امروز:
شنبه 5 فروردين 1396
بازدید :
533
ذهن من به طور ناخودآگاه و بيشتر از روي عادت به گذشته بر مي گردد و من سالهاي طولاني اين طور فكر كرده ام و متعاقباً زندگي و تبديل به يك عادت پايدار در ذهن من شده يعني من عادت به خيال پردازي و زندگي در گذشته دارم به طوري كه از كار روزمره و تحصيل باز مانده ام و سؤال من اينكه: چگونه مي توانم ذهنم را در دست بگيرم و از اين به بعد در زمان حال زندگي كنم؟

مقدمه: رابطه آدمي و ذهن را به دو صورت مي توان مجسّم نمود، در حالت اوّلي، آدمي بر ذهن خويش مسلط بوده و آن را به هر سو و جهتي كه اراده مي كند، هدايت مي كند و به عبارتي اين حالت نشان تسلّط كامل بر ذهن و فرايندهاي آن مي باشد. در حالت دوّم، جريان عكس مي شود يعني فعاليت هاي ذهن از كنترل فرد خارج شده و افكار پراكنده آدمي را به هر جهتي كه اراده مي كنند، مي كشانند و فرد در اين حالت، همانند قايقراني است كه در يك درياي متلاطم و طوفاني اسير موجهاي بلند و مهيبي شده و قايق همچون پر كاهي او را به اين سو و آن سو مي برد. در چنين موقعيتي، هر انديشه اي و از جمله افكار منفي به راحتي به فضاي ذهني فرد نفوذ نموده و او را تحت تأثير قرار مي دهد. بنابراين بايد با تلاش براي تحقق حالت اوّل و پرهيز از حالت دوم، اقدام نمود. اين اقدام شامل تمرين هاي تدريجي و منظم براي تحت كنترل در آوردن افكار و مسلط شدن بر آنها مي شود به گونه اي كه هر آن چيزي را كه اراده كنيم، درباره اش مي انديشيم و در صورت لزوم، جريان و جهت فكر خود را مي توانيم بصورت ارادي تغيير دهيم و به سهولت، از فكري به فكر ديگر منتقل شويم.[1] در اين نوشتار سعي خواهيم كرد در همين راستا


راهكارهائي را برايتان بيان نمائيم:
1. اينكه اراده كرده ايد تا از وضع موجود خارج شويد مسأله خيلي مباركي است و نشانگر عزم و اراده و توانايي شما براي تغيير وضعيت موجود مي باشد. پس اگر بخواهيد , مي توانيد شرايط و اوضاع فكري خود را تغيير دهيد و بدانيد كه مي توانيد و خداوند اين توانايي را در همه انسان ها قرار داده است.
2. برگشت به گذشته و خيال پردازي در آن مي تواند دلائل مختلفي داشته باشد. بعضي ها چون قبلاً شرايط خيلي خوبي داشتند و حالا آن موقعيت و امكانات را از دست داده اند به گذشته بر مي گردند. مثلاً پدر و مادر، خواهر و برادر و يا دوست خوب يا شرايط مادّي زندگي و از اين قبيل. بعضي ديگر در گذشته گناه بزرگي انجام داده اند و نمي توانند آنرا فراموش كنند به همين خاطر هميشه در فكر آن كار و گناه خود هستند.[2] اين مسأله باعث مي شود انسان اغلب در سختي ها و ناكامي ها و فشارهاي زندگي به خيال پردازي و غوطه ور شدن در گذشته خود باشد. براي اينكه مشكل خيال پردازي حلّ شود بايد انسان اين عوامل را شناسايي كند. و ببيند براي چه چيزي ذهن و فكر خود را مشغول مي كند. آيا واقعاً ارزش آن را دارد كه بقيّه عمر خود را صرف آن نمايد؟ پس اگر يك واقعيت تلخ مي باشد بايد خود را نسبت به آن توجيه نمايد و آنرا قبول كند و اگر آن چيزي كه او را مشغول مي كند يك امر توهّمي و غير واقعي باشد اصلاً ارزش ندارد انسان يك لحظه به خاطر اين امر غير واقعي سرمايه با ارزش عمر را بيهوده تلف كند. پس شما بايد بتوانيد منشأ اين خيالپردازي را شناسايي كنيد و اينكه آيا واقعيت  است يا توهّم؟[3]
3. يكي از راهكارهايي كه مي توانيد از خيالپردازي رها شويد، مداومت به ذكر و جابه جايي ذكر و فكر مي باشد. ذكر به معني ياد كردن است. خواه با زبان باشد يا با قلب و يا هر دو. در اهميّت ذكر , از حضرت امام جعفر صادق ـ عليه السّلام ـ روايت شده است: «هر چيزي را حدّي معين است و پاياني، مگر ذكر را كه در آن، پايان و حدّي مقرّر نگرديده است، هر يك از واجبات الهي را چون به جاي آورند، پايان يافته است. پايان و حدّ روزه و حجّ انجام آن هاست ليكن ذكر است كه خداوند متعال به مقدار كم آن خشنود نمي شود و براي آن حدّ و اندازه اي مشخص نفرموده و در قرآن كريم آمده است: «يا ايها الذين آمنوا اذكروا الله ذكراً كثيراً و سبحّوه بكرة و اصيلاً»[4]. با توجه به اين آيه مي توان گفت ذكر در همه احوال توصيه شده است. از طرفي ذكر خدا باعث آرامش قلبي انسان مي گردد و اين مقدّمه رسيدن به سلامت روح و روان مي باشد و از طرفي جايگزين فكر منفي مي شود و آن را از قلمرو انديشه، كنار مي زند. پس سعي كنيد ذكرهاي هفته، ذكرهاي ايّام خاص و صلوات را هر چه قدر بتوانيد به صورت زباني و قلبي بگوئيد. و در اين كار مداومت و استقامت داشته باشيد. در اين صورت است كه نتيجة مناسبي خواهيد گرفت.[5]
4. مثبت انديشي يكي ديگر از راهكارهاي مبارزه با خيالپردازي مي باشد. مثبت انديشي اين است كه جهان بيني ما مثبت باشد. نسبت به آينده اميدوار باشيم. از گذشته عبرت بگيريم تا زندگي امروز خود را به بهترين نحو ممكن پيش ببريم. در اين صورت اگر مشكلاتي هم در زندگي ما باشد به تدريج حل مي شود. فقط بايد تلاش كرد و به آينده اميدوار بود و باور داشت كه نگاه مثبت به زندگي به طرز چشم گيري خيال پردازي را محدود مي كند. بيان حكايت كوتاهي در اينجا، خالي از لطف نيست: «شخصي در غمِ نداشتن وسيلة نقليه غوطه ور بود و اندوهگين كه چرا بايد پياده برود، ناگهان كسي را ديد كه پا ندارد. و آن گاه متوجّه نعمتي شد كه قبلاً هرگز به آن نيانديشيد، و آن وجود دو پاي سالم بود.»[6]
5. از ديگر روشهاي مقابله با خيالپردازي و كنترل ذهن اين است كه انسان به فعاليت هائي مثل كارهاي هنری، خياطي پرورش گل، گل سازي و ... مشغول شود كه به گونه اي توجّه او را به خارج معطوف مي كند و هر قدر اين توجّه به خارج بيشتر باشد زمينه نفوذ فكر منفي محدودتر مي شود. منظور از دل مشغولي، تنظيم برنامه هايي براي زندگي است كه مطابق توانايي، نياز، علاقه و موقعيت آدمي باشد و تنوع منطقي در آن مراعات شود. در اين صورت، روند زندگي به گونه اي است كه براي هر بخشي از آن و نيز براي هر ساعتي از ساعاتش مي دانيم كه چه برنامه اي داريم و دقيقاً آگاهيم كه چه بايد بكنيم. نتيجه طبيعي چنين كاري، بستن راه خيالات مي باشد.[7]
6. سعي در اينكه دوستان فعّال و مؤمن و آينده نگر پيدا كردن و دقت خود را در جمع ها به سر بردن , مي تواند شما را از اين افكار دور كند. حتي الامكان اوقات خلوت خود را حداقل برسانيد.
7. از نماز جماعت، نماز جمعه، دعاي كميل، توسل به اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ، زيارت آنها در اين راستا مي توانيد بيشترين استفاده را بنماييد.
8. براي مشكلات فعلي زندگي به جاي غرق شدن و فكر كردن , از مشاور مربوط به آن امر، و نيز مطالعه و تفكر براي حل آن كمك بگيريد.
در آخر بايد بگوييم كه همة اين راهكارها در صورتي سودمند خواهند بود كه شما واقعاً قصد تغيير داشته باشيد و واقعاً ايمان داشته باشيد كه مي توانيد بر ذهن خود مسلط شويد و زندگي را همانطور پيش ببريد كه قصد داريد. به اميد آن روز، منتظر تماس بعدي شما هستيم.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. پند جاويد، استاد مصباح يزدي، انتشارات مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خمين.
2. گوهر وقت، سيد حسن مطلّبي، سازمان تبليغات اسلامي.
3. تفكر برتر، محمد رضا شرفي، انتشارات سروش.

پي نوشت ها:
[1] . شرفي، محمد رضا، تفكر برتر، انتشارات سروش، چاپ اوّل، 1381، ص 292.
[2] . سياسي، علي اكبر، روان شناسي شخصيت، انتشارات امير كبير، ص 40.
[3] . مطلّبي، سيد حسن، گوهر وقت، سازمان تبليغات اسلامي، چاپ اوّل، 1380، ص 93.
[4] . اعراف/205.
[5] . شرفي، محمد رضا، تفكر برتر، همان، ص 293.
[6] . هاوتون، كرك و كيس، كلارك، رفتار درماني شناختي، مترجم: دكتر حبيب الله قاسم زاده، انتشارات ارجمند، چاپ اوّل، 1376، ج1، ص330.
[7] . قائمي، علي، خانواده و نابسامانيهاي رواني كودكان، انتشارات اميري، چاپ دوّم، 1372، ص 58.

مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :