امروز:
سه شنبه 31 مرداد 1396
بازدید :
913
آيا موسيقي ذاتاً حرام است؟ و اگر آري پس چرا اين همه در رسانه ملي پخش مي شود؟ و اگر حرام نيست چرا برخي از حوزويان مضرات آن را مي‎گويند با اينكه ديگراني هستند كه از آن به عنوان تخليه درون و شادي آفرين و تقويت حافظه و غيره عنوان مي‎نمايند؟

در آغاز پس از ذكر مقدمه‎اي نظر شما را به آراء فقهي وفتاوی مراجع عظام جلب كرده و سپس به بررسي آثار موسيقي ازديدگاه ديني و علمي مي‎پردازيم.
1. نغمه جويبار و صداي آبشار و عبور نسيم از شاخسار و آواز قمري و بلبل، ساز موسيقي ملايم و مسرّت بخش طبيعت است. انسان نيز با ويولون و سنتور و تار و با ايجاد ارتعاشات مصنوعي آهنگي مي‎سازد كه گاه مي‎خنداند و زماني مي‎گرياند، گاه در حدّ افراط نيروي نشاط را در آدمي تحريك مي‎كند و زماني سخت او را به ديار غم و  اندوه مي‎فرستد.
2. در اسلام انواع موسيقي‎هاي آوايي در اذان و قرائت قرآن و مانند آن تا زماني كه به حدّ غنا نرسد تجويز شده و مورد استفاده قرار گرفته[1] و در مقابل از برخي از انواع مخدّر و لهوي آن منع گرديده است. پس موسيقي مطلقا حرام نمي‎باشد، بلكه موسيقي غنايي و لهوي چه آوايي و چه ابزاري حرام مي‎باشد و در حرمت آن اختلافي[2] ميان فقهاي شيعه نمي‎باشد.
غنا:مرحوم صاحب جواهر بر حرمت آن ادعاي اجماع نموده است[3]، علاوه  بر آن آيات[4] و روايات[5] متعددي در اين زمينه وارد شده است. هرچند در مصاديق غنا و تعريف حدود شرعي آن مباحثي مطرح است و اختلاف نظر وجود دارد، اما در عين حال در حرمت بسياري از موارد آن شبهه‎اي وجود ندارد، همانند آنجا كه موسيقي مطرب بوده و مناسب مجالس لهو و لعب باشد.
در ذيل توجّه شما را به نظريات مراجع بزرگوار جلب مي‎نمايم:
مقام معظم رهبري پيرامون موسيقي غنايي مي‎فرمايد:
«غنا خوانندگي مطرب و لهوي ومتناسب با مجالس عيش و نوش است و موسيقي، نوازندگي با همان اوصاف است كه در حكم با هم فرقي ندارند و هر دو حرام است».[6]
آيت الله فاضل لنكراني مي‎فرمايد:
«غنا آوازي است كه در آن صدا را در گلو مي‎گردانند كه به زبان عرفي چهچه مي‎گويند و طرب انگيز هم باشد و مناسب مجالس لهو و لعب هم باشد كه اين حرام است و موسيقي به يك تعريف تركيب اصوات است به نحوي كه خوش‎آيند باشد، لذا اگر مناسب مجالس لهو و لعب باشد حرام است».
مراجع ديگر نيز قريب به همين مضامين را فرمودند.[7]
همچنين پيرامون موسيقي‎هايي كه در جشنواره‎ها و صدا و سيما پخش مي‎شود، مقام معظم رهبري فرمودند: «اگر در نظر شنونده از قسم خوانندگي و نوازندگي مطرب و لهوي كه غالباً در مجالس لهو و گناه از آن استفاده مي‎شود نباشد، گوش دادن به آن اشكال ندارد و اگر نه جايز نيست و مجرد پخش از صدا و سيما حجت شرعي بر اباحه و حلّيت آن براي شنونده نيست».[8]
ايشان پيرامون ترويج موسيقي وتاسيس مركز تعليم موسيقي فرمودند:
«آموزش موسيقي و نوازندگي به نونهالان و نوجوانان موجب انحراف آنان و ترتب مفاسد است و جايز نيست. به طور كلي ترويج موسيقي با اهداف عاليه نظام اسلامي منافات دارد، مسئولين فرهنگي مجاز نيستند سليقه‎هاي شخصي خود را به اسم نشر فرهنگ معارف در آموزش و پرورش نوجوانان به كار بگيرند».[9]
با توجه به مطالب ذكر شده در حرمت موسيقي غنايي و لهوي و آوازها و تصنيف‎هايي كه مناسب با مجالس لهو و باطل باشد شكي نيست، و در سطور بعد با اثرات سوء موسيقي از نگاه علم و دين نيز مطالبي براي شما ذكر مي‎كنيم تا بهتر با اين مقوله آشنا شويد.

موسيقي و روح و روان و علم پزشكي
بزرگ‎ترين هنر موسيقي اين است كه ما را خواسته يا ناخواسته به سفري در دنيايي ذهني و خيالي دعوت مي‎كند و برايمان سايه‎اي ساخته و آن را بالا مي‎برد و بعد از پايان موسيقي خود را در سرازيري احساس مي‎كنيم وسرانجام خود را سرگردان و متحيّر و لبريز از احساساتي كه به طور مصنوعي تحريك شده رها مي يابيم و ما مي مانيم و انبوهي از احساسات ـ شادي بخش يا غم انگيز ـ تخليه نشده كه نه مي توانيم از آن دنياي خيالي دل كنده و نه با زندگي واقعي كنار آييم. با تكرار اين صحنه و اعتياد به موسيقي چيزي جز تخدير روح و روان حاصل نمي‎شود.[10] همچنان كه امام راحل فرمودند: «از جمله چيزهايي كه مغز جوان‎ها را تخدير مي‎كند موسيقي است... انسان را از جدّيت بيرون مي‎برد... يك جواني كه عادت كرده روزي چند ساعت را با موسيقي سروكار  داشته باشد .... از مسائل جدّي به كلي غافل مي‎شود».[11]
اگر موسيقي آن چنان كه عاشقان دلباخته‎اش مي‎گويند حقيقتاً روح انسان را تصفيه مي‎نمود چرا به اعتراف پزشكان با شيوع آن انواع بيماريهاي رواني و غير آن شايع شده است؟[12]
امروز علم پزشكي اذعان مي‎دارد ـ علي رغم اثرات مختلفي كه در تبليغ آن بيان مي‎شود ـ موسيقي با نواهاي حزن‎انگيز و نشاط‎انگيز نظم حياتي بدن و تعادل دو قسمت از اعصاب سمپاتيك و پاراسمپاتيك را كه سبب تنظيم جذب و دفع و هضم و ضربات قلب و فشار خون است بر هم مي‎زند و سبب ضعف اعصاب مي‎شود و از ديگر اثارآن اختلالات دماغي، هيجانات روحي، جنون، ضعف حس شنوايي و سلب اراده و چه بسا جنايت و خودكشي و تهييج شهوت باشد.[13]
درست است كه موسيقي اثري شادي‎بخش دارد اما اين پديده بدون ترديد ناشي از حسّ لذّتي است كه به انسان دست مي‎دهد. اما براي اثبات اين حقيقت كه لذت‎يابي و هدف‎گيري لذت در حيات معقول يك پديده تكاملي نيست، نيازي به استدلال و عمل پرپيچ و خم ندارد[14] و اگر انسان‎هايي كه موسيقي گوش مي‎دهند به ظاهر احساس شادي بخش كنند چطور مي‎توانند از اثراتي كه علم امروز آن را برشمرده و به مرور زمان دامنگير آنها مي‎شود خود را رهايي بخشند و آيا تمام نشاط و سلامت مردم مرهون گوش دادن به موسيقي است يا عوامل محيطي و طبيعي ديگري دارد؟

موسيقي و تعاليم ديني
بعد از بيان مطالب فوق به درستي ضوابط ديني پي مي‎بريم. در اسلام براي ممنوعيت غنا به «لهو و لعب» استناد شده است. اسلام مي‎خواهد انسان در اين دنيا خود را در مقابل هيجانات پا در هوا نبيند و آمادگي واقعي خود را از دست ندهد. اسلام نمي‎خواهد لذت‎هاي احساسي را محكوم كند؛ بلكه مي‎گويد انسان نبايد اسير احساسات شده به گونه‎اي كه انديشه در واقعيات او ضعيف گردد و در تعقّل او اختلال ايجاد شود.[15]
لذا در معارف اسلامي آمده است: «اوّلين كسي كه مرتكب غنا شد شيطان بود»[16] و در احاديث بسياري پيرامون مضرات دنيايي و اخروي آن ذكر شده: سبب «ظهور نفاق»‌و «قساوت قلب» و «گسترش بي‎حيايي و فساد اخلاقي» و «محروميت از رحمت الهي» مي‎شود.[17] و از موسيقي غنايي ياد شده كه جزو گناهان كبيره مي‎باشد و از نشانه‎هاي آخر الزمان اين است كه آلات لهو نواخته مي‎گردد و يك نفر نيست كه نهي از منكر نمايد».[18]
با توجه به مطالب پيش گفته براي ما نيز جاي سئوال است چرا برخي افراد و مجلّات و رسانه‎هاي عمومي سعي در ترويج آن دارند. در پايان نظر شما را به فرموده امام راحل پيرامون پخش مستمرّ موسيقي از صدا و سيما جلب مي‎كنم:
«نبايد دستگاه تلويزيون جوري باشد كه 10 ساعت موسيقي بخواند... راديو و تلويزيون را تبديلش كنيد به يك راديو و تلويزيون آموزنده، موسيقي را حذف كنيد، نترسيد از اينكه به شما بگويند كهنه‎پرست شده‎ايد....
اين عذر نيست كه اگر موسيقي نباشد در راديوها، مي‎روند از جاي ديگر موسيقي مي‎گيرند، حالا اگر جاي ديگر مي‎گيرند ما بايد به آن‎ها موسيقي بدهيم، ما بايد خيانت كنيم، موسيقي خيانت است به مملكت، خيانت است به جوان‎هاي ما».[19]
خلاصه اينكه موسيقي از لحاظ شرعي به دو بخش تقسيم مي گردد: موسيقي حرام و موسيقي حلال. كه حدود آن در نظرات مراجع آمده است.
حال اگر موسيقي از لحاظ شرعي حرام باشد، بايد بدانيم كه دلايلي براي حرمت آن وجود دارد؛ خواه ما آن دليل را بدانيم و خواه اينكه هنوز آن دليل براي ما آشكار نشده باشد. بزرگترين دليلي كه ما را از محرمات برحذر مي دارد اين است كه ارتكاب كار حرام انسان را از خداوند تبارك وتعالی دور مي سازد و موجب بدبختي و شقاوت انسان مي گردد.
ضمناً برشمردن چند اثر مثبت بر موسيقي كه هنوز مثبت بودن اين اثرات ثابت نيست موجب حلال شدن حرام نمي گردد. و پخش موسيقي از صدا و سيما نيز دليل بر حلال بودن همة موسيقي هاي پخش شده نمي باشد.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. موسيقي از ديدگاه فلسفي و رواني، از علامه جعفري، انتشارات تهذيب.
2. موسيقي از ديدگاه اسلام، محمد اسماعيل نوري، انتشارات آزادي.

پي نوشت ها:
[1] . خميني، روح الله، المكاسب المحرّمه، قم، اسماعيليان، چاپ سوم، 1368، ص 224.
[2] . خويي، ابوالقاسم، مصباح الفقاهه، تقرير محمد علي توحيدي، قم، انتشارات وجداني، چاپ سوم، 1371، ج1، ص 304، و حرّ عاملي، جواد، مفتاح الكرامة، چاپ آل البيت، قم، ج 4، ص 52.
[3] . نجفي، محمد حسن، جواهر الكلام، بيروت، دار الاحياء التراث عربي، چاپ هفتم، 1981، ج 22، ص 44.
[4] . حج/31 و لقمان/5 و مومنون/3.
[5] . حر عاملي، محمد بن حسن، وسائل الشيعه، تهران، انتشارات اسلاميه، چاپ ششم، 1403، ج 12، ص 84 تا 92.
[6] . محمودي، محسن، مسائل جديد از ديدگاه علما و مراجع، ورامين، انتشارات صاحب الزمان، چاپ هفتم، 1380، ج 1، ص 48 و 53.
[7] . همان.
[8] . همان، ص 61 و 62.
[9] . همان، ص 61 و 62.
[10] . مطهري، مرتضي، تعليم و تربيت در اسلام، تهران، انتشارات الزهراء، چاپ دهم، 1366، ص 44 و 45؛ شرفخاني خوئي، احمد، انسان، غنا و موسيقي، قم، انتشارات مشهور، چاپ اوّل، 1380، ص 60 ـ 65.
[11] . صحيفة نور، ج 8، ص 197 تا 201، همچنين ج 9، ص 155.
[12] . جعفري، محمد تقي، موسيقي از ديدگاه فلسفي و رواني، قم، انتشارات تهذيب، چاپ اول، 1380، ص 102.
[13] . انسان و غنا و موسيقي، ص 81 تا 85، همچنين نوري اسماعيل، موسيقي از ديدگاه اسلام، انتشارات آزادي بي‎تا، ص 140.
[14] . موسيقي از ديدگاه فلسفي و رواني، ص 82.
[15] . مطهري، مرتضي، تعليم و تربيت در اسلام، ص 44.
[16] . حر عاملي، محمد بن حسن، وسائل الشيعه، ج 12، ص 231.
[17] . همان، ص 231و 232 و 235، همچنين ري شهري، محمد، ميزان الحكمه، قم، دفتر تبليغات اسلامي، چاپ اول، 1362، ج 7، ص305 و 307.
[18] . موسيقي ازديدگاه اسلام، ص 76؛ وسائل الشيعه، ج 11، ص 277.
[19] . صحيفه نور، ج 8، ص 197 ـ 201 و ج 9، ص 155 و ج 12، ص 104.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :