امروز:
پنج شنبه 7 ارديبهشت 1396
بازدید :
336
در مدح امام ثامن(ع)
آفتاب بي زوال آسمان داد و دين
نور بخش هفتمين اختر امام هشتمين
آنکه سايند از براي رخصت طوف درش
سروران بر خاک پاي حاجيان او جبين
آنکه بوسند از شرف تا دامن آخر زمان
پادشاهان آستان روبان او را آستين
وقت تحرير گناه دوستان او عجب
گر بجنبد خامه در دست کرام الکاتبين
بهر دفع ساحران چون قم باذن الله گفت
شير نقش پرده از جا جست چون شير عرين
تا بکار آيد بکار زائران در راه او
هست دائم پشت خنک آسمان در زير زين
رشگ آن گنج دفين کش خاک مشهد مدفن است
از زمين تا آسمان است آسمانرا بر زمين
اي معظم کعبه ات را عرش اعظم آستان
بر جناب اعظمت ناموس اکبر پاسبان

گر چه گردون را ببالا خرگه والا زدند
خرگه قدر ترا بالاتر از بالا زدند
جلوگاهت عرش اعلا بود از آن بارگاه
در جوار بارگاه تخت او ادني زدند
در امامت هشتمين نوبت که مخصوص تو بود
عرشيان بر بام اين نه گنبد مينا زدند
خاتمي کايزد بر آن نام ولي خود نگاشت
نام نامي تو صورت بست از آن هر جا زدند
گر چه در ملک امامت سکه يکسان شد رقم
بر سر نام تو الا بهر استثنا زدند
ايکه بر نقد طوافت سکه هفتاد حج
از حديث نقد رخشان سکه بطحا زدند
دين پناها گرچه يک نوبت بنام بنده نيز
از طوافت نوبت اين دولت عظمي زدند
چشم آن دارم که دولت بازر و درمن کند
بار ديگر چشم اميد مرا روشن کند
محتشم - گلواژه (2) صفحه 205
مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :