امروز:
شنبه 28 مرداد 1396
بازدید :
546
در نامه نوشته بوديد كه «من مادر پيري دارم كه خيي از چيزها را رعايت نمي كند،...» و نيز تذكر داده بوديد كه «شغل من معلمي است و به خاطر برادران و خواهران ازدواج نكردم و آن ها بحمدالله به سرو ساماني رسيده اند و حالا از مادر پيرم، نگهداري مي كنم مادر من مثلا در داخل حياط خودش را خيس مي كند،... نماز نمي خواند.»

الف) احترام به پدر و مادر
احترام به پدر و مادر بسيار كار ارزشمندي است.  در قرآن در اين زمينه بسيار سفارش شده و حتي در چهار مورد احترام به پدر و مادر، در رديف توحيد قرار داده شده يعني خداوند بلافاصله پس از آن كه به توحيد و خداپرستي تأكيد مي كند، مي فرمايد: نسبت به والدين تان، نيكي كنيد ـ «و اعبدواالله ولاتشركوا به شيئاً و باالوالدين احساناً»[1] در جاي ديگري مي فرمايد: «امايبلغنّ عند الكبر احدهما اوكلاهما فلا تقل لهما اُفًّ»[2] يعني در دوران پيري پدر و مادر يا يكي از آنان، احترام آن ها را نگه داريد و كوچك ترين بي حرمتي نكنيد. نكته ي بسيار مهم كه مي توان از اين آيه استفاده كرد و بايد شما خواهر گرامي به آن توجه كنيد، اين است كه احترام به پدر و مادر در دوران پيري آن ها بيشتر از هر زمان ديگر اهميت پيدا مي كند چون در دوران پيري، توانايي انجام بسياري از كارها را ندارند - چشم اميدشان به فرزندشان است - مادر شما نيز با توجه به توصيفي كه از ايشان نموده ايد نياز به كمك دارد. هرچند ممكن است براي شما سخت باشد كه از ايشان مراقبت نمائيد و فحش ها و تحقيرهاي ايشان را بشنويد، اما به هر حال، ايشان در وضعيتي نيستند كه شما از ايشان انتظار اصلاح رفتار و كنترل عملكرد داشته باشيد، بايد شما كنار بيائيد.
ب) وظايف عبادي مارتان
در مورد مسائل عبادي مانند نماز و روزه، اگر مي دانيد حرف شما را قبول نمي كند، كاري به كارش نداشته باشيد. اما در رابطه با مسائل بهداشتي و ... يگانه راهي كه وجود دارد اين است كه شما يا يكي از دوستان نزديكانتان، عهده دار مسئوليت ايشان شويد. قبل از آن كه رفتارهاي از آن قبيل، انجام دهد، دستشويي ببريد، و دايم مواظبت كنيد، هميشه با بيان نرم و ملايم و چهره اي گشاده و باز با ايشان برخورد كنيد، مقام مادر به مراتب برتر از مقام پدر است - خداوند در قرآن مي فرمايد: مادر به خاطر سختي هاي بسياري كه متحمل شده است، شايسته ي احترام مي باشد.
ج) ازدواج
نكته ي ديگري كه لازم است اشاره كنم  اين است كه شما فرموده ايد:«به خاطر برادرانم و پرستاري از مادرم، ازدواج نكرده ام» از آن جهت كه خواسته ايد برادران تان را سروسامان دهيد، كار خوبي است، دست شما درد نكند؛  اما حالا كه آن ها را سروسامان داده ايد به فكر آينده ي خودتان باشيد . فكر مي كنم شما نيز مانند هر انسان ديگر، نياز به يك آرامش دهنده داريد.چنان چه احترام به پدر و مادر يك امر مطلوب و پسنديده است، ازدواج نيز امر شايسته اي مي باشد كه در اسلام تأكيد فراوان شده است.البته ازدواج كردن شما، با پرستاري از مادرتان هم چندان منافاتي ندارد. مي توانيد بعد از اين مسئوليت آن را به عهده ي يكي از برادرها و خانم ايشان بگذاريد. و خود نيز از ايشان باخبر باشيد. يا اگر ايشان نمي پذيرند و يا مي دانيد كه خوب از وي مراقبت نمي شود، شما با فردي بناي ازدواج بگذاريد منتهي با ايشان شرط كنيد كه مادر نيز همراه شما باشد، در اين صورت توانسته ايد هم از مادر مراقبت كنيد و هم خود شما به يك آرامش روحي و رواني نايل مي شويد.

پي نوشت ها:
[1] . بقره/83.
[2] . اسراء/3.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :