امروز:
سه شنبه 28 شهريور 1396
بازدید :
1000
نامه يك رزمنده اسير در عراق
بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم اياك نعبد و اياك نستعين.
مادرم سلام، اين نامه مخصوص پدر بزرگوارم هست. پدر عزيز و هاديم و مايه دانائيم و داراي روح خدائيم، سلام عليكم.
گرچه مشكل است معرفت قدر تو. اما اين جملاتي است تقديم به قلب تو. وصف را از چند پرسيدم. از كوه، گفت از من استوارتر. از دريا، گفت از من خروشانتر. از خورشيد، گفت از من تابانتر. گاهي كه سر انقياد به حال تحقير بر دامنت گذاشتيم، به ما فرزندانت فرمودي: اگر لايق باشيم، دست و بازويتان را مي بوسم. داني چرا چنين شاعرانه مي گويم. ديده اي پروانه را گرد شمع مجنون وار، فقط سر سوداي وصال نور دارد. من الان چنينم و ياد وصال در خاطرم هست كه از او دورم، اما عيان مي بينم كه اگر مولايت بخواهد، به زودي شايد تو را ببينم، وگر نبينم وعده ما بر سر حوض با مادرت. ان شاء الله.
خدا حافظ - التماس دعا (پدر ما را حلال كن)
پاسخ امام
به نام خدا، فرزند عزيزم، نامه شما كه از سلامت مزاجتان به حمد الله خبر داد، واصل شد و موجب خرسندي از اين جهت، و افسردگي از جهات ديگر شد. عزيزم ما (در) سلامت هستيم و به شما و ساير دوستان در بند دعا مي كنم. شما نگران نباش. اين نحو گرفتاريها براي دوستان خدا هميشه بوده و موجب بلندي مقام و رحمت خدا هست. اميدوارم به زودي ممكن با سلامت به وطن خود باز گرديد. به دوستانتان سلام مرا برسانيد. خداوند به شماها صبر و اجر عنايت كند.
محمد حسن رحيميان - در سايه آفتاب، ص 140
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :