امروز:
يکشنبه 6 فروردين 1396
بازدید :
1727
طريق تحصيل صفات مثبت
در تحصيل صفات حميده، به نکات زير بايد توجه داشت:
1. صفات و مَلَکات فاضلة اخلاقي از طريق تکرار اعمال مناسب با آنها، در درون انسان به وجود مي آيند. طبيعي است تا عملي در ساية تکرار، به صورت صفت ثابت و ملکه در نيامده است، انجامش مشکل و اغلب همراه با زحمت و مشقت است و لذا چه بسا در مراحل اوليه که شخص قصد ايجاد يک فضيلت را در خود دارد، مبادرت به اعمال مناسب با آن فضيلت، به علت مخالفت نفس و عدم تمکين آن در برابر اين قبيل اعمال، خالي از سختي و مشقّت نباشد. ولي به هر حال بايد مدّتي با ثبات قدم و استقامت به انجام اين اعمال، هر قدر هم دشوار باشد، مبادرت ورزيد تا به تدريج آن صفت در درون انسان رسوخ پيدا کند و در نفس او مستقر شود. پس از اين مرحله است که انجام اين گونه اعمال، بر خلاف مراحل اوليه، سهل و آسان خواهد شد. بنابر اين، نبايد سختي موجود در مراحل اوليه، شخصي را از تحصيل فضايل مأيوس و احياناً منصرف گرداند.
عاملي که مؤمنين واقعي را در تحصيل مکارم اخلاقي بسيار ياري مي کند و طي اين مسير را براي آن ها آسان مي گرداند، عشق و علاقة آن ها به هدف مقدّسي است که در انجام اين اعمال دنبال مي کنند و آن، تقرّب به درگاه الهي است. اين عشق و علاقة شديد براي وصول به کمال سبب مي شود که ارادة آن ها در جهت تحصيل اين فضايل تقويت شود. يعني چون عمل آن ها با اخلاص و توجه به خدا و خواست قلبي شديد همراه است و تحصيل اين فضايل را شرط لازم براي رسيدن به مقصد نهايي مي دانند، لذا با تمام وجود در اين مسير قدم مي نهند و به جهت برخورداري از عنايات الهي سريعتر و سهلتر به کسب اين امتيازات معنوي نايل مي شوند.
2. يکي از عواملي که در ايجاد و تقويت صفات حميده بسيار مؤثر است، معاشرت با صاحبان فضايل و حشر و نشر با صالحان است. برخورد با اين افراد از يک طرف سبب تقويت قواي روحي و ارادة انسان در جهت تحصيل آن صفات مي گردد و از طرف ديگر باعث مي شود تا شخص با دقت در اعمال و رفتار و حالات آن ها الگوي زندة فضيلت را در وجودشان مشاهده کند که اين امر او را در اقتباس فضايل بسيار ياري مي کند.
تأثير فوق العادة مصاحبت و معاشرت با اهل کمال و صاحبان فضيلت را هر يک از ما به سهم خود در عمل يافته ايم. چه بسا فردي مدّتها گرفتار يک صفت مذموم اخلاقي باشد و به تنهايي از عهدة ترک آن بر نيايد، امّا بعد از مدّتي معاشرت و مؤانست با اشخاص وارسته، به سهولت قادر به ترک آن شود زيرا علاوه بر جهات و جنبه هاي فوق الذکر، قدرت معنوي شخص وارسته نيز در اين امر شايان توجه است. در جمع اهل ايمان و صاحبان مکارم اخلاقي، به علت وجود همين قدرت معنوي و نور باطن ايشان، انجام اعمال نيک و پرهيز از زشتي ها بسيار سهل و آسان است. از اين جا مي توان به نقش تربيتي معاشرت و مصاحبت در زندگي انسان پي برد و راز تأکيد اسلام به معاشرت با صالحان و دوري از بد کاران را دريافت. در روايات آمده است که:
مَثَل هم نشين نيک مَثَل عطّار است، اگر ترا عطر ندهد بوي خوش او گيري، و مَثَل هم نشين بد مَثَل آهنگر بود، اگر آتش او ترا نسوزاند بوي ناخوش او در تو گيرد.[1]
و نيز با اهل خير باش تا از ايشان باشي، و از اهل شرّ دور باش تا از ايشان جدا شوي.[2]
در خبر است که از رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ سؤال شد که بهترين همنشينان کيست؟ آن حضرت فرمودند:
آنکس که ديدنش شما را به ياد خدا بيندازد، و گفتارش بر دانشتان بيفزايد، و رفتارش شما را به ياد آخرت بيندازد.[3]
آنچه توجّه به آن در اين جا اهميت دارد اين است که اگر معاشرت و مصاحبت با افراد وارسته به ايجاد محبّت و علاقه بين طرفين بيانجامد، همين علاقه، راه را براي کسب فضايل و مکارم اخلاقي و ترک رذايل بسياري هموار مي گرداند. وقتي در دل شخصي نسبت به شخص ديگر محبّتي ايجاد مي شود، اين محبّت در حکم دري است که به روي دل او باز شده است و شخص به شدّت از آثار روحي و معنوي او (اعم از اين که در جهت کمال باشد يا نقص) متأثّر مي گردد. از اين روي در تعاليم ديني مؤمنين از اين که محبّت افراد ناشايست را به دل گيرند و با آنان دوستي و برادري کنند، سخت منع شده اند. و بر عکس توصيه هاي مؤکّدي هست که باب دل خود به روي محبّت و دوستي اهل صلاح بگشايند و قلباً از آن ها جدا نشوند.[4]
پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ فرمود:
هرگاه خداوند بخواهد خير کثيري به بنده اي عطا فرمايد، به او دوست شايسته و نيکو مي بخشد.
علاوه بر معاشرت با اهل کمال، مطالعه در زندگي آنها نيز بسيار مفيد است. کتابهايي که در شرح حال مردان بزرگ نوشته شده بهترين الگوي اخلاقي براي جويندگان کمال است.
3.براي ايجاد و تقويت يک صفت اخلاقي مثبت از قبيل بخشش، عفو، خيرخواهي، ايثار و امثال آن نبايد تنها ارادة خود را معطوف به آن صفت مشخص کرد، بلکه بايد به تقويت و پرورش ساير کمالات اخلاقي نيز مبادرت ورزيد، عواطف را که سرچشمة بسياري از صفات حميدة اخلاقي و در نقطة مقابل صفات منشعب از خودخواهي است، در درون خود به طور کلّي پرورش داد.
4. عامل مهم ديگر در تقويت کمالات اخلاقي عبارت است از ازدياد علم و آگاهي و بصيرت و معرفت که در مجموع امکان تفکر آزاد و واقع بيني را به انسان مي دهد، به طوري که در ساية همين قدرت درک و واقع بيني، فرد قادر به تشخيص حق از باطل مي شود و به سرعت وظايف و تکاليف خود را در جهت حق شناسايي و عمل مي کند. تحصيل علم و آگاهي وقتي همراه با تزکيه و مبارزه با خودخواهي باشد، عامل مهمّي در جهت تحصيل کمالات است، زيرا ارادة انسان را از قدرت حاصل از درک حقايق و معاني، بارور مي کند و شخص مي تواند زمام نفس را به دست گيرد.
5. راههاي کسب فضايل:
براي کسب فضايل توجّه به چند نکته ي اساسي لازم است، که عبارت اند از:
1. طلب و خواستن: انسان بايد تصميم بگيرد که خوب شود و خود را به فضايل نفساني آراسته و از رذايل اخلاقي دور سازد. اين خواسته را بايد به عنوان پيش درآمد و آغاز راه، در خود تقويت نمايد.
2. باور: انسان بايد توجّه داشته باشد که خداوند متعال توان و قدرت مقابله و ستيز با رذايل را در وجود او قرار داده است و او مي تواند در برابر تهديد ها و وسوسه هاي شيطاني مقاومت نمايد؛ لذا اظهار عجز و ناتواني، اثر رواني زيانباري را در انسان پديد مي آورد و او را در برابر دشمنانش خوار و زبون مي نمايد.
3. رياضت و مجاهده، در تربيت نفس، رياضت و جهاد با هواهاي نفساني ضرورت دارد؛[5] همان گونه که رياضت و ورزش، براي سالم سازي بدن امري ضروري و بديهي است.
4. تدريج: همان طور که در تربيت جسم بايد از کم شروع کرد و با تمرين و تکرار در آن به رشد مطلوب جسماني رسيد، در تربيت روح نيز بايد به تدريج مراحل و مدارج را تحصيل نمود و فضايل نفساني را در خود به وجود آورد و از رذايل اخلاقي پاک کرد.
5. استمرار: رياضت و مجاهده با رذايل نفساني، بايد تا ريشه کن کردن آن ادامه يابد و آن قدر ادامه يابد که به صورت ملکه ي راسخه در آيد.
6. آسيب زدايي: قبل از ورود هر آفت و رذيله اي در فضاي جان آدمي، بايد از آن جلوگيري شود و چنان چه به شکلي وارد فضاي جان شد، قبل از آن که به صورت غده ي سرطاني در آيد، آن را به هر شکل ممکن از فضاي جان بيرون کرد، تا توان حرکت به سمت جلب فضيلت هاي اخلاقي، سست و کند نگردد.[6]
چند مطلب ضروري
براي فضيلت يابي و رذيلت زدايي، توجّه به چند مطلب ضروري است.
1. تکرار عمل صالح: که باعث مي شود اخلاق پسنديده در روان آدمي نفوذ کند و به صورت ملکه در آيد؛ زيرا تکرار صورت علمي خاصي را در انسان پديد مي آورد و در صفحه ي دل و جان آدمي نقش مي بندد. تکرار در ترک رذيلت نيز سبب مي شود که قبح و زشتي آن کاملاً نمايان شود و انزجار و تنفّر به آن هميشه باقي بماند.
2. انگيزه و نيت: جلب فضايل اخلاقي بايد بر اساس رضاي الهي باشد، نه سود مادي و منافع دنيوي.
3. تصحيح و تقويت باورها: يکي از راه هاي مهم جلب فضايل اخلاقي، اصلاح اعتقادات و باورهاست. انسان با تقويت توحيد افعالي و خدا محوري و خدا شهودي و خدا باوري در دوري از رذايل مانند کبر و ريا، ديگر در نزدش جايگاهي نخواهد داشت و اين نوع رذايل با چنين باور و نگاهي به آساني ريشه کن خواهد شد.[7]
4ـ راه علمي و عملي: دانشمندان اخلاق براي دست يابي به هر فضيلتي، دو راه عملي و علمي را پيشنهاد مي کنند که نسبت به هم جنبه ي تکميلي دارند. در راه علمي بايد نسبت به آثار فضيلت در زندگي فردي، اجتماعي و سياسي و نيز آثار روحي و رواني در ترقي و تکامل، شناخت پيدا نمود. انسان با اين معرفت و شناخت هم به نياز و خواسته ي واقعي خود دست مي يابد و هم به ضرورت وجود اين فضيلت در خود پي مي برد. پس از چنين شناختي است که، انسان مي تواند تصميم جدّي بگيرد که آن فضيلت را بعد از زمينه سازي در خود به وجود آورد.
زمينه سازي راه عملي
براي زمينه سازي راه عملي آراسته شدن به فضيلت هاي اخلاقي و پيرايش از رذايل نفساني، چهار مرحله را ياد آور مي شوند که عبارت اند از: مشارطه، مراقبه، محاسبه و معاتبه.
مشارطه: (که به آن معاهده نيز گفته مي شود)، يعني انسان با خود عهد و پيمان مي بندد که در اداي وظايف و مسئوليت ها و تکاليفي که بر عهده اش گذاشته شده کوتاهي نکند و به دستورهاي پروردگار متعال پاي بند باشد. او متعهد مي شود که در کارهاي خير و نيک، کوشا بوده، از امور ناپسند پرهيز نمايد و چه مناسب و به جاست که هر روز صبح با خود تجديد عهد و پيمان کند که از عمر و سرمايه ي وجودي خويش بهره جويد و آن را بيهوده از دست ندهد. پس از اين مرحله، بايد با مراقبت خويش، بر عهدي که بسته پاي بند شود؛ زيرا اهل ايمان و باور عهد شکن نخواهد بود؛ خداي متعال فرمود:
«وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ؛[8] مؤمنان نسبت به امانت ها و عهد و پيمانشان پاي بندند».
مراقبه: در اين مرحله، هيچ گاه نبايد خداي متعال را فراموش کند. همواره بايد بکوشد که به کار خود رنگ و صبغه ي الهي دهد. علي ـ عليه السلام ـ درباره ي مراقبت مي فرمايد:
خوشا به حال آن که هميشه خدا را در نظر دارد و از گناه خويش بيمناک است.[9]
و در جاي ديگر نيز فرموده است:
سزاوار است که انسان بر خويش اشراف داشته، هميشه مراقب قلب خود و نگه دار زبان خويش باشد.[10]
هم چنين در وصف مؤمن عاقل مي فرمايد:
کسي که امروز به فکر فردايش باشد و هميشه چند قدم جلوتر را ببيند عاقل است.[11]
محاسبه: در مرحله ي سوم، به محاسبه نفس بپردازد. محاسبه با توجّه به مراعات هفت اصل تحقق مي پذيرد: 1. تقدير و اندازه گيري 2. مسئوليت پذيري 3. بقاي عمل 4. ثبت و ضبط اعمال 5. حسابرسي و بازخواست 6. مجازات و بازتاب اعمال 7. تدبر و جبران.[12]
در احاديث به محاسبه توجّه زيادي شده است؛ چنان که رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ فرمود:
پيش از آن که به حساب شما رسيدگي نمايند، حسابگر خويش باشيد؛ و پيش از آن که اعمال شما را سنجش نمايند اعمال خود را بسنجيد و خويشتن را براي روز قيامت آماده سازيد.[13]
براي آن که انسان، خود و خدا را فراموش نکند و با خود بيگانه نشود و غرور بي جا در او به وجود نيايد، محاسبه لازم است، پيش از آن که فرصت ها را از دست بدهد.
معاتبه: بعد از مراحل سه گانه اي که گفته شد، سالک بايد به مرحله ي چهارم توجّه داشته باشد و آن معاتبه و انتقاد از خويش است. در اين مرحله آدمي بايد خود را مورد عتاب و خطاب و سرزنش قرار دهد. او در اين مرحله خود را محاکمه و از کرده هاي خويش توبه و استغفار مي کند و براي جبران کوتاهي هايش اقدام عملي مي نمايد.[14]

[1] . محقق طوسي، اخلاق محتشمي، ص 355 و 356.
[2] . قارِن اَهلَ الخَيرِ تکُن مِنهُم، وَ فارِق اَهلَ الشَّرِ تَبِن عَنهُم. اخلاق محتشمي، ص 365 و 366.
[3] . من ذَکَّرَکُم بِاللهِ رؤيتُهُ، وَ زادَکُم في عِلمکُم مَنطِقُهُ وَ ذَکَّرکُم بالآخِرَةِ عَمَلُهُ. استاد مطهري، جاذبه و دافعه علي ـ عليه السلام ـ ، ص 69.
[4] . مراجعه کنيد به «جاذبه و دافعه علي ـ عليه السلام ـ » بخش «بهترين وسيله تهذيب نفس» از استاد مطهري.
[5] . براي اطلاع بيشتر ر.ک مهدوي کني، اخلاق عملي، بحث «رياضت و مجاهدت با نفس».
[6] . براي اطلاع بيشتر ر.ک: مهدوي کني، اخلاق عملي، ص 29ـ 44.
[7] . ر. ک: فريده مصطفوي و ديگران، روش خود سازي، با مقدمه محمد باقر شريعتي سبزواري، ص 15ـ 21.
[8] . سوره مؤمنون، آيه ي 8.
[9] . طوبي لِمَن راقَبَ ربَّه و خافَ ذَنبَه؛ شرح غرر، ج4، ص 238، ش 5938.
[10] . ينبغي ان يکون الرَّجُل مُهَيمِنا علي نفسه، مُراقِبا قَلبَه، حافظاً لسانه. فهرست غرر، ص 393، ش 1947.
[11] . رَاقَبَ فِي يومِهِ غَدَهُ وَ نَظَرَ قُدُماً أَمَامَهُ، نهج البلاغه، صبحي صالح، خطبه ي 83.
[12] . ر.ک: مهدوي کني، اخلاق عملي، ج اول، ص 353 ـ 373؛ و مرحوم سيد بن طاووس، محاسبة النفس.
[13] . حاسبوا انفسکم قبل ان تحاسبوا و زنوا قبل ان توزنوا و تجهّزوا للعرض الاکبر، محاسبة النفس، ص 13.
[14] . براي مطالعه بيشتر ر.ک: فريده مصطفوي، فاطمه جعفري و صديقه معصومي، روش خود سازي، ص 65 ـ 297؛ و مهدوي کني، نقطه هاي آغاز در اختلال عمل، ص 343ـ 373.
احمد ديلمي و مسعود آذربايجاني - با تلخيص از كتاب اخلاق اسلامي، ص 146 - 149
مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :