امروز:
سه شنبه 4 مهر 1396
بازدید :
587
من به خاطر شكستي كه احساس مي كنم در زندگي به من تحميل شده از والدينم ناراضي و ناراحت هستم. چرا كه اولاً من فرزند هفتم خانواده هستم و خانوادة ما شامل هفت دختر و دو پسر است. پدرم در قيد حيات نيست و مادرم بي سواد است. وي نه تنها ما را درك نمي كند بلكه مشكلاتمان را هم از سوي خودمان مي داند. در صورتي كه الان دو برادرم و من و خواهرم مجرد هستيم. يك خواهر مطلقه هم داريم. نه تنها ما نمي توانيم به خاطر مشكلات مادي و اجتماعي ازدواج كنيم، بلكه با اين وضع يكنواختي كه داريم، روحية همة مان خراب شده و دچار افسردگي هستيم. حدوداً 13 سال است كه به جز فوت پدرم و عروسي خواهرم هيچ اتفاق مهمي در زندگي ما نيفتاده است، من اين وضع را از چشم مادرم مي بينم .... شما بگوييد با اين وضعيت چطوري عمل كنيم. با اين اوضاع باز هم اميدوار باشيم؟!

از شرايط زندگي شما و اين كه اوضاع سخت و نابساماني را پشت سر گذاشته ايد، بسيار متأثر شدم. چرا كه زندگي محل آزمون و امتحان الهي است. امتحاني سخت و دشوار كه چه بسا فقر و محروميت را به همراه دارد. در خانواده اي كه پدر نيست، بار سنگيني مشكلات را فرزندان بايد تحمل كنند. حال، در چنين شرايطي شما توانسته ايد بار سنگيني مشكلات اقتصادي را تحمّل نموده و عفّت و آبروي خانوادة خويش را حفظ كنيد. اين بزرگترين موفقيت براي شما است.
توصيه و خواهش من اين است كه از مادرتان دلخور نباشيد و او را مقصّر ندانيد. با توجه به اين كه مادرتان بي سواد است و شما خانوادة پرجمعيتي هستيد. همين كه در فقدان همسر و با وضعيت بي سوادي كه دارد، توانسته است شما را بزرگ و تربيت كند، كار بزرگي است. من حرف شما را مي پذيرم كه يكنواختي زندگي، ناراحت كننده و مشكل آفرين است، ولي از كجا معلوم كه عامل آن مادر شما باشد؟! شايد وضعيت زندگي شما در كل اين گونه اقتضا داشته و اگر شما هم به جاي ايشان مي بوديد، وضع بهتر از اين نبود.
به نظر من همة شما در ايجاد اين وضعيت دخيل هستيد؛ زيرا در خانواده اي كه 9 فرزند وجود دارد، آن هم در حدّ بلوغ و بالاتر از آن، همه مي توانند دست به دست هم داده و مشكلات خانواده را حلّ كنند. در چنين خانواده اي انتظار اين است كه فرزندان با استفاده از تجارب بزرگان و ... تصميم گيرندة اصلي باشند و با جديّت و تلاش در كنار هم زندگي كنند. مادر فقط تكيه گاه آن ها است. كافي است كه مادر فقط در حق آن ها دعا كند و بر اعمال و رفتار آن ها نظارت داشته باشد. اگر فرزندان از فرصت خوب استفاده نكردند و نتوانستند با همدلي و هم انديشي دربارة آيندة خود تصميم بگيرند، مادر چه تقصيري دارد؟ شما بايد خودتان در فكر ازدواج و مسايل آينده تان مي بوديد و به صورت معقول و منطقي با وي صحبت مي نموديد. يك مادر بي سواد با 9 فرزند كه هر كدام خواسته ها و نيازهاي ويژه اي دارند و مسائل مختلف را به گونه اي تفسير و تحليل مي كنند، چه كاري مي تواند انجام دهد؟
خلاصه آن كه، يكنواختي در زندگي بسيار اذيت كننده است، و اين شما هستيد كه بايد در زندگي خود تغيير و تحول جدّي ايجاد كنيد و فضاي خانواده را از اين ركود و بي حالي خارج نماييد. و از آنجا كه شما اهل علم و دانش هستيد با استفاده از مشاوره، مطالعه و زيركي مي توانيد از پس اين كار برآئيد. براي ايجاد تحول و رشد مثبت در خانواده به نكات زير عمل نماييد:
1. فضاي خصومت آميز خانواده را به فضاي مهر و محبت تبديل كنيد: به نظر مي رسد كه در بين اعضاي خانواده  روابط سالم و صميمي وجود ندارد بلكه همة خواهر و برادرها نسبت به يكديگر و نسبت به مادر بدبين هستند، فكر مي كنند كه همة مشكلات برخاسته از ديگري است يگانه عامل ركود و عقب ماندگي در خانواده نيز همين ستيزه جويي و انتقاد و اشكال هاي بي مورد از يكديگر است. تا زماني كه فضاي خانواده و روابط بين فرزندان، عاطفي و سالم نشده، به هيچ وجه نمي توان اميد و انتظار موفقيت در خانواده را داشت. بهترين راه فضاسازي معنوي در خانواده، احترام به يكديگر و احترام به مادر است. خداوند احترام به پدر و مادر را  واجب نموده  و يكي از شرايط موفقيت همة افراد، همين احترام به آن ها است.
2. يك يا دو نفر از اعضاي خانواده را كه صلاحيت و درايت بيشتري دارند، به عنوان بزرگ و سرپرست انتخاب كنيد. برادران شما مي توانند نقش خوبي در اين زمينه داشته باشند.
3. مشكلات تك تك اعضاي خانواده را شناسايي نموده و در مورد حلّ آن با هم ديگر صحبت كنيد. چه عواملي باعث شده تا خواهران و برادران شما مجرد باقي بمانند و از نظر اقتصادي ضعيف باشيد؟ بعضي وقت ها ممكن است علت يابي اين مشكلات به جر و بحث ها و دعواهاي خانوادگي منجر شود؛ لذا سعي كنيد فرد خاصي را متهم نكنيد، بلكه هدف شما اين باشد كه علت يا علل مشكل، هر چه بوده، دست به دست هم داده در حلّ آن بكوشيد. در صورت امكان از مشاور خانواده كه يكي از كليدهاي حل مشكلات است كمك بگيرد.
4. اولويت ها را در نظر بگيريد؛ ممكن است همه اعضاي خانواده نيازها و مشكلاتي داشته باشند كه به نظر خود آن ها بسيار مهم است. ولي از آنجا كه رفع مشكلات آن به صورت فوري امكان پذير نيست، سعي كنيد اولويت ها را در نظر گرفته و در زمينة حلّ يكي از مشكلات با هم تصميم بگيريد.
5. توانايي هاي يكديگر را بشناسيد؛ توانايي ها و استعدادهاي خوبي در ميان شما وجود دارد. هر كس به كار خاصي علاقمند است و سليقه دارد؛ لذا كمك كنيد تا در همان زمينه فعاليت كند.
6. در مورد حلّ مشكلات اقتصادي خانواده برنامه ريزي نماييد؛ درست است كه اقتصاد زيربنا نيست، اما در عين حال نقش بسيار مهمي در زندگي و موفقيت انسان دارد.
7. با ديگران مشورت كنيد؛ يكي از راه هاي موفقيت انسان، مشورت و نظر خواهي از ديگران به خصوص افراد با تجربه و متخصص است. ببينيد خانواده هاي ديگر كه پرجمعيت هستند چه كار مي كنند و زندگي را چگونه اداره
مي نمايند.
8. به خداوند توكل نماييد؛ يكي از راه هاي اصلي موفقيت و نكته اي كه شما بدان  نياز داريد، اين است كه هميشه و در هر كاري به خدا توكل نماييد. و من يتوكل علي الله فهو حسبه.[1]
كسي كه به خدا توكل كند، خدا او را كفايت مي كند.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. راز كاميابي در بحرانهاي زندگي، انتشارات خدمات فرهنگي كرمان، 1380.
2. استفان آر كاوي، هفت عادت خانواده هاي كامروا، ترجمه: شاهرخ حسيني، رشد، 1380.
3. ناهيد طيبي، مباني روان شناختي خوشبختي با نگرش ديني، انتشارات بهشت بينش، 1382.

پي نوشت:
[1] . طلاق/3.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :