امروز:
چهار شنبه 29 شهريور 1396
بازدید :
691
رعايت چه نكاتي مي تواند به بهداشت رواني ما در زمينه عدم ابتلا به وسواس كمك كند؟

در جواب اين سوال ابتدا مناسب مي‌دانيم چند نکته جهت تبيين ابعاد مختلف سؤال بيان نمائيم.
الف. مقطع خاصي از عمر هر انساني همراه با شك و ترديد است و معمولاً اين مقطع را دوران نوجواني و احياناً جواني به خود اختصاص مي‌دهد و اين مسئله در سن نوجواني و جواني چيزي طبيعي تلقي مي‌شود، چون در اين مرحله از عمر انسان، شخصيت او و  انديشه‌ او از ثبات و پختگي كافي برخوردار نيست و لذا در خيلي چيزها شك و ترديد دارد و دنبال فلسفة آن است چنانچه اين شك‌ها و ترديدها ،گذرگاهی برای رسيدن به يقين باشد می توان از طبيعی بودن آنها صحبت به ميان آورد اما اگر به خاطر بي‌توجّهي و غفلت و عدم تلاش برای رهائی از ترديدها به بي‌راهه کشيده شود بايد انتظار شکل گيری اختلالاتی چون وسواس داشته باشيم.
ب. يكي از مسائل عمده كه در افراد مذهبی که دچار اختلال وسواس شده اند,مشاهده مي‌شود شك و ترديد در اعتقادات، وسوسه در عبادات و احكام طهارت و نجاست و غيره است که ممکن است يکی از  علت های آن عدم تجربة و اطلاع كافي و يا آموزش‌هاي غلطی باشد كه افراد در زمينه اينگونه مسائل کسب نموده اند.
ج.نکته بعدی توجه به تعريف علمی وسواس است:
وسواس بر دو نوع مي‌شود: 1. وسواس فكري كه تعريف آن عبارت است از افكار، تصورات يا تكانه‌هاي (كارهايي كه بدون اراده انسان رخ مي دهد) تكراري كه هوشياري ذهن را اشغال مي‌كنند و اغلب نفرت‌انگيز بوده و كنار گذاشتن و كنترل آن معمولاً مشكل است و در خيلي موارد انسان از باطل بودن و بيهوده بودن آن آگاهي دارد و مي‌داند كه زاييدة ذهن خود اوست.
2. وسواس عملي كه در آن شخص برای پيشگيری يا کاهش حالت درماندگی و اضطراب,خود را مجبور به انجام اعمال بی اختياری همچون شستن,وارسی کردن,لمس کردن و ... می بيند و تصور می کند که اگر آن اعمال را انجام ندهد,حادثه ای وحشتناک که ماهيت آن نيز مشخص نيست,به وقوع خواهد پيوست.گرچه پاره ای از افراد مبتلا به وسواس می توانند تنها دارای افکار وسواسی يا اعمال بی اختيار باشند,اما در اغلب موارد افکار وسواسی با اعمال بی اختيار همراهند.[1]
حال با توجه به نکات ذکر شده توجه شما را به مطالب زير جلب می نمائيم:
1. تمام احكام اسلام دارای فلسفه و دليل می باشد که فلسفة تعدادی از آنها برای ما روشن نيست امّا از آن جهت که كه خداوند حكيم است و كارهاي او از روي حكمت و مصلحت است ؛بايد مطيع اوامر الهي بوده و دستورات او را انجام دهيم و تفسير دين را از اهل فن و متخصص آن جويا شويم .و مسلما متخصص دين در زمان حاضر علماي بزرگ و اسلام شناسان واقعي هستند، كه وظيفة ما رجوع به آنان و عمل كردن بر اساس فتواي آنان است.
2 . هر انساني موظف است دستورات دين را همانطوري كه بيان شده عمل كند، و نمي‌توان احكام دين را طبق سليقه و خواست خود عمل نمود، بلكه بايد تابع دستورات واقعي بوده و التزام عملي به احكام داشته باشيم و نظرات مردم و افراد غير مطلع, ملاك عمل نيست.
3. در مسائل طهارت و نجاست هر انساني بايد طبق رسالة عمليه عمل نموده و از افراط و تفريط پرهيز کرده و متعادل باشد.
4. در مسائل اعتقادي اگر كسي شك و ترديد داريم از علماء و دانشمندان و اساتيد سؤال نموده و سعي نمائيم به دنبال متخصص هر علم رفته و شك و شبهه‌اي بر خود راه ندهيم.
5. نظم و انضباط امری مطلوب و پسنديده است ولي نبايد به حدّ افراط برسد، به طوري كه باعث اختلال در كارها بشود يعني نبايد مانع از رسيدن به هدف اصلي گردد از طرف ديگر, شخصيت هر فردي منحصر به فرد است و همه نمي‌توانند يكسان باشند و لذا تفاوت عملكردي بين افراد طبيعي است.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. مصطفي زماني، وسواس، انتشارات پيام اسلام، 1369.
2. لي بائر، غلبه بر وسواس، ترجمه مسعود محمدي و همكاران، نشر رشد، چاپ اول، 1382.
3. دكتر جمشيد احمدي، وسواس و درمان آن، انتشارات نويد، 1365.
4. ملا احمد نراقي، معراج السعاده، انتشارات هجرت، 1381.

پي نوشت:
[1] . براي تفصيل بيشتر ر.ك: دادستان، پريرخ، روان شناسي مرضي تحولي از كودكي تا بزرگسالي، انتشارات سمت، 1376، ج 1، ص 147.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :