امروز:
شنبه 1 مهر 1396
بازدید :
611
حد واقعي حجاب را بفرمائيد و نسبت به راهكارهايي كه براي پاسخ به شبهات جوان امروزي و فرزندانمان و ترغيب آنها به رعايت حجاب وجود دارد را بفرمائيد.

مقدمه:
ايام جواني از ويژگيهاي خاصي برخوردار است كه برخوردهاي ويژه اي را نيز مي طلبد. مبناي انديشه و عمل جوان بيشتر احساس است تا عقل و خرد، و در بسياري موارد لذت و خوشي زمان حال مدنظر است و به آينده كمتر توجه مي شود. از جمله ويژگيهاي ديگر جوان، نوگرائي، تنوع طلبي، كنجكاوي، تقليد و رفاقت همراه با اخلاص و سنت شكني است، از اين رو مباني و ارزش هاي مقدس نيز مورد ترديد و نقد جوانان قرار گرفته و گاه پوچ و بي ارزش تلقي مي شود. راه حل آن است كه ارزش هاي واقعي و معارف روشنگر مذهبي با قالبي نو، به روز، پرتنوع و در يک ارتباط همدلانه به آنها تسليم شود. در اينصورت است كه جوان به دليل آنكه داراي احساس خدا جوئي و شيفتة فضيلت و فهم درست از مباني ديني است، تأثير مثبتي خواهد پذيرفت.

مسأله حجاب
در اين جا مباحثي كه ممكن است بصورت شبهه و يا سؤال در ذهن جوان و خصوصاً دختران جوان ايجاد گردد و نيز راهكارهاي گرايش دختران جوان به سوي پوشش اسلامي ارائه مي گردد.
حجاب پيش از اسلام: حجاب از پيشينه‌اي كهن برخوردار است چنانكه به اعتراف تاريخ، پيش از آنكه در اسلام مطرح شود در تمدنهاي ايران، هند و روم ـ حتي گاه بسيار سخت تر و شديدتر ـ وجود داشته است.[1]
فلسفة حجاب: عده‌اي حجاب را به روز ندانسته و آنرا بدلايلي مختص مقاطع خاص زماني مي دانند. آنها معتقدند علّت و ريشة حجاب عواملي مانند: عدم امنيت زنان، تسلط مرد بر زن و استثمار او، بدبيني مرد نسبت به ديگران و ترك معاشرت با ديگران و ... مي باشد، بنابراين در زمان حاضر و با پيشرفت فكري و فرهنگي بشر ديگر دليلي براي حجاب يا لااقل حجاب در آن حد و قواره نمي باشد براي پاسخ به اين شبهه به مواردي از عوامل و دلائل تشريع حجاب اشاره مي شود:
1. آرامش رواني: يكي از نيروهاي غيرقابل انكار كه انسان دائماً با آن دست به گريبان بوده و در زندگي بشر بسيار نيرومند ظاهر شده است غريزة‌ جنسي است. شكي نيست زدودن حريمهاي ميان زن و مرد و معاشرت بي بند و بار، هيجانها و التهابات جنسي را افزايش داده و تقاضاي بيشتر را به صورت يك عطش روحي و يك خواست اشباع نشدني در مي آورد. بهترين دليل بر اين امر تجربة آزادي جنسي در غرب مي باشد كه موجب از هم پاشيده شدن بنيان خانواده و انحطاط اخلاقي شده است. پس با برداشتن حريمها، در واقع آب بر آتش نريخته ايم بلكه به آتش هيجانات روحي سوخت بيشتري مي ريزيم تا شعله ور تر شود.
2. استحكام پيوند خانوادگي: اگر بنيان خانواده متزلزل شود قطعاً جامعه به سوي تزلزل پيش خواهد رفت، پوشش و حجاب در واقع وسيله‌اي براي منع كاميابي جنسي از طريق غير همسر مشروع مي باشد زيرا تنها شخصي كه از لحاظ رواني عامل خوشبخت كردن زن مي باشد، همان همسر قانوني اوست. زن با برداشتن حجاب خويش در واقع به ديگران اين اجازه را مي دهد كه با چشم ناپاك و با اغراض پليد او را بنگرد و اينجاست كه به تدريج اعتماد اعضاي خانواده به يكديگر سست گرديده و محبت و دوستي جاي خود را به كينه و دشمني مي دهد.
3. استواري اجتماع: گروهي حجاب را مانع پيشرفت استعداهاي بانوان و موجب فلج كردن نيروي زن مي دانند، البته حجاب به صورت زنداني كردن زن و محروم ساختن او از فعاليت هاي اجتماعي و فرهنگي و اقتصادي اينگونه است اما در اسلام چنين چيزي وجود ندارد، آيا اگر پسر و دختر در محيط جداگانه يا حتي در يك محيط ولي با پوشش مناسب و بدون آرايش درس بخوانند بهتر درس مي خوانند، فكر مي كنند و به استاد گوش مي دهند يا وقتي كه كنار هر پسري يك دختر آرايش كرده و بدون حجاب يا بد حجاب نشسته باشد؟
4. ارزش و احترام زن: شكي نيست كه اشياء ذي قيمت و با ارزش دور از دسترس و در شرايط ويژه‌اي نگهداري مي شوند. اينكه اسلام حجاب را براي زن لازم دانسته است بدليل ارزش گذاري ويژه‌اي است كه براي زن قائل شده است. اسلام بخوبي دريافته است كه زن هر اندازه متين تر و با وقارتر و عفيف‌تر حركت كند و زيبايي هاي خود را در معرض تماشاي مرد نگذارد بر احترامش افزوده مي گردد؛[2] اين نكته را در انتخاب همسر نيز شاهديم و بررسي ها نشان مي دهد كه حتي پسران لااُبالي از دختراني كه حجاب و پوشش بهتري دارند خواستگاري مي كنند.
حد واقعي حجاب: در قرآن كريم اظهار زينت به دو قسم تقسيم شده است، آن قسم كه زينت ظاهري است اشكال ندارد، به تعبير قرآن : «و لايُبدينَ زينَتهن الا ما ظَهَر منها»[3] يعني: «و زيورهاي خود را آشكار نگردانند مگر آنچه كه (طبعاً) از آن پيداست». و در آية جلبات[4] (پوشش) نيز حجاب و رعايت دقيق آن مورد تأكيد قرار گرفته است. فقهاء از آيات و روايات چنين فتوا داده اند كه رعايت حجاب بجز چهره و دستها تا مچ ... واجب است[5] در اينجا بايد نكاتي مدنظر قرار گيرد:
1. پوشيدن چادر اگرچه حجاب برتر و نماد زن مسلمان مي باشد. امّا وجوب شرعي ندارد و زن مي تواند حجاب هاي ديگري غير از چادر داشته باشد؛ البته پوششي كه زن را در اجتماع انگشت نما كند و موجب جلب نظر نامحرم به سوي او باشد و يا اينكه نماد اجنبي و فرهنگ بيگانه باشد، از جهت مفسده هايي كه بر آن مترتب است جايز نيست. پس ملاك، رنگ و نوع پوشش نيست بلكه ملاك حفظ حرمت شئون زن مي باشد كه بايد در همه جا مدنظر قرار گيرد.
2. اينكه پوشاندن چهره واجب نشده است، چهرة بدون آرايش زينت هاي اضافي مي‌باشد و گرنه چهرة بزك كرده كه قطعاً موجب جلب نگاه حرام مي باشد از موارد فوق استثناء نمي شود.

راهكارهاي جلب دختران به حجاب:
1. ارتباط عاطفي با دختران: علت اصلي الگوگيري دختران از دوستان ناباب و ترجيح آنها بر پدر و مادر عدم ارتباط مناسب و صميمي پدر و مادر با آنهاست. مادر بايد زماني را به ارتباط آميخته با محبت و مدارا با دخترش اختصاص دهد. او بايد اين علاقه مندي را صادقانه و با نگاه صميمي به او نشان دهد. دختر بايد بتواند بدون ترس از تحقير، تنبيه و سرزنش مسائل و مشكلات خود را با والدين در ميان بگذارد. اگر مادر به دغدغه هاي دخترش دلسوزانه گوش كند، دختر نيز دغدغه هاي مادر و از جمله پوشش مناسب را خواهد پذيرفت و به دلائل و استدلالهاي مادر گوش فرا مي دهد.
2. پند و اندرز با روش صحيح: موعظه و نصيحت از وظايف والدين است همانگونه كه قرآن كريم مي فرمايد: «و ذكّر فَانَّ الذّكري تَن‍فَع المؤمنين[6]» يعني «و پند ده، كه مؤمنان را پند سود بخشد». امّا تذكر به فرزندان شرايطي دارد كه بدون رعايت آنها از اثراتش كاسته مي شود از جمله: 1- شخص نصيحت كننده عامل به آنچه مي گويد باشد. 2- تذكر در حضور ديگران نباشد. 3- زمان نصيحت كوتاه باشد چرا كه تكرار و طولاني كردن تذكر موجب خستگي جوان شده و تأثير معكوس مي بخشد. 4- نصيحت را با تحكّم همراه نكند چرا كه جوان از تحكّم و سختگيري گريزان است. 5- در شرايطي كه جوان آمادگي پذيرش اندرز را دارد اينكار را انجام دهد 6- اگر به جاي نصيحت از شيوة مشورتي استفاده شود بهتر است. 7- گاه اثر پند به صورت غير مستقيم ـ مانند نوشتن نامه يا نقل يك حكايت ـ بيشتر است. 8- از گفتن نصيحت هاي متعدد در يك جلسه پرهيز شود.
3. پرهيز از سختگيري: جوان ذاتاً از سختگيري بيزار است. يكي از عوامل افزايش دختران فراري سختگيري هاي بي جاي والدين و عدم مدارا و تعامل با آنها است. بنابراين بايد به جاي اجبار سعي كنيم با خواسته‌هاي جوان به صورت منطقي برخورد كرده و با آنان ارتباط دوستانه داشته باشيم. از جمله اين سختگيري ها در پوشش چادر نمايان مي شود. مي‌توان به جاي اجبار در پوشيدن چادر و توجيه غيرمنطقي وجوب آن سعي كنيم ابتدا خود حجاب را توجيه منطقي بكنيم و سپس از روش هاي غير اجباري او را ترغيب به پوشيدن چادر نمائيم.
4. زيبا جلوه دادن تكليف شرعي: جوان زيبا گراست. اگر تكليف شرعي و از جمله حجاب، زيبا و شيرين جلوه داده شود قطعاً جوان به سوي آن گرايش پيدا مي يابد. معمولاً پدر و مادرها وظايف شرعي را انجام مي دهند امّا چنان سرد و بي روح و با احساس خستگي است كه فرزند تلقي زيبايي از آن ندارد، مثلاً مادرهاي چادري پس از آنكه به خانه باز مي گردند چادري را به كنار انداخته و با احساس خستگي كلماتي مانند: آه خسته شدم، پختم و ... را به زبان مي آورند؛ واضح است كه جوان ذهنيت بدي نسبت به حجاب پيدا مي كند.
5. تکريم و حفظ احترام فرد: تكريم شخصيت جوان موجب جلب توجه و اعتماد او مي شود. با جلب اعتماد جوان مي توان مسائل و مشكلات او را بررسي و راهنمايي نمود. به ويژه نوجوانان و جوانان چه بسا قبل از هر چيز به احترام نياز دارند.
6. راهنمايي در دوست يابي: مادر بايد دخترش را در انتخاب دوست شايسته راهنمايي كند و عواقب دوستي با افراد ناسالم را گوشزد كند. جوان از دوستان، بدليل روابط صميمي و عاطفي، اثر مي پذيرد. بنابراين نبايد او را رها كرد كه با هر كس ارتباط داشته و هر مكاني كه خواست برود، بلكه بايد بصورت نامحسوس رفقاي او و جاهايي را كه رفت و آمد مي كند زير نظر داشت.
خلاصه آنكه: اگر جوان، ما را به عنوان يك دوست بپذيرد آنگاه است كه مي توان با او سخن گفت و ظاهر و باطن او را تغيير داد.[7]

معرفي منبع جهت مطالعه بيشتر:
1. حسين مهدي زاده، حجاب شناسي (به صورت پرسش و پاسخ)، نشر:‌ مركز مديريت حوزه علميه قم (محصول مطالعات مركز).

پي نوشت ها:
[1] . مطهري، مرتضي، مسأله حجاب، چاپ انجمن اسلامي پزشكان، 1353، ص5 و 13.
[2] . همان، بخش 2 و 3.
[3] . نور/31.
[4] . احزاب/59، «يا ايّها النَبيُّ قُل لأَزواجكَ وَ بناتِكَ و نساءِ المؤمنينَ يُدنينَ علَيهنَّ من جَلبيهنَّ ذلك اَدني ان يُعرَفنَ فلا يُوذَينَ ...» : « اي پيامبر به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنين بگو : پوششهاي خود را بر خود فروتر گيرند. اين براي آنكه شاخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند (به احتياط) نزديك تر است».
[5] . مراجعه شود به رسالة عمليه مراجع عظام.
[6] . ذاريات/55.
[7] . اكبري، محمود، رفتار والدين با دختران جوان، انتشارات مهر ثامن الائمه، چاپ اول، 1384، فصل 3 و 4.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :