امروز:
شنبه 28 مرداد 1396
بازدید :
934
نامه يك جانباز
بسم الله الرحمن الرحيم
حضور محترم زعيم عاليقدر و رهبر كبير انقلاب اسلامي و ناخداي كشتي محرومان حضرت امام خميني مدظله العالي امام عزيز!
اينجانب سعيد پورسراج فرزند كاظم ساكن شهر شوشتر مسئله اي را خواستم مطرح كنم. اميد است كه جواب بفرمائيد و با عرض پوزش از اينكه وقت مبارك و گرانبهاي شما را مي گيرم. امام عزيز! من در حدود 19 سال است در خانواده اي مذهبي زندگي مي كنم. از ابتداي جنگ - اگر خداوند قبول كند انشاء الله - چند نوبت در جبهه هاي حق شركت كرده تا آخرين بار در عمليات والفجر مقدماتي پاي چپم از زير زانو قطع گرديده.
اما از آنجا كه در طول مدت اين جنگ دوستان زيادي را از دست داده ام و عشق جبهه رفتن مرا آرام نمي گذارد. مدتي پيش به هر نحو كه بود براي دعاخواني به جبهه اعزام شدم ولي هر چه خواهش كردم كه با برادران به خط مقدم و عمليات بروم، برادران اجازه ندادند و حالا از ناراحتي طاقتم سرآمده و مي خواهم اين مسئله را از شما جناب فرمانده كل قوا درخواست و تنها ناراحتي من اين است كه مي بينم هر روز يكي از دوستانم شهيد مي شود و با از دست دادن اين همه دوست، مي ترسم در شهر و يا در بستر بميرم و خيلي عشق به شهادت دارم و تلاش مي كنم كه به دوستانم انشاء الله ملحق شوم. اميدوارم كه جواب مصلحت آميز را بفرمائيد. ضمنا اماما، اگر خط مقدم به صورت پدافندي باشد و كاري از من ساخته باشد مي توانم شركت كنم و اگر شركت كنم و مثلا كشته شوم، آيا شهيد هستم يا نه؟ در آخر اميد آن دارم كه با دستخط مبارك خودتان بطور خلاصه جواب دهيد و انشاء الله ما را حتما در جواب نامه بطور خلاصه جواب دهيد و انشاء الله ما را حتما در جواب نامه نصيحت بفرمائيد.
عاشقي كه تا خوب در رگ دارد شما را فراموش نمي كند و هميشه قلبش براي شما مي تپيد: سعيد پورسراج.
پاسخ امام
بسمه تعالي
فرزند عزيزم، من از خداوند منان مسئلت مي كنم كه شما را با شهداء اسلام محشور نمايد و شما كه سلامت خودتان را در راه اسلام داده ايد از زمره شهيدان هستيد. و حق خودتان را به اسلام عزيز ادا نموديد و از اينكه به جبهه نمي شود برويد ناراحت نباشيد. اميد است خداوند شما را حفظ فرمايد. و السلام عليكم و رحمه الله.
11 ارديبهشت 63 - روح الله الموسوي خميني
محمد حسن رحيميان - در سايه آفتاب، ص 147
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :