امروز:
سه شنبه 28 شهريور 1396
بازدید :
1034
كمال محبت
در محيط كار و در جايگاه انجام وظايف، جدي، منظم و قاطع بودند. اگر مدتي مي گذشت و در مقام ديگري برخورد با امام پيدا نمي كردم، فراموش مي كردم كه آن حضرت از كمال محبت و عواطف بسيار رقيق برخوردار است. ولي آن گاه كه در محيط و شرايط ديگر و در شان يك مريد به محضرشان مشرف مي شدم، برخوردي متفاوت داشتند. مثلا در چند نوبت اتفاق افتاد كه با فاصله چند دقيقه شاهد اين تفاوت بودم.
هر بار كه والد مكرمم از اصفهان به جماران مي آمد، طبعا براي دستبوسي تشرف مي يافتند.
هر بار، بدون استثنا حضرت امام متوجه حضور ايشان در جمع مي شدند و با اشاره دست مبارك، ايشان را به طرف ايوان فرا مي خواندند. حتي يك بار كه ايشان متوجه اشاره امام نشد، معظم له چندين بار تكرار كردند. آن گاه كه به ايوان مي آمدند، باز مي فرمودند:
بفرمايند داخل.
هنگامي كه برنامه ملاقات تمام مي شد، خودشان نيز به اتاق باز مي گشتند و در اتاق ايشان را به حضور مي پذيرفتند. به هر حال به اين مناسبت اين جانب نيز با آنكه قبل از برنامه ملاقات براي انجام كارها در محضرشان بوديم، دوباره به عنوان همراهي با والد به اتاق امام وارد مي شدم. آنچه مي خواستم بگويم مربوط به اينجاست : حضرت امام در حالي كه چند دقيقه قبل، معمول در محيط كار روزانه آهنگي قاطع و قيافه اي جدي داشتند، در اين مقام - و در هر بار - با آهنگي فوق العاده محبت آميز و سيمايي منبسط و متبسم، ضمن تفقد و احوالپرسي از والد، با اشاره به اين جانب، مي فرمودند:
«ايشان اينجا خيلي زحمت مي كشند ...»
محمد حسن رحيميان - در سايه آفتاب، ص 204
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :