امروز:
دوشنبه 4 ارديبهشت 1396
بازدید :
473
ثناي علي(ع)
مرا كه هست به سر، غيرت ولاي علي
تپد به سينه، دل از عشق و در هواي علي
بگير دامن مهرش كه در فلك نرود
ملك به عرش مناجات پا به پاي علي
نياز خويش ببر در حضور حضرت او
كه بحر مانده در انديشه‌ي سخاي علي
فكنده لرزه بر اندام كفر شيطاني
طنين خطبه‌ي دشمن كُش رساي علي
بقاي راه نبي (ص) در خلوص نيت اوست
صفاي گلشن دين است در لقاي علي
خدا نخوانمش اما نه باور است مرا
بدان خداي كه باشد به جز خداي علي
نديد شاهد گيتي به بحر خاطره‌اش
گهر به پاكي انفاس بي‌رياي علي
نسيم دلكش نوروز، در بهار خليق
نشانه‌اي بود از خُلق جانفزاي علي
كجا به دين خدا مي‌رسيد دست بشر
اگر نبود به ميدان شرع، پاي علي
به زهد و دانش و ايمان او كسي نرسد
فراز قله بينش بود لواي علي
كجا رسول خدا از خطر رها مي‌شد
نبود لحظه‌ي هجرت اگر وفاي علي
كجا نصيب ظفر آمدي به دشمن دين
اگر نبود به هر غزوه‌اي غزاي علي
زمام بخت، درآيد به اختيار مراد
به زير سايه‌ي فرخنده‌ي هماي علي
تو را چه حاصل،‌از اين جان بيقرار بود
اگر قرار نباشد شود فداي علي
اگر به بوته‌ي عشقش سرداب سپري
مس وجود كني زر، به كيمياي علي
رضاي خاطر او را بجو كه در دو جهان
رضاي ذات خدا هست در رضاي علي
رسي به چشمه‌ي آب بقا بدون سفر
اگر به كوثر ايمان، شوي فناي علي
فزون ز وسعت انديشه است «احسانش»
سمند ناطقه لنگ است در ثناي علي
(احسان) صانعي كاشاني - چهارده سفينه نور صفحه 114
مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :