امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
621
يكي از بستگان نزديكم مردي خوش گذران ، خوش اخلاق و خوش برخورد يا ديگران است. اما نسبت به خانمش، بسيار بدبين بوده وهميشه نسبت به او سوء ظن دارد. با شك هاي بي موردش زندگي را به كام زن و دو فرزندش تلخ كرده است.با اينكه دخترش 12 ساله و به نسبت بزرگ است آنقدر حساس به كارهاي او نيست. چند بار تاكنون همسرش به قهر رفته خانة پدرش و اين بار حدود دو ماه است كه رفته و به هيچ عنوان حاضر به برگشت نمي شود. من خودم چند بار سعي كرده ام او را راضي كنم كه برگردد البته به شرط اينكه قبلش پيش روانپزشك بروند (هردو) ولي خانم شان راضي نمي شد. آقاي مورد بحث هم يك جلسه بيشتر نرفت. لازم به ذكر است كه اين زوج ابتدا عاشق هم بوده اند و با اينكه خانوادة آنها مخالف بوده اند باز با هم ازدواج كرده اند. اطرافيان هم از ميانجيگري خسته شده اند. به نظر شما راه چاره چيست؟ از دست من چه كاري بر مي آيد؟

از آنجا كه در نظير چنين مسايل پيچيده نياز به آگاهي دقيق از نوع زندگي و كيفيت ارتباطي زوجين از ضروري ترين و بنيادي ترين مراحل حل مسأله و برطرف شدن تعارضها مي باشد، لذا مراجعة حضوري به مشاوران و خانواده درمانگران اجتناب ناپذير مي نمايد. مسألة مذكور مي تواند دلايل گوناگوني، حتي دلايل تاريخچه اي شامل كوتاهي طرفين كه در آن هر دو طرف به اندازه اي تقصير كار باشندوجودداشته باشد، لذا اين مسأله كاملاً تخصصي به نظر مي رسد و گاه ميانجي گري بي مورد اطرافيان به دليل عدم تخصص در مسأله، باعث وخيم تر شدن اوضاع مي گردد و كار مشاوره و درمان را به نحو فزاينده اي با دشواري مواجه مي كنند. در هر صورت بايد آگاه بود كه مسايلي كه تا اين اندازه پيش رفته و استوار شده است را با نصايح و پند و اندرزهاي اخلاقي نمي توان برطرف نمود و كاري از دست شما يا اطرافيان بر نمي آيد. تنها كمك شما و اطرافيان مي تواند روشنگري نسبت به مراجعه به درمانگر ماهر و زبردست باشد. (يعني مشاورة خانواده و خانواده درمانگر نه روان پزشك).
در نامه تان قيد فرموده ايد «شوهر مراجعه به روانپزشك داشته ولي خانم امتناع كرده»؛ چنانچه اين اصطلاح را درست بكار برده باشيد، بايد به عرض سركار برسانم روانپزشكي در ابتداي كار ـ در خصوص اين مورد ـ ضرورتي ندارد. به نظر مي رسد كه احتمالا ترس خانم هم از همين جا بوده است. بله! متاسفانه به دليل عدم شناخت كافي و افكار عوامانه وقتي صحبت از مراجعه به روان درماني، روان شناسي، روانپزشك و نظاير آن مي شود ذهنها همه منعطف به اين مي شود كه «مگر اختلال حواس يا عقب افتادگي دارم كه پيش روانشناس و... بروم»؛ حتي در مواردي هم كه خوش بين هستيم به خاطر ترس از بر سر زبانها افتادن و خبر دار شدن ديگران امتناع مي نماييم و مرور زمان مسأ له را حادتر مي نمايد. روانپزشك يك پزشك است كه آموزش ديده است تا از طريق تجويز دارو در وضعيت فرد مراجع بهبود ايجاد كند، آنها مي توانند سوابق پزشكي بيماران را بررسي كنند، آنها را معاينه كنند، نتيجه و جواب آزمايشگاه را تحليل كنند و دارو تجويز كنند.[1] فرض كنيد كه به علت پركاري ترشح غدة تيروئيد دچار افسردگي شود و يا به علل پزشكي ديگري زياد پرخاشگري كند و يا دچار وسواس و سوء ظن شود. در اينجا منشاء بروز مشكلات در واقع وجود يك اختلال بدني است . اما گاهي مشكلات، ناشي از عوامل غير بدني است، مثلاً فردي زود عصباني مي شود چون در دوران كودكي در محيط خانوادگي كه پدر و مادر جنگ و دعوا و ضرب و شتم داشته اند رشد كرده يا فردي در پي شكست هاي مكرر و مرگ نزديكانش دچار افسردگي شود و  يا دچار سوء ظن شود، در اينجا ضرورتي ندارد به سراغ روان پزشك برويم، بلكه با مراجعه به روان شناس باليني و گذراندن طول درمان، بهبودي حاصل مي گردد. گاهي مشكلات هم در ظاهري ساده تر رخ مي دهند؛ «فردي به دليل رفتارهاي ناشايست همسرش به او سوء ظن پيدا كند (پس گاهي سوء ظن عكس العمل به رفتار غير صحيح ديگران است.)، فرد ديگري در مدرسه با همكلاسي اش بر سر مسأله اي دعوا كنند و حال خوبي نداشته باشند.» «جواني نتواند تصميم بگيرد که پس از شكست پياپي در كنكور چه كند» كه در اين سطح از مشكلات بايستي به مشاوره رجوع كرد، ملاحظه مي فرماييد كه تقربيا هيچيك از اين مشكلات كوچكترين ارتباطي با ضعف عقلاني ندارند.
پس در واقع مي بينيد كه اين نوع كمك ها در واقع به نوعي شبيه همان كمك هاي رواني غير رسمي است كه به شكل تسكين دادن،‌ راهنمايي، به صحبت هاي ديگران با صبر و حوصله گوش فرا دادن كه معمولا از ناحية اعضاي خانواده و ساير بستگان نزديك فراهم مي آيد[2]،‌ اما به گونه اي تخصصي و منظم و حساب شده كه براي آن آموزش ديده است و آنگونه كه بر سر زبانها افتاده و ترس بر انگيز است نمي باشد.
در خصوص مورد شما، لازم است فرايندي را بر اساس مراجعه به مشاور (نه روان پزشك) شروع نمايند كه با توضيحات ارائه شده جاي هيچ گونه نگراني نيست و خانم مي تواند به راحتي به متخصص مشاوره مراجعه نمايد. چون حضور يكي از زوجين به تنهايي كفايت نمي كند. حتي اگر فرض كنيم مشكلات صرفاً از ناحية شوهر است و اوست كه «سوء ظن» دارد،‌ چنانچه همپا و همراه او باشيم بهتر خواهيم توانست مشكلات مربوط به وي را درك كنيم و با كمك به او بتوانيم زندگي توأم با شادكامي را مشتركاً تجربه كنيم، از اين رو چنانچه تنها زن يا شوهر براي درمان رجوع كرده است همانطور كه قبلا متذكر شديم، اقداماتي براي دعوت از همسر او نيز براي حضور در جلسات درمان به عمل مي آيد.[3] تا مشاور و رواندرمانگر با قرار گرفتن در متن زندگي و اطلاع يافتن از روابط زوجين بهتر بتواند تصميم بگيرد و براي رفع تعارض اقدام نمايد. البته شما مي توانيد از افراد با نفوذ كه با آنها رابطه صميمي اي دارند و مورد اعتماد آنها هستند كمك بگيريد تا آنها را به مشاوره حضوري تشويق كنيد.
در انتخاب مشاور لازم است دقت زيادي به خرج دهيد و به سراغ كساني كه به صورت غير تخصصي و غير قانوني به چنين امري اشتغال دارند،‌ نرويد. چه ناكامي ناشي از آن مي تواند مساله را حل ناشدني جلوه دهد، بنابراين توصيه مي شود از مراكز درماني و نهادهاي علمي دانشگاهي استفاده نماييد و يا از آنان بخواهيد فردي متخصص را به شما معرفي نمايند.
در خصوص قهر و آشتي ها، تقربيا در همة خانواده ها لحظاتي از همديگر دلخور مي شويم و سپس راه آشتي پيش مي گيريم و اين مسأله بارها و بارها تكرار مي شود. اما همسر ايشان اگر به عنوان راهي براي تغيير اخلاق و روية شوهر خود آن را به مدت طولاني برگزيده، بسيار بعيد است چنين راهي موثر واقع شود. اينگونه اعتراض ها در موارد جزيي تر آن هم بمدت كوتاه شايد موثر واقع شود، اما آنجا كه مساله يك خصوصيت اخلاقي پايدار تا چه اندازه مي توان اميد داشت؟ تقريباً هيچ؛ از طرفي ديگر راه هاي رجوع به درمانگر از احتمالات بهبود و اثر بخشي به ميزان قابل اعتماد و بالايي برخوردارند؟ چرا از اين راه هاي ناسالم و نا مطئمن كه خود نوعي بدرفتاري هستند استفاده كنيم؟
برخي از انسان ها به علت عدم آشنايي به جريان و تحول زمان دورنمايي بسيار زيبا و رويايي براي آيندة خود تصوير كرده و بدان خيال تن به ازدواج داده اند[4] و زندگي باصطلاح «عاشقانه اي» را شروع كرده اند. غافل از آن كه سر راه زندگي انسان بعللي گوناگون مسايل و مشكلات پديد مي آيد و براي آن كس كه تمرين تحمل نكرده، وضع بگونه اي خواهد شد كه پس از چند صباحي ميل به جدايي پيدا مي كنند. به آنها بگوييد: بياد داشته باشيم كه راحتي و آرامش هميشگي در اين دنيا معني ندارد و بايد با سختي ها دست و پنجه نرم كرد و در عين حال آنها وسايل و ابزار امتحان و آزمايش ما در اين دنيا هستند. چقدر براي كسي كه روزي عاشقش بوده ايد ارزش قايل هستيد كه به او و خودتان در حل مشكل كمك كنيد.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. روان شناسي رابطة دكتر غلامعلي افروز، انتشارات نوادر تهران.
2. خانوادة متعادل، محمد رضا شرفي، انجمن اولياء و مربيان.
3. آئين همسرداري، ابراهيم اميني، انتشارات اسلامي.

پي نوشت ها:
[1] . راي . جري فيرس، روانشناسي باليني، مهرداد فيروز بخت، تهران، انتشارات رشد، 1382، ص 29.
[2] . سيد في بلاچ، مقدمه اي بر روان درماني، مهدي قراچه داغي، تهران، انتشارات رشد، 1370، ص 8.
[3] . همان، ص 174.
[4] . قائمي، علي، خانواده و مسايل همسران جوان، تهران، انتشارات اميني، 1371، ص157.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :