امروز:
پنج شنبه 7 ارديبهشت 1396
بازدید :
719
پسر 9 ساله ام كه تك فرزند نيز هست خيلي پرخاشگر و عصبي است. حرف گوش نمي كند با پدرش بگو مگو مي كند احترام بزرگترش را ندارد. ادا در مي آورد. در مهماني يك دقيقه راحت نمي نشيند. بچه هاي ديگر را اذيت مي كند. اكثراً دروغ مي گويد چند بار هم پيش روان پزشك رفته ايم گفته كه بچه كاملاً سالمي است فقط كمبود محبت دارد البته من خودم آدم عصبي هستم زود از كوره در مي روم حرف بزنم گوش مي دهد ولي عمل نمي كند خودش همة كارهاي خوب و بد را مي داند ولي اهميّت نمي دهد وقتي كه با بچه ها بازي مي كند آنها را اذيّت مي كند و وسايل آنها را مي گيرد اگر چيزي بخواهد خيلي اصرار مي كند. لطفاً ما را راهنمايي كنيد.

مقدمه:
بروز يك رفتار سازش نايافته و نابهنجار مي تواند از علل مختلفي ناشي شود و اگر رفتارهاي نامطلوب زياد باشند حتماً علل مختلفي در آن نقش داشته اند با توجه به مسائل و مشكلات متعددي كه بيان داشته ايد لازم مي دانيم نكاتي بيان داريم كه در تغيير و اصلاح رفتار كودكتان مؤثر باشد بنابر اين مي خواهيم كه به تك تك نكات ذيل توجه كنيد و با دقت زياد آن را با رفتار خود و فرزندتان تطبيق دهيد اگر از اين الگوها فاصله داشت سعي كنيد با تمرين، مطالعة بيشتر و صبر به اين هنجارها بازگرديد و در سايه آن نشاط و آرامش را به خانواده بازگردانيد.
1.تقليد آيينه وار:
دل كودك مثل آئينه است، هر نقشي كه مقابل او قرار گيرد در آن منعكس مي گردد كودك با نگاه و توجه دقيق به رفتارهاي اطرافيان از آنها الگو برداري مي كند و بعد مثل همان ها صحبت و يا رفتار مي كند، بنابراين رفتار گذشته خود را تحليل كنيد ببينيد او چه رفتارهايي را از شما ياد گرفته است و يا شما ناخواسته باعث تشويق چه رفتارهايي در او شده ايد. طبق نظر روان شناسان بسياري از رفتارها و گفتارهاي كودكان ريشه در چيزهايي دارد كه قبلاً آنها را ياد گرفته است[1].
توجه: به ياد داشته باشيد اغلب رفتارهاي كودكان - اگر نگوئيم همه آنها - به رفتارهاي ما بر مي گردد. اين بينش، تحمل ما را در برخورد با بچه ها بالا مي برد (مهم).
2. جلب توجه:
انسانها، كوچك و بزرگ، دوست دارند ديگران رفتارشان و كلامشان را مورد توجه قرار دهند اين نياز بايد به شكل طبيعي و در حد اعتدال ارضاء گردد و اگر در ارضاء آن افراط و تفريط شود مسلماً براي كودك مشكلاتي به بار مي آورد. اگر اين امر ارضاء نشود او به راه هاي مختلفي مثل دروغگويي، پرخاشگري، شيطنت، لجاجت و ... متوسل مي گردد براي تأمين اين امر از روشهاي زير كمك بجوئيد[2]:
2ـ1. امكانات مناسبي براي تفريح و بازي اش فراهم كنيد و به نوبت (گاهي شما گاهي پدرشان) برايش وقت بگذاريد و او را سرگرم كنيد اگر اين كار را انجام ندهيد او با بدرفتاري اش شما را سرگرم خواهد كرد (به عنوان مثال گاهي دروغ هاي عجيب و غريب كودكان، ريشه در عدم ارضاء اين امر دارد).
2-2. نكات مثبت او را تشويق كنيد، در تشويق خود زياده روي نكنيد چون باعث توقع زياد او مي گردد در تشويقتان علاقه و نياز او را در نظر بگيريد، او را سرزنش و تحقير نكنيد و بدرفتاري هايش را به رخش نكشيد، با مطالعه بيشتر، به روحيات سنين كودكان آشنا شويد، دروغگويي هاي آنها غالباً به خاطر خيال پردازي‌هاي اين سنين است كه بايد صبورانه به آن جهت دهيد و رفتارهاي اجتماعي و سازش كارانه او با همسالانش را تقويت و تشويق كنيد.
2-3. گمان نكنيد كه تهية هر چيزي كه او خواست در كل به نفع اوست سعي كنيد او را واقع بين بار آوريد طوري كه خواسته هايش را با منطق بخواهد نه با گريه و زاري و يا پرخاشگري، به هنگام پرخاشگري به او باج ندهيد چون ياد مي گيرد كه هرگاه چيزي خواست از اين كانال وارد شود.
3. هماهنگي الگوها:
بيان داشتيم كه كودكان از والدين تقليد مي كنند در اين امر والدين بايد رفتارشان كاملاً هماهنگ باشد اختلاف و ناسازگاري در رفتار والدين باعث ايجاد تعارض رواني و تنش در كودك مي گردد و آن نيز با خشم، پرخاشگري، دروغگويي تبلور پيدا مي كند تعارض رواني و بي ثباتي عاطفي، آفت شكوفايي و خلاقيت ذهني است به عنوان مثال وقتي فرزند نسبت به فرزند همسايه پرخاشگري نشان مي دهد رفتار پدر و مادر در قبال اين رفتار بايد يكسان باشد طوري نباشد كه يكي او را با لبخند، تشويق غير مستقيم كند و ديگري او را از آن كار زشت باز دارد يعني كودك نمي داند بالاخره براي تأييد و جلب توجه والدين بايد كدام كار را در پيش بگيرد[3]. يا ممكن است والدين يكي به راستگويي اهميت دهد و ديگري در حضور كودك به كسي دروغ بگويد اينجا كودك گيج مي شود و نمي داند كدام رفتار بايد مورد تأييد قرار گيرد.
4. پرهيز از ابهام:
وقتي فرزند كار بدي انجام مي دهد بايد مراقب بود كه كل وجود او را مورد خطاب قرار ندهيم بلكه به روشني او را متوجه آن قسمت از رفتار بدش كنيم، نگوئيم تو را دوست ندارم بگوئيم من اين رفتار خاص تو (مثل دروغگويي) را دوست ندارم[4]. البته نبايد در يك جلسه رفتارهاي زيادي از او را نقد كنيد بايد با صبر هر از گاهي به آنها اشاره كنيد.
5. تنبيه درمان خوبي نيست:
در شيوة كار خود بيشتر از تشويق كمك بگيريد مثلاً به او بگوييد «احسنت به پسرم كه تكاليفش را انجام داده» يا آفرين به پسر خوبم كه به بزرگترش سلام مي كند، و ... تشويق باعث مي شود كه كودك احساس امنيت و ارضاء نياز عاطفي كند و احساس خوشايندي در درونش پيدا كند و نسبت به شما مهربان شود و به سخنان شما گوش دهد و عمل كند اما تنبيه باعث مي شود كه شما نزد او احترام نداشته باشيد، در غياب شما به كار خودش مشغول مي گردد و حتي ممكن است قصد انتقام نيز بگيرد. در تنبيه اغلب اوقات فرصت پيش نمي آيد كه كودك توجه اش به خطايش جلب شود و از همه بدتر كه او از خود شما ياد مي گيرد كه مي تواند در موقع نارضايتي از خشم، زدن و تندي كمك گرفت و عيناً همين كار را هنگامي كه با رفتار ناخوشايند روبرو مي شود انجام مي دهد به عنوان مثال شما خود نوشته ايد «عصبي هستم و زود از كوره در مي روم» اين رفتار شما در واقع الگوي كودكتان قرار مي گيرد شما نيز بايد با شيوه اي مناسب (صبر، توجه به پيامدهاي بد تندخويي، تأمل در پيامدهاي مثبت تحمل، تفريح، قدم زدن، وضو گرفتن، ذكر خدا گفتن) از ابراز خشم و عصبانيت خود خودداري كنيد تا او نيز از شما اين رفتار را ياد نگيرد. كودك ياد مي گيرد كه مثل شما باشد و بجاي بدي خوبي كند و حتي جواب بدگويي همسالان خود را با خوبي بدهد.
6. تقويت غير مستقيم:
انسان ها، كوچك و بزرگ، فطرتاً تشويق پذير و تنبيه گريزند براي اين كه يك رفتار نامناسبي را حذف و يا تعديل كنيد مي توانيد از تقويت غير مستقيم كمك بگيريد مثلاً پدر هنگامي كه به منزل آمد و متوجه شيطنت هاي فرزندش شد با خونسردي بدون انتقاد و با تحريك او در يك فضاي خوشايند و صميمانه به گونة مستقيم و يا غير مستقيم به فرزندش بگويد اگر قول بدهي مثلاً دروغ نگويي برايت دوچرخه مي خرم يا به فلان پارك مي برمت. يا مي توانيد از همسالان او كه اخلاق خوبي دارند بخواهيد تا به منزل شما بيايند و با او بازي كنند[5]. اگر در مهماني ها اذيت مي كند از قبل به او بگوئيد كه اگر اذيت كردي زود از مهماني به خانه برمي گرديم و در منزل ميزبان آن را به يادش آوريد اگر ادامه داد برويد اما به ياد داشته باشيد ما نيز بايد زماني را با آنها بگذرانيم و مشغول سخنان خودمان نباشيم، امكانات بازي سالم را به آنها بدهيم.
7. مصرف انرژي:
كودك سرشار از انرژي است بايد با روشهاي مختلف اين انرژي را در جهت مثبت مصرف كرد تا از شيطنت و تحرك هاي زياد او جلوگيري شود مثلاً با هم حدود نيم ساعت در روز قدم بزنيد يا توپ بازي كنيد و وقتي كودك احساس كرد كه مي تواند صميمانه با والدين خود بازي كند و راحت خواسته هايش را نيز مطرح كند و مورد پذيرش آنها واقع شود بي ترديد عشق و محبت زيادي به والدينش پيدا مي كند[6].
8. پرهيز از مقايسه:
بگذاريد كودك احساس كند كه شما او را براي خود او دوستش داريد نه براي سود دهي به شما. هرگز رفتار مثبت ديگري را به رخ او نكشيد تا او احساس نكند كه شما او را دوست نداريد و سر از ناسازگاري در نياورد.
9. اعلام اعتراض:
گفتيم كه كودكان مثل خميري هستند كه با دستان مربي و والدين شكل مي گيرد در واقع رفتارهاي نامطلوب و سازش نايافته او بيشتر عمدي نيست اغلب موارد بدرفتاري هاي آنها بخاطر رفتارهاي والدين، عدم ارضاء نيازهاي جسماني و عاطفي و ... است به عنوان مثال وقتي كه كودك رفتارهاي مثبتش مورد تأييد و توجه قرار نگيرد و يا به موقع زمينه استراحت، خواب، تغذية او فراهم نشود ممكن است با تندخويي و بدرفتاري هايش اعلام اعتراض كند بنابراين بايد به رفع نيازهاي عاطفي و جسمي او توجه كنيم، گاهي اعتراض كودك به خاطر عدم ارضاي نياز اجتماعي اش است. يعني ما دوست داريم بدون اين كه به نيازهاي معقول او توجه كنيم او مثل بزرگ ترها بنشيند اما كمتر به فكر مي افتيم كه امكاناتي تهيه كنيم و او را با همبازيان خودش به حال خود بگذاريم به هر حال هرچه باشد آنها زبان هم را بهتر متوجه مي شوند، بي ترديد كودك نمي تواند در مجلس بزرگان بنشيند و فقط به صحبت هاي آنها، كه چيزي هم از آنها نمي فهمد گوش بدهد[7].
10. تك فرزندي:
ممكن است به خاطر اين كه تك فرزند است او را بيشتر از حد معمول مورد توجه قرار داده ايد و او را پرتوقع كرده ايد يعني هرچه خواسته سريع برايش تهيه كرده ايد بهتر است او با اين واقعيت روبرو شود كه نمي تواند هميشه به خواسته هايش برسد و نياز است گاهي صبر كند البته اين كار بايد دقيق انجام شود يعني اگر فرزندمان به تدريج پس از ساليان دراز پرتوقع شده نبايد انتظار داشته باشيم يك شبه توقعش را كم كند، اشتباه از ما بوده بنابراين بايد به تدريج از توقع افراطي اش بكاهيم.
11. ناكامي:
برخي بدرفتاري هاي كودك به خاطر ناكامي و شكست پي در پي است، به عنوان مثال كودكي نمي تواند مسأله رياضي اش را حل كند و فردا نيز امتحان دارد پس از چند بار تلاش و شكست خسته مي شود و با بدرفتاري، نق نق كردن و ... اعلام نياز و ياري مي‌كند اگر كسي پيام دادخواهي او را متوجه نشود و جواب معقول ندهد و به كمكش نشتابد مي تواند منجر به دروغگويي، بي قراري و تند خويي فرزند گردد[8].
12. انتظارات زياد:
برخي از والدين نمي خواهند قبول كنند كه ظرفيت افراد متفاوت است مثلاً تأكيد مي كنند كه نبايد نمره ات از نمرة فلاني كمتر شود يا بايد حتماً اطاقت را مرتب كني و ... اين امر مي تواند باعث شكست و ناكامي فرد شود و در نتيجه مورد سرزنش و ملامت والدين قرار بگيرد اگر ملامت و تحقير زياد شود كودك احساس مي كند كه مطرود والدين شده و در نتيجه احساس عدم اعتماد به نفس و بي ارزشي و ناكارآمدي مي كند و اين امر مي تواند منشأ بسياري از بيماري ها گردد بنابراين بايد توقعات ما متناسب با استعداد و توانايي فرد باشد، بايد به تلاشهاي كودك اهميت بدهيم نه به تتيجه، به عنوان مثال اگر كودك تا آخر شب بيدار ماند و درس خواند ولي نمره اش مطلوب ما واقع نشد نبايد او را سرزنش كنيم[9] بايد بگوييم با آن پشتكاري كه من از تو سراغ دارم حتماً دفعه بعد خوب مي شود.

توجه:
1. براي رسيدن به خواسته هاي خودتان از باورهاي ديني (دعاء، توسل به ائمه ـ عليهم السّلام ـ و ...) كمك بگيريد.
2. ممكن است بي قراري ها و نا آرامي كودك بر اثر اختلال پيش فعالي همراه با اختلال در توجه باشد اين اختلال داراي نشانه است كه در صورت مشاهده اين نشانه ها در فرزند او را نزد روان پزشك ماهر و خوب ببريد اين مشكل با دارو درمان مي گردد و البته پس از طي دوران كودكي مشكل برطرف مي شود اما نشانه ها از اين قرار است: عدم اتمام كارهايي كه به او سپرده شده و بي توجهي به سخنان ديگران، حواس پرتي، عدم تمركز طولاني، خستگي زودرس از كار، تغيير فعاليت هاي مورد علاقه، قطع سخنان مربي و معلم، عدم رعايت نوبت، دويدن و بي قراري دائم، بالا رفتن از ارتفاعات، مشكل در خوابيدن و ضعف اعتماد به نفس، عدم تأمّل و تفكر قبل از انجام كاري[10] و ... (در صورت تأييد پزشك و تشخيص پيش فعالي، مسئله را با مربيان او در مدرسه نيز مطرح كنيد تا بيشتر مراقب او باشند و در قبال اين رفتارها تنبيه نشود).
3. با عنايت به نكات فوق معلوم مي شود كه كودكان معصوم در اغلب رفتارهايشان قصد اذيت و آزار ندارند مشكل بيشتر در رفتار ما خلاصه مي شود، نامناسب بودن الگوها، عدم هماهنگي آنها، توقع زياد، تشويق (مستقيم و غير مستقيم) به كارهاي ناهنجار (مثل زدن بچة همسايه). عدم تأييد و توجه به آنها، عدم ارضاي نيازهاي جسمي در وقت خاص خود (گرسنگي و ...) نداشتن زمينة تفريحي، هم بازي و ...

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. نسيم مهر، حسين دهنوي، نشر خادم الرضاء (مفيد و خواندني).
2. چگونه مشكلات تربيتي را حل كنيم؟، دكتر محمد رضا شرفي، نشر تزكيه.
3. روان شناسي و تربيت كودكان و نوجوانان، دكتر غلامعلي افروز، نشر انجمن اولياء و مربيان.

پي نوشت ها:
[1]. افروز، غلامعلي، روان شناسي و تربيت كودكان و نوجوانان، نشر انجمن اولياء و مربيان، چاپ نهم، 1380، ص 67ـ66.
[2]. همان، ص 68.
[3]. همان، ص 64ـ62 (با كمي تغيير).
[4]. همان، ص72.
[5]. همان، ص 76ـ75 (اقتباس).
[6]. شرفي، محمد رضا، با فرزندان خود چگونه رفتار كنيم، نشر جهاد دانشگاهي، چاپ چهارم، 1373، ص 164با حرف اضافه.
[7]. دهنوي، حسين، نسيم مهر، نشر خادم الرضا ـ عليه السّلام ـ ، چاپ هفتم، 1383، ص 141.
[8]. همان، ص 56ـ55 و ص 108ـ107
[9]. همان.
[10]. همان، ص 48.

مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :