امروز:
جمعه 28 مهر 1396
بازدید :
760
بنده حدود دو سال است كه دچار وسواس شديد نسبت به آب هستم، هر چه را مي‌شويم احساس مي‌كنم هنوز پاك نشده است، نسبت به همه چيز و همه كس بدبين هستم، برخي اوقات به ذهنم سؤالاتي خطور مي‌كند كه احساس مي‌كنم كافر شده‌ام، مثلاً «نسبت به ائمه و اعتقاداتم» شك و ترديد مي‌كنم، لطفاً مرا راهنمايي كنيد؟

مقدمه: همان‌گونه كه در نامة خود اشاره كرديد وسواس در واقع فكر، كلمه و يا تصوير است كه به رغم ارادة انسان به هشياري او هجوم مي‌آورد و سازمان روحي و رواني او را تحت سيطره خود قرار مي‌دهد و اضطراب گسترده‌اي را در فرد برمي‌انگيزد.[1]وسواس به دو قسم است:
1. وسواس فكري: مثل فكرهاي تكرار شونده و آزار دهنده كه بي‌اختيار به ذهن خطور مي‌كنند كه خود شما نيز نمونه‌هايي از آنان را بيان كرده‌ايد.
2. وسواس عملي: در اين حالت انسان بدون ارادة خود , عملي را چندين بار انجام مي‌دهد، اين قسم در واقع به تبع برخي از افكار وسواسي عارض مي‌شود، يعني انسان به خاطر اين‌كه از افكار وسواسي خود رهايي پيدا كند، بي‌اختيار شروع به انجام برخي از اعمال مي‌كند. [2] درست مثل شستشو‌هاي مكرّر كه خودتان در نامه نوشته‌ايد.
زمينه‌هاي ابتلاء: روانشناسان باليني علل مختلفي براي بروز اين بيماري بيان داشته‌اند و به دنبال آن , راه‌حل‌هايي براي درمان ارائه داده‌اند، برخي از اين علل‌ها از قرار زير است:
1. وراثتي، 2. يادگيري از ديگران مخصوصاً والدين، 3. بيماري‌هاي عضوي.[3]
وسواس بهنجار و نابهنجار: نوعي از وسواس در برخي كارهاي روزمرّة زندگي همة افراد وجود دارد، كه تا حدودي باعث دقّت در كار و پيشرفت است اين نوع وسواس‌ها بهنجارند. امّا زماني افكار و اعمال وسواسي نابهنجارند كه مشخصّات زير را داشته باشند:
1. جنبة افراطي، نامعقول و اجباري (از درون است و از بيرون تحميل نشده) و نامتناسب داشته باشند.
2. انصراف از آنها مشكل باشد.
3. درماندگي مشخصّي را در فرد برانگيزد.
4. دقّت قابل ملاحظه‌اي را به خود اختصاص دهد.
5. بازده فعاليّت‌هاي روزمرّه را تحت تأثير خود قرار دهد.[4]
درمان وسواس نابهنجار: پرسشگر محترم! اگر مشكل شما با مشخّصات فوق همخواني داشته باشد، وسواس شما از نوع نابهنجار است و بايد در صدد درمان آن برآييد و همين كه مي خواهيد با عزم و ارادة خود از اين حالت نجات پيدا كنيد و در پي حلّ مشكل خود باشيد اميد به درمان افزايش مي يابد. وسواس بيماري است، قابل درمان، كنترل و پيشگيري. ابتداي امر، خيلي راحت مي‌توان آن را كنار گذاشت امّا اگر فرد نسبت به بيماري‌اش بي‌تفاوت باشد و در صدد حلّ مشكل از طريق رجوع به روان‌پزشك و روانشناس باليني و همكاري جهت درمان بر‌نيايد، درمانش سخت‌تر مي‌گردد. به طوري كه در مراحل شديد آن , نيازمند به مصرف دارو و حتي بستري شدن مي‌باشد و سال‌ها مراقبت لازم دارد تا آن را كنار بگذارد.
موضوع وسواس‌ها: موضوع وسواس‌ها چند چيز است: مذهبي و ماوراء الطبيعه‌اي، اخلاقي، حمايتي عليه خطرات بيروني، گذشت زمان، حمايت بدني، پاكي، نظم و ترتيب،[5] و شايع‌ترين آنها دو قسم است:
الف: شايع‌ترين وسواس‌هاي فكري عبارتند از: (البته به اين معني نيست كه همة اينها در افراد وسواسي وجود دارد)
1. افكار تكراري دربارة احساس آلودگي. (مثلاً از طريق دست دادن با ديگران)
2. شك‌هاي تكراري. (شير گاز را بسته‌ام يا نه؟، لباس نجسم با شستنم پاك شد يا نه؟)
3. مرتّب كردن اشياء به طريق خاص.
4. تكانه‌هاي پرخاشگري يا هراس‌آور، مثلاً فكرهاي مكرّر براي صدمه زدن به فرزند خود و يا بر زبان آوردن كلمات زشت در اماكن مقدس.
5. نگراني‌هاي افراطي دربارة مسائل زندگي (شغلي، تحصيلي و ...)[6]
ب: شايع‌ترين وسواس‌هاي عملي عبارتند از:
1. رفتارهاي تكراري، شستن دست، مرتّب كردن.
2. اعمال رواني مثل: شمارش، تكرار برخي از اشعار كه به طور بي‌صدا كه براي كاهش اضطراب و نگراني صورت مي‌گيرد.[7]
 يک. روش هاي مقابله با وسواس فكر و عملي:
1. بازداري انديشه (Thought Stopping )
در اطاقي آرام و ساكت بنشينيد و به افكار وسواسي به خواست خود اجازه دهيد به ذهن شما خطور كنند. وقتي افكار وسواسي به ذهن شما آمدند، به يكي از اطرافيان خود اشاره كنيد كه با صداي بلند بگويد ايست، يا زنگي را به صدا درآورد، (قبلاً او را توجيه كنيد) راه ديگر اينكه خودتان يك مچ‌بند پلاستيكي به دست خود ببنديد، افكار وسواسي را به ذهن خود آوريد، وقتي افكار وسواسي به ذهن شما آمدند، با كشيدن مچ‌بند و رها كردن آن بر دست خود دستور توقّف افكار وسواسي را براي خود صادر كنيد.[8]
2. جابجايي انديشه: انديشه‌هاي غير ارادي و وسواسي را ناديده بگيريد و با انتقال ذهن و فكر به افكار عالي و مناسب، عمل جايگزيني را انجام دهيد.[9] مسلماً اين كار نياز به تمرين و استمرار و نظم دارد.
3. آموزش مواجهه صحيح با افكار مزاحم:
عادت دهي: اين روش عكس روش بازداري انديشه است، دقايقي به افكار وسواسي توجّه و تأمل كنيد و اجازه دهيد آن افكار به ذهن شما آيند، به آن افكار توجّه كنيد و به بي‌معني بودن آنها دقّت كنيد و براي لحظاتي طولاني آن افكار را در ذهن حفظ كنيد (با دقّت به بيهوده بودن آنها). مواجهه گسترده با چنين افكاري باعث مي‌شود كه معني تهديد آميز آنها كاهش يابد.
روش ديگر: در طول روز دو بار و هر بار بيش از يك ساعت به صداي ضبط شدة خود كه افكار وسواسي را دائماً تكرار مي‌كند گوش دهيد. اين روش از مؤثرترين و كارآمدترين روش‌هاي درمان است.[10]
4. مقابله با تصاوير ذهني:
الف) تصاوير وسواسي را با تمرين ذهني، كوچك و كوچك‌تر كنيد تا پس از مدّتي كم كم محو شود.
ب) به جاي توجّه به اصل تصوير به جزئيات تصوير ذهني متمركز شويد و شكل آن جزئي و بي‌اهميّت را آنقدر بزرگ نماييد كه اصل تصوير وسواسي از بين برود.[11]
5. دارو درمانگري: در موارد شديدتر بايد دركنار استفاده از تكنيك‌‌هاي بالا از داروهايي مثل كلومي‌پرامين و فلوگزتين زير نظر روان پزشك كمك گرفت.[12]
دو: روش‌هاي مقابله با وسواس عملي
1. سرمشق گيري: به ديگران نگاه كنيد كه چگونه آنها زندگي معمولي خود را انجام مي‌دهند و به شستشوهاي تكراري اقدام نمي‌كنند. ائمه ـ عليهم السّلام ـ و علماي ما نيز در مصرف آب بسيار دقيق بود‌ه‌اند و از اسراف پرهيز مي‌كردند. آيا به عواقب گناه اسراف توجّه كرده‌ايد؟ آيا فكر نمي‌كنيد كه شما مقدس‌تر از ائمه و علماء نيستيد. اگر اين كار درست بود آنها اين اعمال را تكرار مي‌كردند.[13]    
2. حذف تدريجي: در اين روش سعي مي‌شود كه هر روز از اعمال تكراري خود بكاهيد. مثلاً اگر عادت داريد 4 بار بشوييد اين دفعه تلاش كنيد به 3 مرتبه متوقّف سازيد. پس از مدّتي باز هم يك شماره از آن بكاهيد تا به حدّ متعارف برسيد.

نكات راهگشا:
1. مراقب باشيد اين وسواس را نظم براي خود تلقّي نكنيد و خود را به خاطر اين كار نزد ديگران آدم منظّمي جلوه ندهيد و به ديگران نيز توصيه كنيد كه اين كار به خاطر نظم فوق العاده و نكته مثبت من است. چرا كه ائمه ـ عليهم السّلام ـ از اين كار نهي كرده‌اند. اين كار به شما كمك مي كند تا در دامن تشويق هاي ديگران واقع نشويد و در صدد تكرار اعمال وسواس كمتر شود.
2. به رسالة توضيح المسائل مرجع خودتان رجوع كنيد، در مسائل آن , قسمتي كه به عنوان كثير الشّك مطرح شده است، (بحث نماز) و گفته شده است كسي كه زياد از حدّ متعارف در مسائل شرعي شك مي‌كند نبايد به شك خود اعتنا كند و اگر اعتنا كند در واقع خلاف خواست خدا را انجام داده است.[14] (براي اطّلاع از احكام و شرايط آن حتماً به رسالة عمليّه رجوع شود.)
3. در فقه , اصلي داريم كه مي‌گويد: اگر به چيزي يقين داشتي بعد نسبت به آن شك كردي، اصل را بر همان يقين گذشته‌ات بگذار و ائمه ـ عليهم السّلام ـ نيز به اصحاب خود توصيه مي‌كردند كه با شك، يقين ثابت خود را به هم نزن. مثلاً اگر ساعت قبل يقين داشتي كه با طهارت بودي يا لباست پاك بوده و الآن شك داري كه آيا طاهر هستي يا نه، بنا را بر همان پاكي سابق بگذار.[15]
4. هرگز خودتان را به خاطر اين افكار ملامت نكنيد، اين افكار و محتويات آن جزء اين بيماري خفيف شما است و در واقع چون شما قصد و نيّت بد نداريد، هيچ گناهي مرتكب نشده‌ايد. امّا شما وظيفه داريد جهت بهبودي و سلامت خود از مشاوره و تكنيك‌هاي درمانِ وسواس، كمك بگيريد. (بيماري روحي مثل سرماخوردگي است، براي همه امكان ابتلاء به آن وجود دارد.)
5. در مورد اين بيماري نگران نباشيد با ارادة و پي گيري شما، قابل حل است ان‌شاء الله سريع بهبودي حاصل مي‌شود و در صورت نياز با كمك دارو (در صورت شدّت و مزمن شدن) برطرف مي‌شود، چون قابل درمان است.
6. با دفتر مرجع تقليد خود تماس بگيريد، و مسألة خود را با آنها مطرح كنيد و طبق نظر كارشناسانه و عالمانة ايشان اعمال عبادي خود را كه همان دستورات خداست عمل كنيد. (شماره تلفن آن را از اطّلاعات بگيريد)

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. جمشيد احمدي، وسواس و درمان آن، نشر نويد.
2. ديويد برنز، از حال بد به حال خوب، ترجمه مهدي قراچه داغي، نشر آرين كار.

پي نوشت ها:
[1] . دادستان، پريرخ، روانشناسي مرضي تحوّلي، انتشارات سمت، 1380، ص 147.
[2] . شرفي، محمد رضا، با فرزندان خود چگونه رفتار كنيم؟، نشر جهاد دانشگاهي، چاپ چهارم، 1373، ص 1730، با كمي تغيير.
[3] . روانشناسي مرضي تحولي، ص 158 ـ 157. (اقتباس).
[4] . همان، ص 155.
[5] . همان، ص 153. (اقتباس).
[6] . شاكر، رضا، وسواس و روش‌هاي مقابله با آن، جزوه مركز مشاوره و راهنمايي طلاب غير ايراني، ص2.
[7] . همان، ص2.
[8] . همان، ص4.
[9] . همان، ص4.
[10] . روانشناسي مرضي تحولي، ص174.
[11] . وسواس و روش‌هاي مقابله با ان، ص6.
[12] . روانشناسي مرضي تحولي، ص 175.
[13] . وسواس و روش‌هاي مقابله با آن، ص 7.
[14] . فلاح زاده، محمدحسين، آموزش فقه، نشر الهادي، چاپ دهم، 1379، ص 179.
[15] . ولايي، عيسي، فرهنگ تشريحي اصطلاحات اصول، نشر ني، چاپ دوم، 1380، ص 67 ـ 66، (اقتباس)

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :