امروز:
يکشنبه 29 مرداد 1396
بازدید :
414
در مصائب حضرت امام حسن مجتبي(ع)
هر كه آشفته دل و سوخته جان همچو من است
نكند ميل چمن ور همه عالم چمن است
مرغم از دل به تماشاي گلستان نرود
عالم اندر نظر غمزده بيت الحزن است
نه هر آشفته بود شيفته‌ي روي نگار
به پريشانيش از زلف شكن در شكن است
گوش جان ناله‌ي قمري صفتي مي‌طلبد
نه پي زمزمه‌ي بلبل شيرين سخن است
جز حسن قطب زمن مركز پرگار مِحَن
كس نديدم كه به انواع مِحَن ممتحن است
نقطه‌ي دايره و خطّه‌ي تسليم و رضا
نوح طوفان بلا يوسف مصر مِحَن است
راستي فُلك و فلك همچو حبابي است بر آب
كشتي حلم وي آنجاي كه لنگرفكن است
با كه نالم كه سليمان جهان خانه نشين
خاتم مملكت دين به كف اهرمن است
شده از سوده‌ي الماس زمرّد لعلش
سبز پوش از اثر زهر، گل ياسمن است
آنكه چون روح بسيط است درين جسم محيط
زهر كين در بدنش همچو روان در بدن است
شاهد لم يزلي شمع شبستان وجود
پاره‌هاي جگر و خون دلش در لگن است
ناوك خصم بر او از اثر دست و زبان
بر دل و بر جگر و بر بدن و بر كفن است
كعبه بتخانه و صاحب حرم از وي محروم
جاي سلطان هما، مسكن زاغ و زغن است
حاج شيخ محمدحسين غروي اصفهاني - اشك خون صفحه 153
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :