امروز:
سه شنبه 4 مهر 1396
بازدید :
556
چگونه مي‌توان در خانواده‌اي كه سرپرست آن به احكام و شرايع ديني پاي‌بند نيست، در مورد فرزندان، احكام و شرايع را تقويت نمود تا آن‌ها پاي‌بند به عمل كردن به احكام شوند؟

در مورد سؤال شما يادآوري اين نكته ضروري است كه هر چند سؤالي مهم و قابل توجّه است امّا مشخص نكرده‌ايد كه نقش شما در خانواده چيست؟ و اين خود پاسخ‌گويي صحيح را دشوار مي‌سازد ولي در اين حد بايد گفت كه شما به نكتة مهمي توجّه نموده‌ايد و آن الگوپذيري فرزندان از بزرگ‌ترها به ويژه سرپرست خانواده است. پس شما به نقش والدين در تربيت مذهبي كودكان پي برده‌ايد و مي‌دانيد كه فرزندان حتي در مسايل ديني و مذهبي از والدين تبعيت مي‌كنند. 1ـ بهترين شيوه‌اي كه شما مي‌توانيد روحية مذهبي را در فرزندان تقويت نماييد اين است كه خود شما به احكام و مسايل ديني پاي‌بند باشيد چه در مسايل عبادي مانند نماز و روزه و چه در برخوردها و رفتارها. سعي كنيد الگوي مناسبي براي آنان باشيد. اين يك واقعيت قابل لمس است كه اصولاً وقتي يك دختر اهميّت مادرش را به نماز اوّل وقت ببيند او نيز به اين كار پسنديده علاقمند مي‌شود. بنابراين اگر خود شما در انجام كارهاي شايسته پيشقدم شويد و بيشتر با عمل، فرزندان را به مسايل شرعي و مذهبي دعوت نماييد، به مراتب اثرش قوي‌تر و ماندگارتر از امر و نهي‌هاي لفظي است. امام صادق- عليه السلام- فرمودند: «كونوا دعاة الناس باعمالكم و لا تكونوا دعاةً بالسنتكم»[1] مردم را با اعمال خود بخوانيد نه با زبان خويش. و با توجّه به همين اصل ديني است كه در ادب فارسي با مضاميني چون: «دو صد گفته چون نيم كردار نيست.» و يا «به عمل كار برآيد به سخنداني نيست» بر مي‌خوريم. از سوي ديگر تحقيقات روان شناختي نيز نشان داده است كه الگودهي رفتاري، نقش مؤثري در يادگيري داشته و به مراتب اثرات آن ماندگارتر از ديگر روش‌ها است. اين باور كه انسان‌ها از راه مشاهدة انسان‌هاي ديگر مي‌آموزند دست كم به يونانيان باستان چون افلاطون و ارسطو باز مي‌گردد. «و پس از آن روان شناسان در اين زمينه تحقيقات گسترده‌اي انجام داده‌اند»[2] شما اگر اين اصل ديني و تربيتي را سرلوحة رفتارتان قرار دهيد و با عمل، فرزندان را به مسايل ديني دعوت نماييد قطعاً نتيجه‌بخش بوده و پس از مدتي محيط خانوادة شما كاملاً مذهبي و قرآني خواهد شد.
بد نيست به اين نكته اشاره كنم كه شايد تصور شود هر چند مادر رفتار شايسته از خود نشان دهد و با عمل خود فرزندان را به رعايت احكام و مسايل ديني دعوت نمايد؛ امّا اميد چنداني در اثر بخشي اين روش نيست چون فرزندان در واقع در برابر دو الگوي رفتاري متضاد قرار مي‌گيرند يكي پدر كه پاي‌بند به مسايل ديني نيست و ديگري مادر كه مي‌كوشد مسايل ديني را مراعات نمايد؛ ولي واقعيت اين است كه نقش‌پذيري فرزندان از مادر بيش‌تر از پدر خواهد بود و قطعاً الگوهاي مثبت مؤثرتر واقع مي‌شوند. اولاً: از آن جهت كه فطرت انسان فطرت الهي است و به خصوص در دوران كودكي كه فاصلة چنداني از آن نگرفته است. اگر الگوي مناسب در اختيار باشد به راحتي رنگ و بوي خدايي به خود مي‌گيرد. ثانياً: وابستگي فرزندان به مادر به مراتب بيشتر از وابستگي آن‌ها به پدر و سرپرست خانواده است. اگر مادر نقش‌هاي مثبت را با مهر و عاطفه عجين سازد، اثر آن سريع‌تر خواهد بود. پس اولين و مهم‌ترين راه كار اين است كه شما با رفتار خويش فرزندان را به رعايت احكام و مسايل شرعي علاقمند سازيد.
2ـ هر چند تأكيد ما بر دعوت عملي و الگودهي رفتاري بوده است، امّا شما مي‌توانيد از دعوت لفظي نيز به عنوان روش مكمل استفاده نماييد. آن گاه كه دعوت عملي با دعوت لفظي همراه شود تأثيرگذاري‌اش نيز به مراتب بيشتر خواهد شد كه در تعبيرات ديني از آن به «موعظه» ياد مي‌شود. قرآن كريم براي تأكيد بيشتر و درك بهتر اين موضوع نمونه‌اي را معرفي مي‌فرمايد و آن موعظة لقمان براي فرزندش است «و اذ قال لقمان لابنه و هو يعظه يا بنيَّ لا تشرك بالله ان الشرك لظلم عظيم»[3] به خاطر آور هنگامي را كه لقمان به فرزندش در حالي كه او را موعظه مي‌كرد گفت: پسرم چيزي را همتاي خدا قرار مده كه شرك ظلم بزرگي است. از اين آيه و آيات ديگر نكات تربيتي چندي استفاده مي‌شود در رابطه با اين كه چگونه ديگران را موعظه نموده تا اثرگذاري‌اش بيشتر باشد. يا بُنيَّ در آية مذكور تعبير مهرآميزي است و اين نكته را مي‌رساند كه اگر پدر و مادر با برخورد ملايم و حاكي از مهر و عاطفه به موعظة فرزندان‌شان بپردازند مفيدتر است. در آية ديگر آمده است: يا بنيّ اقم الصلوة وأمر بالمعروف»[4] يعني پسرم! نماز برپادار و امر به معروف كن. دعوت به نماز و امر به معروف، هر چند دعوتي لفظي است علاوه بر اين كه در عمل نيز خود بدان پاي‌بند بوده است، امّا با تعبير سرشار از مهر و عاطفه بيان شده است. موعظة حسنه از ديگر تعبيراتي است كه در قرآن آمده است و سفارش شده است كه با موعظة حسنه ديگران را به سوي خداوند دعوت نماييم.[5]
3ـ نكتة سومي كه بايد بدان توجّه نماييد و از نظر تربيت مذهبي نقش مؤثر دارد اين است كه هيچ گاه به فرزندان به خاطر رعايت نكردن برخي مسايل اخلاقي و ديني، برچسب نزنيد و به صورت مطلق در مورد آن‌ها قضاوت نكنيد مثلاً به محض اين كه ديديد عمل نادرستي را مرتكب شد و يا از انجام عمل خاصي مثلاً نماز سرباز زدند، هرگز نگوييد شما آدم بدي هستيد. خداوند شما را چنين و چنان خواهد كرد بلكه سعي كنيد ميان رفتارها و شخصيت آنان، فرق بگذاريد بگوييد اين رفتار شما نادرست است و بايد اصلاح شود. و يا تعبيراتي از اين قبيل كه: فرزندم اگر سعي نمايي فلان رفتارت را اصلاح كني، نمازت را اوّل وقت بخواني و... براي شخصيت شما برازنده‌تر است و خداوند توجّه خاصي به شما خواهد نمود. و دقيقاً يكي از مصاديق موعظة حسنه كه در قرآن بر آن سفارش شده است، نيز همين است. امّا اگر فرزندان را به خاطر رعايت نكردن احكام و مسايل مذهبي، پيوسته مورد نكوهش قرار دهيد و شخصيت آن‌ها را تحقير نماييد، فرزندان باور خواهند نمود كه واقعاً قابل اصلاح نيستند و در آن صورت، اثرات منفي به دنبال خواهد داشت.
در پايان، براي شما آرزوي موفقيت و بهروزي نموده و اميدوارم خداوند شما را در تربيت مذهبي فرزندان‌تان ياري نمايد.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. كريمي‌نيا، محمد علي، الگوهاي تربيت، نشر پيام مهدي «عج» .
2. جهانگرد، يدالله، نحوة رفتار والدين با فرزندان، انتشارات انجمن اولياء و مربيان .
3. قائمي، علي، خانواده و تربيت كودك، فصل 4، انتشارات دميري .
 
پي نوشت ها:
[1] - سفينة البحار . ج 2 . ص 278 .
[2] - مقدمه‌اي بر نظريه‌هاي يادگيري . ترجمة : دكتر سيف  . علي اكبر . ص 373 .
[3] - لقمان/13 .
[4] - لقمان/17 .
[5] - نحل/125 .

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :