امروز:
سه شنبه 28 شهريور 1396
بازدید :
570
احساس مي‌كنم عاق پدر و مادر شده‌ام. هر شكستي در زندگي‌ام را ناشي از بي‌احترامي نسبت به آنها مي‌دانم، به زندگي علاقه ندارم. روزي هزار بار آرزوي مرگ مي‌كنم. در وجود خود احساس گناه مي‌كنم و خود را سرزنش مي‌كنم... تمام فكر و ذكرم تفكر به گذشته و احساس ندامت شده است. به من بگوئيد چه كار كنم و تكليف من چيست؟

از اين‌كه براي ما نامه نوشته‌ايد و درد دل‌هايتان را مطرح نموده‌ايد سپاسگزاريم. اميدواريم اين پاسخ در كنار زدن ابرهاي تيرة وحشت و آفتابي شدن هواي دلت سهمي ولو اندك داشته باشد. در نامة خويش ماجراي بيماري مادر مهربان‌تان را يادآور شده ايد و به اين نكته اشاره نموده بوديد كه: «پس از انجام آزمايشات مشخص شد كه بيماري ايشان سرطان بد خيم است، با تشخيص پزشكان مورد عمل جراحي قرار گرفت امّا عمل نتيجة مطلوب نداد و پس از يكسال به لقاءالله پيوست، پدرم نسبت به اينجانب بد بين شد كه اگر من مادرم را مجبور به عمل نمي‌كردم، از دنيا نمي‌رفت...»
در نامة‌تان نوشته‌ايد كه در طول بيماري پدرم، چندبار با عصبانيت با ايشان برخورد كردم و واقعاً به او بي‌احترامي كردم امّا بعد از هر برخورد پشيمان مي‌شدم... بعد از وفاتش به شدت نگرانم انگار چيزي وجودم را آزار مي‌دهد، احساس مي‌كنم عاق پدر شده‌ام به من بگوييد چه كار كنم و تكليف من چيست؟
از اين‌كه شما احساس مسئوليت نموده مادر‌تان را نزد پزشكان متخصص برده‌ايد، و غرض شما هم اين بوده است كه بهبود يابد، اين كار بسيار شايسته بوده است چون خدمت به والدين به خصوص مادر، لازم است. ولي بهتر بود كه قبل از مراجعه به پزشك مسئله را با پدرتان در ميان مي‌گذاشتيد و رضايت ايشان را جلب مي‌كرديد يا قبل از عمل جراحي و مشخص شدن بيماري مادرتان، به نحوي ايشان را در جريان قرار مي‌داديد، اگر لازم بود، يك بار ايشان را نيز همراهتان نزد پزشك معالج مي‌برديد، تا از زبان ايشان مي‌شنيد و برايش مسلم مي‌شد كه جز عمل جراحي راه ديگري وجود ندارد.
نگراني بيش از حد شما سودي ندارد، هنوز هم وقت آن باقي است كه رضايت پدر مهربان‌تان را بعد از مرگ ايشان به دست آوريد. درست است كه شما در زمان حيات ايشان يا از روي غرور جواني و يا شرايط سخت و دشوار زندگي باعث رنجش خاطر ايشان شده‌ايد امّا الآن احساس مي‌كنيد كه برخوردها و رفتار شما نادرست بوده است، همين كه به اين مسئله اعتراف داريد و در صدد كسب رضايت پدرتان هستيد، خود نشانة بزرگواري شما است. روايات بسياري وجود دارد كه در آن‌ها به اهميت و جايگاه والدين اشاره شده است و نيز آمده است كه اگر انسان به پدر و مادرش در حال حيات آن‌ها بي‌احترامي كرده باشد، بعد از مرگ آنان چه كارهايي را انجام دهد تا رضايت آنان را كسب نمايد. در اينجا به پاره‌اي از آن روايات اشاره نموده شما را توصيه مي‌كنيم كه به مضمون آن‌ها عمل نمائيد و هيچ وقت از رحمت خداوند نااميد نباشيد. اميد عفو و نجات براي هر كسي وجود دارد. از رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ روايت شده است كه فرمود: «هر كس بعد از مرگ پدر و مادرش به آن‌ها نيكي كند و بدهكاري‌شان را بپردازد و به آنان بد نگويد، فرزند نيكوكاري خواهد بود، اگر چه در زمان حيات‌شان مورد عاق‌شان واقع شده باشد. [1]
براي ايشان دعا و طلب آمرزش نمائيدچراکه در روايت به آن تأکيد شده است. بنابراين اين احسان به والدين اختصاص به زمان حيات آن‌ها ندارد بلكه اگر فوت نمودند نيز جاي احسان باقي است، چه بسا ممكن است فردي در زمان حيات پدر و مادر خود به عللي نتوانسته باشد رضايت آن‌ها را كسب نمايد، در اين صورت بعد از وفات آن‌ها مي‌تواند رضايت والدين خود را به دست آورد.

راههاي كسب رضايت و احسان به والدين پس از مرگ:
1ـ دعا كردن در حق آنان و طلب آمرزش نمودن: سعي كنيد هميشه به خصوص بعد از هر نماز در حقّ پدر و مادرتان دعا كنيد[2] و بگوئيد: «اللهم اغفرلي ولوالديَّ و للمؤمنين يوم يقوم الحساب» امام باقر ـ عليه السلام ـ فرموده است: «فردي كه در زمان حيات پدر و مادر خود عاق آن‌ها است و نسبت به آن‌ها نيكي نمي‌كند، ولي چون مردند براي آنها آمرزش مي‌خواهد خداي عزّوجل او را نيكوكار مي‌نويسد.»[3]
2ـ ادا نمودن بدهي‌ها و ديون والدين: اگر به نظر شما پدر مرحوم‌تان به كسي بدهكار است، شما مي‌توانيد با ادا نمودن بدهي ‌هايش، رضايت او را كسب نمائيد.[4]
3ـ انجام دادن اعمال مستحبّي و اهدا نمودن ثواب آن  به روح والدين: شما مي‌توانيد صدقه بدهيد نماز بخوانيد، حج به جا آوريد و روزه بگيريد و ثواب آن‌ها را نثار روح پدر و مادر بزرگوارتان نمائيد. خداوند مانند همان ثواب را براي شما نيز عطا خواهد كرد.[5]
4ـ در رفتار و عملكردهاي خويش به گونه‌اي باشيد كه همگان از شما به نيكي ياد كنند. در كارهاي خير پيشقدم باشيد و با اخلاق شايسته با ديگران برخورد نمائيد وقتي مردم اين همه خوبي و اخلاق نيكو را از شما ببينند خواهند گفت: خدا رحمت كند پدر و مادرش را كه چنين فرزندي تربيت نموده اند و خداي نكرده كاري نكنيد كه مردم‌ آنها را دشنام دهند.[6]
اگر به مضمون روايات مذكور عمل نماييد،  مطمئن باشد كه روح پدر و مادرتان از شما خشنود خواهد شد و از اين طريق غفلت‌ها و بي‌توجهي‌هاي شما نسبت به پدرتان جبران مي‌شود. هيچ‌گاه از رحمت خداوند مأيوس نبوده[7] و هميشه در رفع كاستي‌ها و نقايص خويش بكوشيد.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1ـ محمد نصر اصفهاني، اخلاق ديني در انديشة شيعي (شرح و تحليل اخلاق اصول كافي)، انتشارات نهاوندي، چ اوّل، 1378.
2ـ محمد ارگاني بهبهاني حائري، آداب معاشرت با خويشاوندان، نشر پيام مهدي، 1380، فصل 6.

پي نوشت ها:
[1] - اصفهاني، محمد نصر، اخلاق ديني در انديشة شيعي، نهاوندي، ص 526.
[2] - حر عاملي، محمد بن حسن، وسائل‌الشيعه، ج 15، ص 206، حديث 1.
[3] - مصطفوي، سيد جواد، ترجمه و شرح اصول كافي، ج 3، ص 238.
[4] - همان و نيز ص 237، حديث 19.
[5] - نصر اصفهاني، اخلاق ديني در انديشة شيعي، ص 183، ترجمة اصول كافي، ج 3، ص 232، حديث 7.
[6] - اخلاق ديني در انديشه شيعي، ص 231، حديث 5.
[7] - توبه/106.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :