امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
670
چه راه‌هايي براي باز نگاه داشتن فكر وجود دارد؟

سؤال داراي ابهام است و معلوم نيست كه مراد چيست؟ آيا مراد اين است كه چه راه‌هايي براي باز نگاه داشتن فكر از گناه وجود دارد؟‌يا اين كه چه راه‌هايي براي باز نگاه داشتن فكر در نماز وجود دارد. يعني چه كنيم فكرمان در نماز به اين سو و آن سو نرود؟ يا اين كه اصلا چه كار كنيم كه بتوانيم كنترل فكرمان را به دست گيريم و آن را از چيزي كه نمي‌خواهيم، باز نگه داريم؟
در اين‌جا با توجه به احتمالات فوق، پاسخ مي‌دهيم و چون احتمال سوم با دو احتمال اول ارتباط دارد و به نحوي شامل آن دو مي‌شود، ما نيز به احتمال سوم پاسخ مي‌دهيم و در ضمن آن به مسائل مطرح در احتمال اول و دوم اشاره مي‌كنيم.


احتمال اول و دوم و جواب آنها:
راه اول: همه مي‌دانيم كه فكر و خيال انسان حالت فرار دارد و هر لحظه به جايي مي‌رود با توجه به اين واقعيت، اين سؤال پيش مي‌آيد كه آيا مي‌توان كنترل فكر را به دست گرفت و آن را از چيزي كه نمي‌خواهيم، باز نگاه داريم و متوجه چيزي كنيم كه دوست داريم يا نه؟ پاسخ اين سؤال مثبت است همان طور كه ساير قواي انسان قابل تربيت است؛ قوه خيال و فكر نيز تربيت‌پذير است.[1] چشم را ديده‌ايد كه وقتي چيزي نزديك آن مي‌شود شروع به پلك زدن مي‌كند، امّا كساني بوده‌اند كه با تمرين كردن و تقويت اراده‌شان توانسته‌اند كاري كنند كه روي چشمشان عمل جراحي كنند بدون آن كه چشمانشان بسته شود يا كساني كه مدت‌ها مي‌توانند تحمل گرسنگي كنند كه اين كارها با تمرين به دست آمده است، در فكر و خيال نيز مي‌توان چنين كرد، به اين نحو كه اگر مثلاً نماز مي‌خوانيم و حواسمان پرت مي‌شود و فكر به جاهاي ديگر مي‌رود، مي‌توان فوراً آن را به نماز برگرداند و همين طور در دفعات ديگر، تا اين كه در نماز عادت كرد متوجه نماز و اذكار و افعال آن شد اين كار به مرور و تدريج و تمرين، شدني است.
و همين طور است در مورد گناه، كه اگر وقتي به ياد گناهي مي‌افتد يا نقشه گناهي را مي‌كشد مي‌توان ذهن را از آن منصرف كرد. بنابراين يك راه باز نگاه داشتن فكر همان تمرين كردن است.
راه دوم: ذهن و فكر انسان متوجه چيزهايي است كه يا قبلاً با يكي از حواس خود با آنها مواجه شده است و تصويرهايي توسط آن حواس به ذهن راه پيدا كرده است، ‌مثل خاطرات گذشته و يا فعلاً با يكي از حواس به آنها متوجه است، مثلاً وقتي يك فيلم را مي‌بينيم توجه ذهني و فكري ما هم به آن جلب مي‌شود. پس براي اين كه فكر ما به چيزهايي كه دوست نداريم مشغول نشود بايد حواس خود را نيز از آن چيزها دور كنيم براي كنترل فكر بايد حواس را كنترل كرد:
به صحنه‌هاي گناه و آن چيزي كه زمينه‌ ساز گناه است نگاه نكنيم، گوش نكنيم تا فكر نيز به آنها مشغول نشود و نقشه آنها را نكشد. وقتي نماز مي‌خوانيم در جايي نماز بخوانيم كه سر و صدا نباشد، منظره و عكس و امثال آن كه چشم را مشغول مي‌كند، نباشد تا حواس و فكر به آن مشغول نشود.
ز دست ديده و دل هر دو فرياد
كه هر چه ديده بيند دل كند ياد
راه سوم: ذهن و فكر انسان بيشتر متوجه چيزهايي مي‌شود كه مورد ميل و علاقه ما هستند و براي ما اهميت دارند[2] مثلا در يك جمعي افراد دارند با هم صحبت مي‌كنند ولي يك نفر از آنها از عزيز خود دور مانده است و دلش براي او تنگ شده است. اين شخص ولو به ظاهر هم با آنها هم صحبت مي شود، ولي فكرش به ياد آن عزيز سفر كرده‌اش مي‌باشد.
هرگز حديث حاضر غايب شنيده‌اي
من در ميان جمع و دلم جاي ديگرست
بنابراين براي كنترل فكر بايد ميل و علاقه را كنترل كرد، ‌پس اگر من مي‌خواهم در نماز متوجه نماز باشم بايد نسبت به نماز علاقه داشته باشم و نسبت به چيزهايي كه فكر مرا از نماز دور مي‌كند - كه همان دنيا و امور دنيوي باشد -  علاقه‌ام را كم كنم.[3] و همين طور است نسبت به گناه، ‌اگر مي‌خواهم فكر گناه نكنم بايد علاقه‌ام را به اين امر و هر چه زمينه‌ساز آن است كم كنم و در عوض علاقه‌ام را به امور معنوي زياد كنم.
علاقه و محبت به يك چيز نيز در صورتي در ما ايجاد مي‌شود كه نسبت به نفع و فوايد آن براي خودمان آگاه باشيم. بنابراين، ‌بايد به نفع و فوايد نماز و امور معنوي و خوبيها و همين طور به ضرر عدم توجه و حضور قلب در نماز و ضرر گناه و زشتي ها آگاهي پيدا كرد و نسبت به آنها تأمل و فكر كرد.
راه چهارم: از آنجا كه اين افكار هنگام بيكاري به سراغ فرد مي‌آيند، سعي كنيد با يك برنامه ريزي دقيق و حساب شده، تمام اوقات شبانه روزي خود را پر كنيد و هيچ گاه بيكار نباشيد، به مطالعه، ورزش، نظافت اتاق، كمك به مردم و... مشغول باشيد.
راه پنجم: اگر به اين افكار مزاحم اهميتي ندهيد. حتماً پس از چند روز شما را رها خواهند كرد.
راه ششم: هر گاه اين افكار سراغتان آمدند. خود را مشغول كار ديگري كنيد و با ايجاد هواس پرتي از آنها دوري كنيد.
راه هفتم: با شروع اين افكار به خودتان نهيب بزنيد كه «بس است ديگر» و بدين وسيله با يك شوك دروني، افكار را قطع كيند.
راه حل كلي و اصلي: از آنجا كه هر فكر پليد از سوي شيطان به انسان تلقين مي شود بايد هنگام اين وسوسه‌هاي شيطاني، ياد خدا كرده و از اين ابليس رانده شده به او پناه برند «همانا كساني كه تقوا پيشه كرده اند، هنگام احاطه وسوسه هاي شيطاني، به ياد خدا مي افتند و راه حق را به روشني مي بينند.»[4]

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. چهل حديث، امام خميني، انتشارات موسسه نشر آثار امام.
2. آداب الصلوه (پرواز در ملكوت) امام خميني....
3. تفسير نمونه، ناصر مكارم شيرازي، ج7، ص139، ذيل آيه 29 انفال.

پي نوشت ها:
[1] . ر. ك: موسوي خميني، سيد روح الله، آداب الصلوة، مؤسسة تنظيم آثار امام خميني، چاپ اول، 1370، ص 46.
[2] . ر.ك: مصباح يزدي، محمد تقي، خود شناسي براي خودسازي، انتشارات مؤسسه در راه حق، چاپ سوم، 1370، ص 98.
[3] . ر.ك: آداب الصلوة، پيشين، ص 48.
[4]. اعراف/201.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :