امروز:
دوشنبه 8 خرداد 1396
بازدید :
416
در مصيبت حضرت امام حسن(ع)
هر که آشفته دل و سوخته جان همچو منست
نکند ميل چمن ور همه عالم چمن است
هر غم از دل بتماشاي گلستان نرود
عالم اندر نظر غمزده بيت الحزن است
نه هر آشفته بود شيفته روي نگار
نه پريشانيش از زلف شکن در شکن است
گوش جان ناله قمري صفتي ميطلبد
نه پي زمزمه بلبل شيرين سخن است
من نجويم لب جو کاآب من آتش صفت است
سبزه و روي نکو خضرت وجه حسن است
جز حسن قطب زمن مرکز پرگار محن
کس نديدم که با نزاع محن ممتحن است
نقطه دائره و خطّه تسليم و رضا
نوح طوفان بلا يوسف مصر محن است
راستي فلک و فلک همچو همچو حبابيست بر آب
کشتي حلم وي آنجاي که لنگر فکن است
بکه نالم که سليمان جهان خانه نشين
خاتم مملکت دين بکف اهرمن است
شده از سوده الماس، زمرّد لعلش
سبزپوش از اثر زهر گل ياسمن است
آنکه چون روح بسيط است در اينجسم محيط
زهر کين در تن او همچو روان در بدن است
شاهد لم يزلي شمع شبستان وجود
پاره هاي جگر و خون دلش در لگن است
ناوک خصم بر او از اثر دست و زبان
بر دل و بر بدن و بر جگر و بر کفن است
کعبه بتخانه و صاحب حرم از وي محروم
جاي سلطان هما مسکن زاغ و زغن است
ژوليدة نيشابوري - اي قلبها بسوزيد صفحه 216
مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :