا قرار داده شده بود. در نقطه اي درست روبرو و مقابل تختي كه روي آن مي نشستند. اين عكس سالها و تا آخر زندگيشان در آن مكان باقي ماند.
اين عكس تا آنجا مورد علاقه امام بود كه براي آزمايش شخصي كه مدعي ارتباط با امام زمان (عج) بود، يكي از سه موضوع سوال آن حضرت براي كشف حقيقت بود. همچنين شنيده شد كه غزل معروف : من به خال لبت اي دوست گرفتار شدم ... را حضرت امام تحت تاثير شمايل اين عكس سروده اند.
گرچه عامل اصلي علاقه حضرت امام به اين عكس، انتساب آن به رسول اكرم (ص) و احتمال آنكه بر حسب نقل، اصل آن به وسيله راهبي كه آن حضرت در مسير مسافرت به شام به او برخورد كرده، ترسيم شده است، مي باشد با اين حال، هنر آفريني نقاشي كه توانسته است چهره اي را با آن زيبايي و ملاحت و با حالتي معصومانه به نقش كشد و چهره اي شبيه به آنچه از سيماي پيامبر اكرم (ص) نقل شده پرداخت كند، صاحبان ذوق و هنر دوستان و عاشقان جمال جميل محبوب را به وجد مي آورد.
محمد حسن رحيميان - در سايه آفتاب، ص 235
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :