امروز:
جمعه 2 تير 1396
بازدید :
612
رفتن به مجالس عروسي كه در آن از لهو و لهب بسيار ركيك استفاده مي شود چه حكمي دارد؟ و اگر صفات گوشه نشيني، عقب مانده و امّل به فرد داده شود ما نبايد اهميت دهيم؟ توضيح دهيد.

مقام انسان:
اگر انسان به شرافت و كرامت خود اندكي توجه كند خواهد فهميد كه او همان است كه مي تواند از ملائك برتر باشد و استعداد و توانائي هايي دارد كه مي تواند در سايه بندگي خداوند متعال مورد تحسين و مسجود فرشتگان قرار گيرد، حتي خداوند در برابر فرشتگان به او افتخار كند. بنابراين چنين انساني از تمام لحظات عمر خود بهترين استفاده را مي كند و از سپري كردن آن به بيهودگي خودداري مي كند و اگر در اين مسير دچار خطا و گناه شود خيلي زود توبه مي كند و خود را به اقيانوس بيكران رحمت الهي مي رساند. پس، از هر چه كه او را از خدا دور كند فراري است و مجالس لهو و لعب جاي چنين انسانهاي متدين نيست چون در آن صورت هم از رحمت خدا دور مي شوند و هم به آتش غضب خدا در دنيا و آخرت گرفتار مي شوند.
از نظر شرعي اين نكته مسلم است كه برپايي چنين مجالسي قطعا برخلاف رضايت الهي است و شركت در آن، جز گناه و تاييد و تشويق گناهكاران نيست و مصداق فعل حرام است.

تغيير ارزشها:
متأسفانه به خاطر تهاجم گسترده فرهنگي و غفلت يا كوتاهي برخي از مسولين فرهنگي و كم توجهي برخي از والدين در سالهاي اخير، دشمنان ما با ترويج ابتذال و بي بند و باري و بي حجابي و ... سعي در تغيير ارزشها و الگوهاي سالم كردند؛ تا جايي كه عرصه را بر مؤمنان تنگ كردند.  مثلا زدن و خوردن و رقصيدن و اختلاط زن و مرد و روابط نامشروع را نشانه تمدن؛ و ايمان و ادب را نشانه تحجر و عقب ماندگي و امل بودن مي دانند. اما مؤمن بايد چون كوه استوار باشد و همچنان به وظايف ديني و شرعي خود پايبند و با عمل خود مروج و مبلغ دين باشد.

اُمّل واقعي كيست؟
اگر شما در چنين مجلسي نمي رويد به خاطر دينتان است كه با عقل، برهان و محبت آن را پذيرفته ايد و اين نشانه عاقل بودن و مؤمن بودن شماست. ولي آيا آنان كه بدون هيچ دليل منطقي و عقلي هر كاري را انجام مي دهند و از خود هيچ اراده اي ندارند امل و عقب مانده نيستند؟ آيا شما كارشان را منطقي و عاقلانه مي دانيد؟ (امّل واقعي كسي است كه لذت پايدار و وصف نشدني آخرت را با لذت گذراي دنيا عوض مي كند)
بنابراين يقين بدانيد كه شما امل و عقب مانده نيستيد و هيچ سرزنش و زخم زبان در شما اثر نكند. بلكه با رفتار صادقانه و آگاهانه و دلسوزانه، آنها را(كه در برابر حقيقت خاضع هستند) متوجه خطايشان نماييد، يعني عمل آنها را تقبيح كنيد نه خود آنها را، ضمن اينكه احترام آنها را نگه مي داريد به آنها بفهمانيد كه اشتباه مي كنند. چون عروسي سنگ بنا و خشت اول زندگي مقدس و مشترك زناشويي است؛ چرا اين خشت اول را كج بگذارند و آنرا با معصيت خداي متعال شروع كنند. متاسفانه بعضي ها جشن عروسي را مجلسي براي تخليه شهوت و چشم هم چشمي، فخرفروشي و... مي دانند كه اين خطاست.
خلاصه آنكه: رفتن و شركت در چنين مجالسي حرام است و ترك آن از باب نهي از منكر واجب است. در عمل به  احكام دين از سرزنش ها نهراسيد و بدانيد كه مومنان(كه اكثريت جامعه اسلامي ما هستند) شما را مدح و عمل شما را تاييد مي كنند و هم اينان هستند كه در برابر مشكلات چون كوه استوارند.[1]
قرآن كريم در مدح مومنان واقعي مي فرمايد:[2]
«ان الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون»
يعني كساني كه گفتند خدا پروردگار ماست و بر اين اعتقاد استقامت ورزيدند هيچ ترس و اندوهي ندارند. بله بايد در مسير دينداري صبور بود و شجاعانه استقامت كرد مگر نه اين است كه اهل بيت عليهم السلام با صبر و استقامت خود، دين را از چنگال كثيف هوسبازان و بي دينان حفظ كردند.

حرف آخر:
در پايان لازم مي د انم كه اين نكته را مخلصانه و دلسوزانه يادآوري كنم كه هيچ وقت نمي توان رضايت همه مردم را جلب كرد. لذا توصيه ما به شما اين است كه كارهايتان را به ملاك رضايت همه مردم انجام ندهيد چون اين كار ممكن نيست. كم نيستند افرادي كه از دست خدا و پيامبر ناراضي هستند بنابراين كارهايتان را به قصد رضايت الهي انجام دهيد و در اين راه شكيبا و استوار باشيد و از سرزنش هاي ديگران هيچ ناراحتي به دل نگيريد. چون شما نه اولين نفري هستيد كه به خاطر اطاعت از دستورات دين مورد سرزنش و توهين قرار گرفتيد و نه آخرين نفر، مگر به پيامبر اكرم (كه قرآن او را الگوي بشريت معرفي مي كند) توهين نكردند آنها پيامبر را ساحر و شاعر و بيهوده گو و ديوانه خواندند و حتي در كوچه ها او را سنگ مي زدند و زباله و خاكروبه بر سر او ريختند؛ و امثال اينها در تاريخ انبيا و امامان كم نيستند.
اگر بنا باشد كه با اين حرفها دست از احكام الهي برداريد پس فردا چيز ديگري مي گويند كه بايد اصلا دست از دين و خدا برداريد. بنابراين در دينداري خود همچنان استوار باشيد و در مقابل اين نسبتها مقابله به مثل نكنيد و سعي كنيد با اخلاق و رفتار مناسب به آنها بفهمانيد كه اگر در اينگونه مجالس شركت نمي كنيد صرفا به خاطر اين است كه احكام دين، اجازه چنين كاري را نمي دهد. همچنانكه ديگران كارهاي بسيار بزرگي را به خاطر دين كرده اند كه شهداي عزيز اين سرزمين كه با الگو گرفتن از شهيدان كربلا خود را فداي دين و خدا كردند از اين دسته اند.
امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي فرمايند: سزاوار نيست افراد با ايمان در مجلسي بنشينند كه در آن گناه مي شود و توانايي بر تغيير آن را ندارند.[3]

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. اخلاق در قرآن(جلد 2) آيت الله ناصر مكارم شيرازي.
2. تفسير نمونه ذيل آيه 13 سوره احقاف.
3. روان شناسي رابطه ها، دكتر غلامعلي افروز، انتشارات نوادر (قوانين كلي براي برقراري ارتباط جهت امر به معروف).

پي نوشت ها:
[1] . توضيح المسائل مراجع، قم، انتشارات جامع المدرسين، ج2، ص387.
[2] . احقاف/13.
[3] . مكارم شيرازي، ناصر، 150 درس زندگي، مدرسه امام علي بن ابي طالب، چاپ هفدهم، 1380، ص 130.(لا ينبغي للمؤمن اَن يجلسَ مَجْلِساً يعصَي اللهُ فيه و لا يَقدر علي تغييرهِ)

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :