امروز:
سه شنبه 2 خرداد 1396
بازدید :
1683
تحصيل و تعليم بنيادين
حوزه هاي علميه با ميراثي هزار ساله تنها بازمانده آموزش کهن اسلامي در اين سرزمين اند. تعليم و تعلم به مثابه فريضه الهي ازهمان اوان ظهور اسلام آغازشد چه اينکه پيامبر رحمت خود اولين معلم بود و مسجد اولين مدرسه. پيامبردانش اندوزي را برهمگان واجب شمرد[1] واجر طالب علم را با روزه دار شب بيدار برابر دانست. [2]
مسلمانان حول کتاب آسماني خود به فراگيري علوم پرداختند از لغت و نحو و تفسير گرفته تا فلسفه و طب و نجوم و هريک به ضرورتي. مدارس در قالب مکتب خانه ها و يا مدارس عالي همچون مدرسه نظاميه رونق بسيار گرفتند.
حوزه هاي علميه هنوز هم ياد خوش آن روزگاران را زنده نگاه داشته اند طالبان علم هرروزصبح زود شتابان به سوي مجلس درس در حرکتند؛ استاد آرام و شمرده درس را تقرير مي کند. ؛صداي شيرين مباحثات و فرياد طلاب جوان که براي حل مساله اي کارزاري به راه انداخته اند. . . .
هرچند نظام آموزشي طلبگي داراي عناصر مشترک با ديگر نظام هاي آموزشي است از ويژگي هاي منحصر بفردي نيز بهره مند است. آموزش در اينجا پرورش ذهن و نفس است تعليم و تعلم خود به تنهايي ارزشمند نيست وقتي ارزش ميابد که با اخلاق و تهذب همراه شود به عبارتي ديگر هدف اين نظام آموزشي صرف يادگيري علوم نيست بلکه تعليم و تربيت همراه يکديگر مطلوب است. بر خلاف نظام هاي جديد آموزشي که تنها آموزش ذهني مطلوب است در اينجا تربيت روحي و اخلاقي مقدم بر فراگيري علوم است. و جدايي ايندو مضر به هريک شناخته مي شود[3]. از اين رو استادان همراه آموزش معمول به آموزش نظري و عملي اخلاق مي پردازند.
نظام طلبگي جزء معدود نظام هاي آموزشي است که اکثر آموزندگان آن با ميل و اراده شخصي وميل قلبي وارد شده اند و به همين جهت است که طلبه فرا گيري دروس را بدون فشار و تحکيم وتنبيه و انظباط هاي اداري-آموزشي مي گذراند[4]. و از اين مهمتر اينکه تحصيل علم نه براي کسب مدرک و نه حتي تحصيل علم براي علم است بلکه براي کمال انساني است. از سويي ديگر دانش آموختن در هيچ زماني متوقف نمي شود يعني زمان مشخصي به عنوان پايان دوره تحصيل وجود ندارد. در اين نظام تعليم با تعلم همراه است ؛ طلبه پس از گذراندن يک مرحله مي تواند مدرس طلاب مرحله پايين تر باشد. به اين ترتيب تدريس که همراه با يادآوري و تکرار است خود باعث افزايش کيفيت آموزش مي گردد.
در نظام آموزشي طلبگي استاد جايگاه بلندي دارد. استاد رکن اول آموزش وسرمشق علمي و عملي طلاب است. در حقيقت هراستاد وارث علمي استاد خويش است و به اين ترتيب هر طلبه با استاد خويش شناخته مي شود[5]. استاد به عنوان پدري روحاني، وظيفه هدايت اخلاقي طلاب را نيز عهده دار است [6]. ارتباط استاد و طلبه منحصر به مجلس درس نيست، طلبه سخت کوش هر وقت بخواهد مي تواند محضر استاد را درک کند. استاد بي هيچ منتي پاسخگوي مشکلات اوست.
طلبه در انتخاب استاد آزادست، طلبه ميتوانداستادان مختلفي که يک موضوع درسي را تدريس مي کنند مورد بررسي قرارداده شيوه ها و مهارت هاي تدريس آنها را ارزيابي نمايد و آنگاه خود با محک قدرت تفهيم وحسن بيان، استاد خويش را بر گزيند [7]. مسلم است وقتي استاد منتخب و مورد علاقه فرد است دقت و علاقه به درس وگفتار استاد افزايش مي يابد ياد گيري با کيفيت بهتري انجام مي گيرد.
طلبه در مجلس درس حاضرمي شود و به سخنان استاد به دقت گوش ميدهد، طلبه ميتواند هر وقت ايراد ويا ابهامي در درس استاد يافت آن را از او بپرسد و در اصطلاح بر استاد اشکال کند. پاسخ اين سوال ميتواند هم جوابي براي پرسشگر باشد و هم فهم درس را تسهيل کند ؛ از سوي ديگر استاد نيز که هر لحظه خود را در معرض سوال و اشکالي مي بيند با آمادگي و مطالعه در مجلس درس حاضر مي شود.
طلاب پس از پايان مجلس درس و مرور و مطالعه، آن را مباحثه ميکنند. طلاب در گروه هاي سه و يا چهارنفري جمع مي شوند ويکي به قيد قرعه درس استاد را باز گو ميکند. مباحثه ارزش هاي يادگيري و آموزشي فراوان دارد، يادگيري را تسهيل ميکند، موجب ياد آوري، انتقال و تعميم آموخته ها ميشود آنها را سنجش مي کند. مباحثه صرف تکرار مفاهيم نيست بلکه تحکيم و فهم عميق تر مفاهيم است. هرمفهوم از ذهن بيرون کشيده مي شود و به کمک مفاهيم قبلي درباره آن بحث مي شود. مباحثه از طريق دو جنبه فردي و گروهي استعداد وتوانايي هاي طلبه را بالا ميبرد. فرد با ارائه درست مطالب از سو ي گروه تشويق مي شود واين تاييد از سوي گروه علاقه و ميزان يادگيري را افزايش مي دهد. مباحثه درافزايش دقت وسرعت انتقال، سنجش فوري، تمرين مدرسي، بروز استعداد و شکل گيري گرايش، ايجاد و تحکيم مناسبات گروهي بسيار موثر است [8].
سنت تقرير و حاشيه نويسي در ميان طلاب حائز اهميت است[9] درس استاد به طور کامل نوشته مي شود، طلبه بعد از مباحثه و مطالعه دقيق درس اشکالات و نظرات خود را ذيل آن مينويسد در حقيقت طلبه با اين روش همراه استاد در هر مساله علمي نظر مي دهد. نکته مهم اينکه آنچه بردروس حوزه از همان ابتدا تا درو س عالي حاکم است ترويج تفکر و تدبر در مطالب و عدم پذيرش کورکورانه مباحث است يک طلبه همواره به خود اين حق را مي دهد که نسبت به مطالب مطرح شده در کتاب اشکال کند. اين روحيه به او اين جرات را مي بخشد که در آينده فردي صاحب نظر گردد. و اين همان است که ما به آن روحيه اجتهاد در نظام آموزش مي گوييم. [10]
متون درسي در نظام آموزشي طلبگي مجموعه اي از کتاب ها است که به دست دانشمندان طراز اول هر رشته نوشته شده وداراي حواشي و شروح متعدد بوسيله استادان بلند پايه است اين کتاب ها سابقه تعليمي صد ها ساله دارند. اگر چه براي مطالعه اين متون زمان زيادي صرف مي شوددر مقابل نثر علمي آنها براي طلاب دقت و صبرعلمي به بار مي آورد. اين متون با داشتن نکات وظرافت هاي علمي فراوان هميشه طراو ت وتازگي خود را براي طلاب حفظ کرده اند.
از آنجا که در اين نظام آموزشي معيار کيفيت آموزش است ونه کميت، متون درسي به خاطر پايان مقطع تحصيلي نيمه رها نمي شوند حتي خوانده نشدن يک صفحه از کتاب ويا عدم حضور در مجلس درس به معناي نقص در روند آموزش است بنا بر اين ممکن است يک متن آموزشي با زماني بيش از زمان پيش بيني شده به اتمام رسد.
در نظام آموزشي طلبگي فارغ شدن از تحصيل بي معناست. واز همين رو مدرک تحصيلي که نشان از ميزان و گرايش تحصيلي باشد در عمل جايگاهي ندارد. طلاب بر اساس استعداد و ميزان تلاش علمي خود شناخته مي شوند. [11]تنها اجازه نامه ها مانند اجازه نقل حديث و اجازه نامه اجتهاد از گذشته مرسوم بوده است که نشان از گذراندن عاليترين سطوح علمي است.
گذشته از روشها، محتواي آموزه ها در نظام طلبگي نيز محل بحث و دقت نظر است. علوم رايج در حوزه ها با محوريت کتاب و سنت شکل گرفته اند. از اين روي در ابتدا آشنايي با زبان و لغت عربي در حد مطلوب، يک ضرورت اجتناب ناپذير محسوب مي شود طلاب پس از گذراندن اين دوره توانايي استفاده از متون دست اول زبان عربي را خواهند داشت.
فراگيري تفسير قرآن، کلام، منطق و فلسفه اسلامي از سطوح ابتدايي تا مراحل تکميلي در حوزه ها رايج است. اما آنچه که امروز بسيار بر آن اهتمام مي شود فراگيري فقه و اصول فقه است از آن رو که روش استخراج احکام از کتاب و سنت و بررسي احکام و قوانين شرع نياز به دقت علمي و ممارست بسيار دارد ساليان بسياري به يادگيري اين دو علم پرداخته ميشود گستردگي اين دو علم و بالتبع وجود کتابهاي بسيار از گذشته تا به امروز باعث شده تبحّر کامل در اين دو علم نياز به زماني طولاني داشته باشد.

[1]اصول کافي جلد اول ص35
[2] بحار الانوار جلد دوم ص184
[3]براي ديدن نتايج اين تفكيك مراجعه شودبه در جستجوي امر قدسي گفتگو با سيد حسين نصرص106
[4] پژوهشي در نظام طلبگي مهدي ظوابطي بنگاه ترجمه و نشر کتاب چاپ اول 1359 ص180
[5] آموزش از محضر استاد يک ضرورت شمرده شده وفرا گيري دانش با مراجعه فردي به کتاب هاي علمي بدون اشراف استاد نهي شده است براي تفصيل مراجعه شود به ترجمه منية المريد با عنوان تعليم و تعلم در اسلام،محمد باقر حجتي، ص363
[6] همان ص350
[7] تاريخ آموزش و پرورش،محمد علي ضميري، راهگشا، چاپ سوم 1373،ص114
[8] پژوهشي در نظام طلبگي ص184
[9] مجله پيام حوزه سال دهم،شماره38،مصاحبه با عباسعلي عميد زنجاني
[10] تاريخ آموزش و پرورش ص112
[11] ده گفتار، مرتضي مطهري ص289
ابوالفضل شبان نيا - مركز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه
مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :