امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
598
پدر و مادري که دعوا و جر و بحث مي کنند آيا فرزندان آنها حق دخالت دارند؟ چون گاهي اوقات دخالت بچه ها باعث تمام شدن دعوا مي شود اين کار درست است يا خير؟

بخشي از مشاجرت در بين اعضاي خانواده طبيعي است و با اندکي زيرکي و ملايمت و مدارا جاي خود را به مهرباني و صفا خواهد داد. اما بخشي از نزاعها بنيان خانواده را تهديد مي کند و موجب سلب ثبات و امنيت مي شوند. آن طور که پيداست دغدغة سئوال به اين بخش باز مي گردد و به نوعي وجدان را به راه حل فرا مي خواند.

حق دخالت فرزندان
اول از حق دخالت بگوييم آن هم در سازمان خانواده. آنچه قرآن مي فرمايد و عقل هم اذعان دارد اين است كه نمي توان بي اعتنا اطراف را نگريست و نسبت به مسائل پيرامون خصوصاً مسائل خانوادگي نظر نداشت چون خانواده مبدأ و سرنوشت زندگي يک انسان است. و سرآغاز خودسازي و ديگرسازي. در ديگر سازي مهم ترين گام ساختن خانواده است. «يا أيها الَّذينَ آمَنوا قوا انفسَکم و اهليکم ناراً»[1] اي کساني که ايمان آورده ايد خود و خانوادة خويش را از آتش دوزخ نگاهداريد. وقتي پيامبر اکرم _صلّي الله عليه و آله و سلم_ به رسالت مبعوث شد فرمان يافت که خويشاوندان خود را از خدا بترساند: و أنذِر عَشيرتَک الأقربينَ.[2] اي پيغمبر خويشاوندان خود را از خدا بترسان. علاوه بر اين آشتي و اصلاح روابط بين مؤمنان دستور اکيد اسلام است و به تبع، آيه: إنَّما المؤمنونَ إخوةٌ فاصلحوا بين أخَوَيکم در سورة حجرات و روايات بسياري از اهل بيت _عليهم السلام_ دراين رابطه به ما رسيده است. مثل داستانِ خانواده و اجتماع، مثل داستان آن عده است که در کشتي سوارند و يکي جاي خود را سوراخ مي كرد و مي گفت که من کاري به ديگران ندارم سهم خودم است و خود مي دانم. در چنين محيط‌هايي آرامش با رعايت همه افراد حفظ مي شود و همه بايد کمک کنند تا آرامش و نشاط به جمع بازگردد.

عوامل اختلاف در خانواده
فرزندان چگونه مي توانند در اصلاح رفتار پدر و مادر نقش بيافريند.
در ابتدا بايد به سرچشمة اختلاف ها پي برد يعني با بررسي هاي عالمانه و موشکافانه دانست که عمدة اختلاف پدر با مادر از کجا آب مي خورد آن وقت آن را از سرچشمه مهار کرد. چون عوامل اختلاف طبق شرايط اجتماعي و فرهنگي و موقعيتي خانواده ها مختلف است ما به چند عامل کلي اشاره كرده و شما را به مطالعه کتاب‌ها و تتبع بيشتر در زندگي تان دعوت مي کنيم بلکه راحت تر به منشأ مشاجرات دست بيابيد. برخي از اين عوامل عبارتند از:
1. نشناختن و به کار نبستن عوامل فردی ثبات خانواده : که نتيجه‌اش بروز تزلزل در بدنة خانواده خواهد بود مثلاً اگر تقوي و رعايت ادب و حفظ عفت موجب ثبات است قهراً بي‌تقوايي، بي ادبي و بي عفتي خانواده ها را ناپايدار مي کند.
چند عامل از اين عوامل عبارتند از : الف: پاکي و رعايت تقوي ب: رعايت حقوق يکديگر ج:حفظ عفت د: همدلي و هم آوايي اعضاي خانواده در غم و شادي و سختي و گشايش زندگي و: پاسخ مثبت به تمناهاي مشروع ه‍: وجود فرزند ي: محدود ساختن توقعات و تحمل و گذشت.
2. علت اجتماعي : مداخله و تحريکات مخرب فاميل، دوستان و اطرافيان در زندگي که گاهي آگاهانه و با است باشد و گاهي نا آگاهانه. مثلاً عده اي به بهانه اصلاح و دلسوزي، سبب بحث برانگيزي در خانواده ديگران مي شوند يا بعضي از سر محبت بيش از اندازه و حمايت هاي بي مورد از زن يا مرد، ناآگاهانه زندگي آنان را متزلزل مي کنند.
3. مسايل سياسي: به معناي طرفداري افراطي از احزاب، گروهها و عقيده‌هاي سياسي.
4. علت فرهنگي: اختلاف در سبك زندگي، فکر، تربيت خانوادگي، سطح سواد و معلومات کم از موارد عامل فرهنگي اند.
5. علت اقتصادي: فقر و محروميت و توانايي اندک مالي و اختلاف در توزيع هزينه هاي زندگي، فشار مضاعفي را بر زن و شوهر وارد مي كند و آرامش رواني آنان را تبديل به بازخوردهاي رفتاري و رواني با همديگر مي کند. هم چنين مشغول بودن مرد به فعاليت هاي اقتصادي و توجه نداشتن به امور خانواده، در بروز اين گونه رفتارها تأثير دارند.
6. علت زيستي و غريزي: ممکن است يکي از اعضاء به خاطر مسائل فيزيولوژيکي با مشکل مواجه باشد که حساس و زودرنج باشد و يا مسائل را به مشکل نگاه و تفسير کند.
7. علت رواني و عاطفي: مثل بدبيني، بي اعتمادي و بدگماني يا حسادت و بدخواهي و امثال آنها.[3]
علت اختلاف و دعوا در خانواده، هر چه باشد، مهم اين است كه در اين گونه موارد چه راهكاري را بايد در پيش گيريم و اساساً وظيفه ما چيست؟

وظيفه ما
گاهي پدر و مادر در حرارت جدال و نزاعند که اينجا خيلي نمي‌شود به مداخله پرداخت و نصيحت معمولاً نتيجه مثبتي در پي‌ندارد. گاهي پدر و مادر از حالت نزاع خارجند اما هم چنان ظرفيت مجادله را دارند که فرزندان به شيوه هاي زيرکانه و عالمانه مي توانند بر پدر و مادر تأثير مثبت و سازنده اي بگذارند و زمينه ايجاد کشمکش را از ريشه بخشکانند.
1. اساسي ترين راه براي کم شدن پرخاشگري در وجود خود يا ديگران رشد فکري، معنوي و علمي است. سعي کنيم با رشد کمالات خود از روش هاي سازنده تري در رفتار ديگران استفاده بريم.
2. براي برخورد منطقي با اينگونه ناملايمات لازم است به جاي اتکا به توانايي هاي خود، به خداي دانا و توانا تکيه کنيم. انسان عاقل بهتر است بداند و اطمينان داشته که خود نمي‌تواند از عهدة محاسبه و کنترل همة عوامل برآيد. دو سورة مهم قرآن (فلق و ناس) به طور کلي به ضرورت پناه بردن به خداوند از انواع شرهايي که در کمين انسان اند تأکيد مي کند.
3. شجاعت: انسان بايد ضمن حفظ حقوق و حرمت اشخاص خصوصاً پدر و مادر با استواري و شجاعت و البته با ادب و احترام، کارهاي آنان را نقد کند. امر به معروف و نهي از منکر در درجه اول شجاعت انسان را مي پرورد و مانع اصلي اين مسئله هم ترس يا شرمي است که شخص از افراد ديگر دارد.
نوشتن نامه، گفت و گوي خصوصي جداگانه و صميمي، هديه دادن، متوجه ساختن ضررها و پيامدهاي اختلاف و شمردن آثار مثبت سازگاري، حذف مداخله گرها، غربال کردن تعابير و سوء برداشت ها و ...، مشورت با گروه مشاوران خانواده و کمک از آنان، از جمله راه هايي است که در اصلاح رفتار ديگران تأثير مي گذارد.[4]

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. خانواده در اسلام، آيت الله حسين مظاهري، نشر شفق.
2. نظام خانواده در اسلام، شيخ حسين انصاريان.
3. خانواده متعادل، دکتر محمدرضا شرفي، نشر انجمن اولياء و مربيان (مفيد و خواندني).
4. سيري در مسائل خانواده، چاپ و نشر بين الملل، چاپ اول، 1381.
5. دکتر سوزان فوروارد، تربيت مسموم، ترجمه مهدي قراچه داغي، نشر البرز، تهران، 1372.

پي نوشت ها:
[1] . تحريم/6.
[2] . شعراء/214.
[3] . طاهري، حبيب الله، سيري در مسائل خانواده، شركت چاپ و نشر بين الملل، چاپ اول، 1381، ص 113 تا120.
[4] . جمعي از نويسندگان، پرسش هاي امروز جوانان، تهران، سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي، دفتر انتشارات كمك آموزشي، 1381، ج 2.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :