امروز:
جمعه 4 فروردين 1396
بازدید :
554
سه سال است كه دچار سردرگمي هايي شده ام، سؤالاتي در مورد خدا، دين، نماز همه چيز حتي درس خواندن برايم مطرح شده است. به طوري كه خودم را در برابر خودم قرار داده اند به اين صورت كه چه كسي مي گويد خدا، زندگي، خودم وجود دارد شايد دروغ باشد، اصلاً از كجا معلوم كه خودم وجود دارم شايد يك خواب باشد؟

مقدمه: سردرگمي حالتي است كه براي هر انساني پيش مي آيد. اين حالت بيشتر در دوران جواني بوقوع مي پيوندد و مقدمه هويت يابی شخصيت و ثبات آن مي باشد. اين مرحله به گونه اي است كه بايد با انجام اقداماتي به سرعت از آن گذر كرد. سردرگمي ممكن است منشاء عاطفي و رواني داشته باشد و يا منشاء شناختي؛ ما در اين نوشتار سعي خواهيم كرد اين عوامل و راههاي درمان هر كدام را توضيح دهيم .
1. اولين عاملي كه باعث سردرگمي و شك و ترديد در انسان مي شود مشكلات عاطفي است كه اين خود مي تواند ناشي از عدم موفقيّت در تحصيل، مشكلات ازدواج، كارهاي روزمرّه زندگي و مشكلات خانوادگي و چيزهائي از اين قبيل باشد. اين مشكلات و عدم موفقيتها باعث فشار رواني مي گردد و فشارهاي رواني نيز تفكرات و اعتقادات انسان را بر هم مي ريزد و در نتيجه شك و ترديد وجود انسان را فرا مي گيرد. براي حلّ اين مشكل بهترين راه , مشاوره حضوري مي باشد. بهتر آن است كه انسان براي هر كدام از اين مشكلات , مشاوره اي انجام دهد. از آنجا كه بيشتر شكها و ترديدهاي انسان از اين ناحيه مي باشد و با برطرف شدن آنها , شك و ترديد نيز برطرف مي شود و انسان به آرامش و ثبات دست پيدا مي كند. (مشاور با غربال نمودن نگراني ها , مسأله اصلي را مي يابد و راه هاي حل و مقابله با مشكل را پيش شما مي گذارد).
2. دومين عاملي كه باعث سردرگمي در انسان مي شود شك كردن در حيطة شناخت و ادراكات مي باشد. در اين حيطه , شك يا در ادراكات حسي است و يا در ادراكات عقلي. اگر شك در ادراكات حسي باشد براي كشف صحت يا خطاي آنها از آزمايش هاي مكرر بهره مي گيريم و بدين وسيله معياري براي تشخيص ادراكات حسي صادق و مطابق با واقع خواهيم داشت. اما اگر در ادراكات عقلي باشد بايد گفت : ادراكات عقلي دوگونه اند: بديهات، غير بديهات. كشف خطا در يك ادراك يا استدلال عقلي موجب سرايت احتمال خطا به ادراكات بديهي عقلي نيست ولي موجب سرايت به ادراكات غير بديهي است. زيرا بديهيات عقلي كه اساس براهين فلسفي و رياضي را تشكيل مي دهند به هيچ وجه خطا پذير نيستند. اما در مورد ادراكات غير بديهي ـ كه همواره محتمل الخطا هستند ـ براي به يقين رسيدن در آنها نيز مي توان با استفاده از اصول منطقي به خطاي استدلالها و معرفت هاي غير بديهي پي برد و با اعمال دقيق آنها به معرفتي مطابق با واقع دست يافت[1].
3. نكته ديگر اينكه انسان بايد كارهايي انجام دهد تا سؤالات بي مورد در او كم شود. چيزهايي كه سبب مي شود سؤالات بي مورد كم شود:
الف: دين را از اساس و ريشه ياد گرفتن و معتقد شدن. ب: شناختن افق دين كه افقي بالاتر از محسوسات و مشهودات است و اين خود به حس تعبد كمك مي كند. روح تعبد , جلوي سؤالات بيجا را مي گيرد. ج: عمل و آزمايش ديني. آدمي كه به دين عمل مي كند خود به خود در عمل، راستي و استقامت و حقيقتي در دستورها مي يابد. به همين دليل اين را نبايد از ياد برد كه آنهايي كه عمل نمي كنند بيشتر سؤال مي كنند و بيشتر دچار شك و وسوسه مي شوند. دين همان طور كه با عقل همبستگي دارد با وجدان و عمل نيز همبستگي دارد. با اين سه ركن مي توان جلوي شك و وسواس و سؤال را گرفت[2].
4. انسان در عين حال كه به طور طبيعي شك مي كند، بايد متوجه اصل ديگري هم باشد و آن روحيّه شتابزدگي است كه در طبيعت بشر هست. انسان شكّاك در اثر حالت شتابزدگي مرز شك را حفظ نمي كند و به وادي انكار كه نوعي جزم است گام مي نهد. اين خطر بزرگي است كه در اين مرحله وجود دارد. همين شتابزدگي , همواره «ميدانم كه نيست» را به جاي «نميدانم» مي گذارد و باعث انكارهاي بيجا مي شود[3].
5. در آخر تذكر اين نكته حائز اهميت است كه ارتباط خود را با خداوند بيشتر كنيد و در نمازهاي جماعت و جمعه حتماً شركت كنيد و ارتباط خود را با دوستان با ايمان بيشتر نماييد و در مشكلات ما را يار و ياور خودتان بدانيد.
البته ممکن است که اين افکار حاکی از حالتی مرضی به نام افکار وسواسی باشد که با بيان تفصيلی جزئيات آن می توانيد در مکاتبات بعدی با ما در ميان بگذاريد.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. به سوي خودسازي، استاد مصباح يزدي، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني.
2. اخلاق اسلامي، احمد ديلمي و مسعود آذربايجاني، دفتر نشر و پخش معارف.
3. توحيد در قرآن، آيت الله جوادي آملي، مركز نشر اسراء.

پي نوشت ها:
[1]. حسين زاده، محمد، معرفت شناسي، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، چاپ چهارم، 1378، ص28.
[2]. مطهري، مرتضي، ياد داشتهاي استاد مطهري، انتشارات صدرا، چاپ اول، 1381، ج6، ص73.
[3]. همان، ص79.

مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :