امروز:
پنج شنبه 30 شهريور 1396
بازدید :
537
پسر 14 ساله اي دارم كه به علت مشغله كاري مدتي از او غافل شده بودم بعدها از طريق مدير مدرسه متوجه شدم كه با دوستان ناباب در ارتباط است. با مراجعه به مدرسه و سركوب دوستان ناباب او، مدرسة او را عوض كردم اما بعد ا ز آن نسبت به مسايل ديني خود سست و كم اهميت شده است، لطفا در اين رابطه مرا راهنمايي نماييد.

مقدمه:
فرزند، موهبت الهي و امانت خدا در دست انسان است و اين رسالت سنگين بر دوش پدر و مادر قرار دارد كه فرزنداني سالم و صالح تربيت نمايند. حضرت سجاد ـ عليه السّلام ـ خطاب به پدر مي فرمايند: «حق فرزندت بر تو آن است كه بداني او از توست و رفتار نيك و بدش در اين دنيا با تو پيوند دارد و تو به دليل مسئوليت و ولايتي كه بر او داري موظفي او را خوب تربيت كني و به جانب پروردگارش رهنمون باشي و به او كمك كني تا در ارتباط با تو و خودش از خدا فرمان برد و نيز توجه داشته باش كه اگر او را به شايستگي تربيت كني پاداش آنرا خواهي يافت و چنانچه در تربيت او سهل انگاري كني مورد عقوبت خداوند قرار خواهي گرفت.»[1]
اما در جهت اداي اين حق و انجام اين وظيفة الهي و براي مصون ماندن فرزندان از آفات و انحرافات ـ به خصوص دوستان ناباب ـ و همچنين توجه و ميل بيشتر آنها در انجام تكاليف ديني و ارتباط با خداوند متعال بسيار شايسته است كه نسبت به مسايل مهمي در اين رابطه علم و اطلاع پيدا كنيم. همان چيزي كه شما در مكاتبه خود به دنبال آن هستيد و با توجه به اينكه فرزند شما در سنين نوجواني قرار دارد، بحث و گفتگوي خود را پيرامون مسائل آن مطرح مي كنيم.

گام اول: شناخت ويژگي ها و خصوصيات دورة نوجواني
 آدمي در هر دوره اي از زندگي خود واجد خصال و صفات متمايز از ساير مراحل حيات است. در سنين كودكي انسان صاحب ويژگي هايي است كه در دوران نوجواني و جواني فاقد آنهاست و همچنين در سن جواني صفات و روحياتي دارد كه با دوران ميان سالي و كهن سالي كاملاً متفاوت است و طبيعتاً اين تفاوت در ويژگي ها، تفاوت در نيازها، احساسات و رفتارها را به دنبال خواهد داشت و از ديگران نيز اين انتظار مي رود كه رفتار خود را با اين ويژگي ها مطابقت دهند. آن روايت معروف از رسول گرامي اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ كه مي فرمايد: هر كسي كه كودكي دارد بايد راه و رسم كودكي را با او در پيش گيرد [2] ،درواقع بيان يك روش و قانوني عقلي است كه در تمام مراحل ديگر نيز بايد مورد توجه قرار گيرد، يعني اگر كسي فرزند نوجوان يا جواني دارد او هم بايد راه و رسم نوجواني و جواني را با او در پيش گيرد. اما دورة نوجواني كه به تعبير روان شناسان، رها شدن از مرحلة‌ كودكي و قرار گرفتن در آستانة جواني و به تعبيري «برزخ ميان كودكي و جواني» است. دورة بحران هويت و داراي ويژگي هاي منحصر به فردي است كه آنرا از حساسيت فوق العاده برخوردار مي سازد.
نوجواني دورة تحول سريع در ابعاد مختلف جسمي و روحي است. نوجوان در عين اينكه احساس قدرت مي كند و مايل است شخصيت جديد او به رسميت شناخته شود، احساس تنهايي و بي پناهي هم مي كند. معمولاً پدر و مادر و اطرافيان توجه و اهميت و محبتي كه در سنين كودكي به او داشتند ديگر ندارد. حال آنكه او نياز عميق تر و بيشتري به مهرباني و محبت دارد و در عين حال مي خواهد استقلال او هم به رسميت شناخته شود. نوجوان نياز به امنيت و آسايش خاطر، قابليت، احترام، احساس هويت و شناخت خود دارد[3] و شما به عنوان يك پدر مهربان بايد نسبت به اين نيازها كه اهميت آنها كمتر از نيازهاي اوليه (خوراك و پوشاك و... ) نيست هم توجه و عنايت كافي داشته باشيد. خوب اگر نوجوان از محبت در كانون خانواده سيراب نشود و يا محيط خانواده را مأوي و مأمن مناسبي براي برآورده شدن نيازهاي خود نيابد، آن را در خارج از خانواده جستجو مي كند كه زمينه بسياري از فريب ها و انحرافات از همين جا فراهم مي شود البته اگر با اشخاص ناسالم و دوستان ناباب مواجه شوند.

گام دوم: بد نيست مروري بر خاطرات دوران نوجواني خود داشته باشيد.
حتما آنها را فراموش نكرده ايد شايد بعضي وقتها براي فرزند خود آنها را بازگو مي كنيد. آيا نيازها و احساسات خود را به ياد داريد؟ رفتار پدر شما در مقابل اين نيازها چگونه بود؟ شما چه انتظاري از او داشتيد؟
امير مومنان علي ـ عليه السّلام ـ در وصيت خود خطاب به امام حسن مجتبي ـ عليه السّلام ـ مي فرمايند: «تو را ديدم كه پارة تن من بلكه همة جان مني، آن گونه كه اگر آسيبي به تو برسد به من رسيده است و اگر مرگ به سراغ تو آيد، زندگي مرا فراگرفته است، پس كار تو را كار خود شمردم و... .» [4] چقدر اين كلام مولاي متقيان زيبا و دل نشين است. همان نيازي كه فرزند به پدر دارد يعني محبت، شفقت، دوستي و مهرباني. ببينيد كه آن حضرت چگونه قبل از هر پند و موعظه اي، عمق علاقه و مهر خود را به فرزند گرامي اش ابراز مي دارد و بعد از آن با زيباترين واژه ها و كلمات توام با محبت، فرزند خود را نصيحت مي كنند. شما هم سعي كنيد از مهرباني به فرزند خود تا آنجا كه مي توانيد دريغ نكنيد البته نه به اين معني كه هر چه گفت و هر چه خواست بي چون و چرا برايش تهيه كنيد و... بلكه منظور آن است كه چرا شما يك دوست خوب براي او نباشيد. بعضي وقتها در فضايي خارج از محيط خانه و در يك فضاي فرح انگيز و دل گشا،  مانند يك دوست با او به درد دل بنشينيد. تجربيات خود را صادقانه و دلسوزانه در اختيار او بگذاريد و از عواقب دوستان ناباب با او بگوييد. حسن اعتماد و دوستي نسبت به خودتان را در او به وجود آوريد. اجازه ندهيد اين خلاء روحي خود را با هر كسي پر كند كه او كم تجربه و نسبت به بسياري از وقايع جامعه كم اطلاع است. [5] مطمئن باشيد پند و اندرزهاي خشك و احياناً طعن و تحقير و يا تنبيه و تهديد، جز خدشه وارد ساختن به روح و روان او اثر ديگري نخواهد داشت. برخورد مستقيم و يا سركوب كردن دوستان ناباب هم روش مناسبي نيست و موجب تحقير و شكسته شدن شخصيت او مي شود. ضمن آنكه مگر مي توانيد هر لحظه و هميشه او را و دوستان او را زير نظر داشته باشيد؟
پس بهتر است در شناخت و باور او تغيير به وجود آوريد، به گونه اي كه اگر شما هم ناظر او نبوديد و شرايط و موقعيت براي او مساعد بود، نسبت به خطر و آفت هم نشين ناصالح و ناشايست آگاه بوده و از او برحذر باشد و خداوند متعال را برترين ناظر و گواه خود بداند به خصوص در عصر حاضر كه قرن توسعه اطلاعات و جامعة باز فرهنگي است و در اطراف نوجوان ابزارهايي مانند كامپيوتر، ماهواره و... وجود دارد كه هر كدام آثاري به مراتب مخرب تر از يك دوست ناشايست بر جا مي گذارد. اگر در اين رابطه با معلم او و يا يك مشاور و... مشورت مي كنيد، سعي كنيد كه اين كار دور از نظر و اطلاع او صورت پذيرد. نبايد اين احساس در او به وجود آيد كه شما مدام او را تحت نظر داشته و براي تربيت او به دنبال برنامة خاصي هستيد، چرا كه همين امر حالت تدافعي را در او به وجود آورده و ممكن است اقدامات شما  را بي اثر سازد. «سعة صدر» و «صبر» از واجبات و ضروريات اين مسير است: تربيت فرزند درست مانند محافظت از يك نهال نوپايي است كه اندكي فشار آنرا مي شكند. اگر سيراب محبت نشود خشك خواهد شد و اگر از آفات و بلايا محفوظ نماند، تباه مي شود.

گام سوم: ايجاد ارتباط فرزند با خداوند متعال، ائمة اطهار ـ عليهم السّلام ـ و انس با قرآن
 چه خوب است پدر و مادري كه خود از بندگان شايستة خدا و محب اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ هستند بتوانند با همان ارتباط دوستانه و سرشار از محبت خود با فرزندانشان، طعم خوش بندگي، توسل به اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ و عشق و علاقه به آن بزرگواران را در قلب پاك و فطرت نوراني او وارد سازند. به اين منظور بايد خودشان الگوي واقعي دين باشند و به آنچه مي گويند عمل كنند. از نظر اخلاقي خود الگوي اخلاق باشند؛ با اخلاص، مهربان، انسان دوست و به دور از گناه و معصيت باشند. فرزند خود را با مجالس مذهبي و افراد سليم النفس و پاك دل و مومن و عالم مرتبط نمايند.

گام چهارم: روحيه رفاقت طلبي
 نوجوانان و جوانان در اين سنين به دنبال دوست هستند. يكي از نكات بسيار دقيق تربيتي براي والدين اين است كه خودشان سعي كنند در گزينش دوستان فرزندشان اقدام كنند و كمك كنند تا آنها با افرادي مومن، با نشاط و معقول دوست شوند. والدين نيز مي توانند زمينه هاي رشد آنها را فراهم كنند و از دور  بر كارهاي آنها نظارت داشته باشند.
 
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. فلسفي، محمد تقي، جوان از نظر عقل و احساسات، نشر معارف اسلامي، تهران، 1379.
2. ايزدي، سيروس، مسائل نوجواني، بخش، تهران، 1351 ش.

پي نوشت ها:
[1]. الحراني، ابي محمد الحسن، تحف العقول، تهران، نشر اسلاميه، 1369 ش، ص 189، ح 23.
[2]. «من كان له صبي فليتصاب له»، محمدي ري شهري، محمد، ميزان الحكمه، قم، دفتر تبليغات اسلامي، 1362، ج10، ص700.
[3]. خداياري فرد، مسائل نوجوانان و جوانان، تهران، انتشارات انجمن اولياء و مربيان، 1373 ش، ص 30 ـ 35.
[4]. دشتي، محمد، ترجمة نهج البلاغه، قم، نشر موسسه فرهنگي تحقيقاتي امير المومنين، 82، نامة 31، ص 371.
[5]. قال علي ـ عليه السّلام ـ : جهل الشباب معذور و علمه محقور. (ناآگاهي جوان قابل گذشت و دانش او اندك است). غررالحكم، ترجمة جمال الدين محمد خوانساري، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1366، ج3، ص 367.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :