امروز:
يکشنبه 3 بهمن 1395
بازدید :
599
استفاده از موسيقي از لحاظ شرعي و علمي و پزشكي چه حكمي دارد؟

سؤال شما دو جنبه دارد، جنبه اول حكم موسيقي و... جنبه دوم نظر پزشكان و ديگران از موسيقي.
امّا جنبه اول: به فتواي صريح حضرت امام (ره) موسيقي اگر به صورت غنا باشد حرام است.[1] مشهور فقها، هم غنا را اين طور تعريف مي‌كنند: غنا عبارت از صوتي كه همراه با چهچهه طرب انگيز باشد و منظور از صوت هم صوت انسان است. مرجع تشخيص غنا هم عرف است يعني طرب انگيزي كه در تعريف گفته شد طرب انگيزي نوعي است نه شخصي بنابراين اگر صوتي براي اكثر مردم طرب آور باشد از مصاديق غنا است،‌ اگر چه براي افراد خاصي طرب انگيز نباشد.
مقام معظم رهبري در ديدار با جوانان مي‌فرمايند: موسيقي اگر انسان را به بيكارگي و ابتذال، بي‌حالي و واخوردگي از واقعيت‌هاي زندگي و امثال اينها بكشاند اين موسيقي، موسيقي حلال نيست، موسيقي چنان چه انسان را از معنويت، از خدا و ذكر غافل كند اين موسيقي حرام است. موسيقي اگر انسان را به گناه و شهوت‌راني تشويق كند اين موسيقي حرام است (در غير اين صورت حلال است).[2]
مقام معظم رهبري در پاسخ به سوالي در مورد اينكه مقصود از غنا و موسيقي چيست؟ جواب مي دهند كه غنا يعني ترجيع صدا به نحوئي كه مناسب با مجالسي لهو باشد كه از گناهان بوده و بر خواننده و شنونده حرام است. ولي موسيقي نواختن آلات اين است كه اگر به نحو معمول در مجالس لهو و گناه باشد، هم بر نوازنده و هم بر شنونده حرام است. اگر به آن نحو نباشد، في نفسه جائز است و اشكال ندارد.[3]
امّا جنبه دوم: اولاً اظهار نظربرخی  پزشكان  موجب جواز چيزي نمي‌شود چراکه در  علم پزشکی مانند همه علوم تجربی اظهار نظر قطعی دشوار است. بعضي از پزشكان هم استفاده از موسيقي را تجويز نمي‌كنند و از ضرر هاي جسمي و روحي آن مي‌گويند (چون موسيقي جزء انگيختن خيال وایجاد لذتهای کاذب  اثر ديگري ندارد . موسيقي موجب وصال نيست، بلكه خيال وصال را در انسان تحريك مي‌كند و نهايت كاري كه موسيقي انجام مي‌دهد اين است كه از خيالات و توهمات تجاوز نموده به تجسيم صورت مطلوب درذهن  مي‌انجامد.مولوی  در اين مورد مي‌فرمايد:
جمله عالم ز اختيار و هست خود
مي‌گريزد در سر سرمست خود
مي‌گريزد از خودي در بيخودي
يا به مستي يا به شوق اي مهتدي
تا دمي از هوشياري وا رهند
ننگ خمر و بنك بر خود مي‌نهند[4]
گفته ويكتور هوگو نويسنده فرانسوي مؤيد همين مطلب است كه مي‌گويد: علت اين كه ما از موسيقي خوشمان مي‌آيد اين است كه در عالم خيالات و رؤياها فرو مي‌رويم.
1. موسيقي و روح و روان
روشن است اگر تحريك مثبتي را در موسيقي در نظر بگيريم كه ما را از موجوديت حقيقي خود با يك گروه نوسانات بالا مي‌برد، مي‌بينيم هنگامي كه موسيقي تمام مي‌شود يك سرازيري حقيقي را در خود احساس مي‌كنيم موسيقي سايه‌اي از
ما برايمان ساخته و آن را بالا برده و پس از پايان آن شبح مصنوعي از بين مي‌رود و واقعيات با همان خشكي و خشونت نمودار مي‌شود/ تمام هنر موسيقي در اين است كه ما را خواسته و ناخواسته به سفري در دنياي ذهني و خيالي دعوت مي‌كند و انسان را به فضايي مي‌برد كه براي آن آفريده نشده و سرانجام سرگردان و متحير و لبريز احساساتي كه به طور مصنوعي تحريك شده رها مي‌شود، ‌او مي‌ماند و انبوهي از احساسات تخليه نشده، كه نه مي‌تواند از آن دنياي خيالي دل كنده و به زندگي واقعي روي آورد و نه واقعيت پيرامون خود را فراموش كند با تكرار اين حالت و اعتياد به موسيقي چيزي جز تخدير روح و روان حاصل نمي‌شود. دكتر ادلر استاد دانشگاه كلمبيا مي‌گويد: بهترين و دلكش‌ترين نواهاي موسيقي، شوم‌ترين آثار را روي سلسله اعصاب انساني باقي مي‌گذارد.
2. موسيقي و علم پزشكي
امروزه با پيشرفت روز افزون دانش و تجربيات انسان علم پزشكي نيز بر اثرات سوء موسيقي بر اعصاب و روان واقف گشت. آنها اذعان مي‌دارند كه موسيقي باعث اختلال نظام اعصاب سمپاتيك و پاراسمپاتيك مي‌شود، به علت اين كه موسيقي داراي زير و بم‌هاي عجيب و غريب و ارتعاشات متنوع و گوناگون است و همين زير و بم‌ها و ارتعاشات موجب مي‌گردد كه عدم تعادل بين اعصاب سمپاتيك و پارا سمپاتيك حاصل و در نتيجه اصول زندگي حيواني يعني جذب و دفع، هضم و ترشحات، ضربان قلب و فشار خون مختل گردد.[5] دكتر اويزن اسوت مارون مي‌گويد: هيجان بزرگترين عامل سكته‌هاي قلبي است و هنرمندان اغلب به علت سكته قلبي درگذشته‌اند.[6]
3. موسيقي وتعاليم ديني:
اسلام عنايتي خاص به بعد چهارم روح انسان يعني استعداد هنري نموده و مبارزه اسلام با برخي از جنبه‌هاي هنري به خاطر زيبايي آنها نيست بلكه از آن جهت كه مقارن با امر ديگري است كه بر خلاف استعدادي از استعدادهاي فردي يا اجتماعي انسان است از طرف ديگر اسلام نمي‌خواهد لذت‌هاي احساس را محكوم كند. بلكه مي‌گويد انسان نبايد اسير احساسات شده، به گونه‌اي كه انديشه در واقعيات او ضعيف شود و در تعقل او اختلال ايجاد شود.[7]
در مذمت موسيقي (موسيقي غنا) آيات و روايات فراواني داريم، از جمله اين كه خدا در سوره حج آيه 30 مي‌فرمايد: از سخن باطل دوري كنيد. امام صادق ـ عليه السّلام ـ در تفسير اين آيه مي‌فرمايد: سخن باطل همان غنا است.
در حديث ديگري امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمود: خانه‌اي كه در آن غنا باشد ايمن از مرگ و مصيبت دردناك نيست و دعا در آن خانه به اجابت نمي‌رسد.[8]

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. موسيقي و غنا در آينه فقه، محمد رضا جباران، انتشارات صباح.
2. موسيقي از ديدگاه فلسفي و رواني، محمد تقي جعفري، نشر كرامت.
3. ساز و آواز، سيد مرتضي علم الهدي، انتشارات پيام اسلام.

پي نوشت ها:
[1] . صحيفه نور، ج 8، ص 197.
[2] . روزنامه رسالت، 14 / 1 / 81.
[3]. خامنه اي، سيد علي، جوبه الاستفتائات انتشارات بني المللي الهدي، چاپ دوم، 1381، ص250.
[4] . براي مطالعه بيشتر ر.ك: جعفري، محمد تقي، موسيقي از ديدگاه فلسفي و رواني، نشر كرامت، چاپ اول، 1380، ص11.
[5] . براي مطالعه بيشتر ر.ك: علم الهدي، سيد مرتضي، ساز و آواز، انتشارات پيام اسلام.
[6] . روزنامه رسالت، 14/ 1/ 81.
[7] . مطهري، مرتضي، تعليم و تربيت در اسلام، انتشارات صدرا.
[8] . براي مطالعه بيشتر ر.ك: مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، ج 17.

مطالب مرتبط :
نام ونام خانوادگی:
جنسیت :
سن :
تحصیلات :
مذهب :
کشور :
استان :
شهر :
پست الکترونیک :
متن سوال :