امروز:
يکشنبه 8 اسفند 1395
بازدید :
303
در مدح امام هشتم حضرت علي بن موسي الرضا(ع)
دل فسرده من همچو طالع منحوس
چنان نخفته که خيزد ز جا ببانگ خروس
دلي که عکس جمال ازل بدي ز اوّل
در آخر آمده از شوري عمل معکوس
دلي که بود خود آئينه تجلّي، شد
ز زنگ معصيت و سير قهقري منکوس
دلي که طائر قدس است و ز آشيان جلال
ز بهر دانه در اين خاکدان بود محبوس
ز لوح دل نتوان زنگ معصيت بردن
مگر بسودن بر خاک آستانه طوس
مطاف عالم اسلام و کعبه ايمان
حريم محترم قدس حضرت قدّوس
يگانه روض مقدّس که هفت گنبد چرخ
بر آستان رفيعش زند هزاران بوس
مقام عالي شاهي که در زمين و زمان
ببام عرش معلّي بسلطنت زده کوس
امير علوي و سفلي ز ملک تا ملکوت
مليک حق و ملک، مالک عقول و نفوس
رضا نبيّ و وصي را سلاله نامي
خداي عزّوجلّ را بزرگتر ناموس
ملک ستاده پي خدمتش علي الاقدام
بجان و دل خط فرمان نهاده فوق رؤوس
غلام حکمت و رأيش دو صد ارسطاليس
مريض دار شفايش هزار بطلميوس
چه ازمدينه خور آسا سوي خراسان رفت
فتاد مشرق و مغرب به ناله و افسوس
خيانتي که ز مأمون بروز کرد نکرد
بهيچ بنده يزدان پرست هيچ مجوس
اگر چه داشت از آن بي وفا ولايت عهد
و ليک بود بر او ملک طوس همچو خنوس
بدشت غربت اگر زهر خورد و جان بسپرد
ولي بجذبه انس خداي شد مأنوس
چه شمع، گرم تجلّاي شاهد وحدت
که شهد بود بر او زهر آن کفور يؤوس
چه شاهد آيدت از در بشاخ گل منگر
چه شمع انجمن آمد خموش شد فانوس
بآفتاب حقيقت شعاع سان پيوست
که از سموم بلا سوخت جان شمس شموس
ز دست زاغ سيه زهر خورد از انگور
ز شوق، جلوه مستانه کرد چون طاوس
آيت ا... غروي اصفهاني - ديوان كمپاني صفحه 71
مطالب مرتبط :
نام ونام خانوادگی:
جنسیت :
سن :
تحصیلات :
مذهب :
کشور :
استان :
شهر :
پست الکترونیک :
متن سوال :