امروز:
جمعه 31 شهريور 1396
بازدید :
606
براي تربيت ديني كودكان از چه روش هايي استفاده كنيم؟ آيا مي توانيم او را كتك بزنيم؟

تعليم و تربيت باارزش ترين و مهم ترين وظيفة آدمي به شمار مي آيد. والاترين و ارجمندترين انسان ها كه همان پيامبران و جانشينان آنان هستند، براي اين منظور مبعوث گشته اند و سرچشمة سعادت و رستگاري بشر را همواره در اين مرحله جستجو كرده اند و از آن،  اهميت توجه و عنايت به تربيت ديني و مذهبي فرزندان را مي توان فهميد. و اين مهم، به حدي است كه از قرآن فهميده مي شود هر فرد نه تنها وظيفه دارد براي سعادت خود تلاش كند، بلكه بايست به فكر سعادت خانواده اش هم باشد و آنان را در مسير بندگي خدا ياري كند[1]. حضرت امام سجاد ـ عليه السلام ـ فرموده اند: و اما حق فرزندت اين است كه بداني او از تو است و در زندگي دنيا و خير و شر آن وابسته به تو است و تو در سرپرستي او مسئول حسن تربيت و راهنمائي اش بر خداي عزوجل، كمك او بر طاعت و فرمانبرداري خدا هستي، پس در مورد او چنان عمل كن كه خود را در مقابل نيكي به او مأجور و در مقابل بدي به او معذب و معاقب بداني.[2]
بحث از تربيت و پرورش به خصوص تربيت ديني،  بحثي بسيار وسيع و حساس است و عوامل بسياري در تربيت ديني دخيل هستند كه برخي از آنها عبارتند از:
1. توكل به خدا و  استمداد از او:
 خداوند متعال در قرآن فرموده است: هر كس به خداوند توكل كند، او را بس خواهد بود.[3] و يك مسلمان بايست در هر كاري هر چند بسيار كوچك باشد به خداوند متعال توكل نمايد چه برسد به كاري عظيم و مهم و با ارزشي چون تربيت فرزندان. و اين ركن اصيل و اساسي تربيت است. و پدر بايست فقط به فكر انجام وظيفة خويش در قبال فرزندانش باشد و نتيجه را به خداوند متعال واگذار نمايد؛ چرا كه بحث تربيت يك بحث اقتضايي است نه بحث علت تامه يعني اگر والدين بي تفاوت و لاابالي باشند،اين زمينه ساز براي شقاوت است. ولي چه بسيار اتفاق افتاده كه بچه در يك محيط سالمي واقع شده و با اهل دين و معنويت سر و كار پيدا كرده و يك انقلاب دروني در او پيدا شده و خود را به سعادت رسانده است و نيز عكس آن صادق است كه مي بيني بسياري در تربيت اولاد خود مي كوشند ولي در اين كوشش خود هرگز موفق نمي شوند و نيز مي بيني كه بسي يتيمان كه دست تربيت پدر بر سر آنان نبوده ولي مع ذلك به واسطه تربيت الهي به مدارج كمال رسيده اند. پس يك پدر بايد از اين اصل اساسي لحظه اي غفلت نكند و با اين حال به وظيفة‌ خود نيز عمل نمايد. و در اين مورد از ارسطو نيز نقل شده كه: بدان ممكن است بوسيلة تاديب و تربيت نيك شوند لكن اين امر كليت ندارد در بعضي چنان تأثير مي كند كه اخلاق بد را به كلي زايل و ريشه كن مي كند و در بعضي آنرا كاهش مي دهد و در بعضي اصلا تاثير نمي كند.
2. نقش خانواده و والدين:
 از نظر قرآن و روايات اهل بيت ـ عليهم السلام ـ تاريخ و تجربه اثبات شده كه والدين دخالت موثر در سرنوشت اولاد دارند و اين تأثير به اندازه اي است كه از حضرت رسول ـ صلي الله عليه و آله ـ آن روايت مشهور رسيده كه: السعيد من سعد في بطن امه و الشقي من شقي في بطن امه.[4] يعني دل مادر زمينه ساز براي سعادت و يا براي شقاوت بچه است. و والدين زمينه ساز سعادت و شقاوت فرزند خود هستند. و چون غالب رفتارهاي انسان بر اساس يادگيري استوار است و اولين و مهم ترين پايگاه كانون خانواده است چرا كه خمير ماية شخصيت انسان در خانواده تكوين مي يابد، لذا والدين بايد در عمل به دستورات شرع كوشا و جدي باشند و براي دستورات اسلامي اهميت ويژه اي قائل شوند. مثلاً بايد زيباترين و خوشايندترين اوقات كودكان در خانواده زماني باشد كه بزرگترها براي نماز آماده مي شوند.
3. نقش الگوهاي رفتاري:
روش الگويي را بايد يكي از بهترين شيوه هاي آموزشي غير مستقيم بدانيم. معلم در اين روش، مفاهيم و ارزشهاي اخلاقي را با اعمال و رفتار و شخصيت خود به طور غير مستقيم به فراگيران آموزش مي دهد. و از طرفي چون كودكان الگوپذير هستند و شديداً تحت تأثير الگوهاي همسالان و يا بزرگتر از خود قرار مي گيرند. لذا والدين بايد سعي كنند با خانواده هاي مذهبي ارتباط داشته باشند و خود نيز در اعمال و رفتار خود دقت كنند؛ چرا كه كودك ناخودآگاه والدين خويش را به عنوان الگوي اصلي و اولية خود قرار مي دهد و والدين بايست به گونه اي عمل كنند كه فرزندانشان تأثير اعتقاد در عمل را به طور عيني و ملموس ببيند. و از اين طريق به آموزش هاي ديني راغب گردند. و اگر بين گفتار و كردار والدين تناقض وجود داشته باشد، كودك نيز حساب گفتار را از كردار جدا خواهد كرد و از امام صادق ـ عليه السلام ـ در اين زمينه روايت شده كه مردم را با رفتار خود به سوي حق رهبري كنيد نه با زبان خويش.[5]
4. ارتباط عاطفي:
يكي از عوامل مؤثر در تربيت ديني فرزندان، برقراري ارتباط عاطفي و محبت آميز با آنان است. اگر اين ارتباط صميمي باشد، فرزندان نيز به گفته هاي والدين احترام مي گذارند و از رفتارهايشان تبعيت مي نمايند. والدين بايست از روش هاي تحكم آميز و دستوري جدا پرهيز كنند زيرا كه فرزندان به خصوص در دوران نوجواني از دستور دادن و برخورد تحكم آميز به شدت متنفرند.[6]
5. تشويق:
تشويق كودكان براي اعمال خوبي كه انجام مي دهند در تربيت ديني بسيار مؤثر است. والدين نيز براي اين كه كودكان خود را به اعمال ديني عادت دهند، تشويق از بهترين راه هاست. البته در تشويق نكاتي را بايد در نظر گرفت. از جمله اين كه كودك بفهمد كه شما به خاطر كار خوبي كه انجام داده او را تشويق كرده ايد.
6. تنبيه:
از تنبيه مي توان به عنوان آخرين سلاح تربيتي استفاده كرد. و لازم به يادآوري است كه بايد نهايت احتياط را كرد و با هر بهانه اي به تنبيه كودك رو نياورد كه اثرات بسيار بدي خواهد گذاشت. در تنبيه کردن نيز به نكاتي بايست توجه نمود:
اول اينكه سعي كنيم ابتدا علت تخلف را كشف كنيم و آن را از بين ببريم مثلاً اگر فرزندتان دير وقت مي خوابد و به همين خاطر براي نماز صبح نمي تواند بيدار شود، برنامة خانواده را طوري تنظيم كنيد كه شب ها زودتر بخوابد.
دوم اينكه اصلا به هيچ وجه تنبيه در حضور جمع نباشد چرا كه كودك تحقير شده و كرامت نفس او را از بين مي بريم.
سوم اينكه: عمل زشت كودك مورد نكوهش قرار گيرد نه خود كودك.[7]
در نوع تنبيه نيز حتي الامكان سعي شود از تنبيه هاي بدني خودداري شود. و مي توان از تنبيه هاي عاطفي مثل قهر كردن نيز استفاده كرد كه در برخي مواقع كارايي بيشتري نيز دارند. شخصي نزد امام موسي ـ عليه السلام ـ از رفتار كودك خود شكايت نمود. حضرت فرمود: او را نزن با او قهر كن ولي مدت قهرت را طولاني نكن و زود آشتي كن. و از حضرت علي ـ عليه السلام ـ نيز نقل شده كه فرموده اند: فرزند انسان به وسيلة ادب و تربيت پند مي پذيرد و اين چهارپايان هستند كه فقط با زدن تربيت مي شوند. و در آخر حديثي از حضرت رسول ـ صلي الله عليه و آله ـ مي آوريم كه چارت تربيت ديني و اسلامي را ترسيم كرده است.
 
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. تربيت فرزند از نظر اسلام، استاد حسين مظاهري، نشر روحاني، قم.
2. پرورش مذهبي و اخلاقي كودكان، علي قائمي، نشر اميري، تهران.
3. آئين تربيت، ابراهيم اميني، نشر اسلامي.
4. آموزش مفاهيم ديني, ناصر باهنر، نشر شركت بين الملل سازمان تبليغات اسلامي.

پي نوشت ها:
[1] . تحريم/60.
[2] . رسالة حقوق امام سجاد ـ عليه السلام ـ ، ترجمه و شرح محمد سپهري، قم، نشر دارالعلم، چاپ چهارم، 1375، ص 140.
[3] . طلاق/3.
[4] . قمي، علي بن ابراهيم، تفسير القمي، قم، چاپ موسسه دارالكتاب، چاپ سوم، 1404، ص 227.
[5] . حميري، قرب الاسناد، تهران، نشر نينوي، ص 37.
[6] . از منابع مركز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزة علمية قم، بخش تربيت و مشاوره.
[7] . همان.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :