امروز:
سه شنبه 4 مهر 1396
بازدید :
672
در روان شناسي جديد مي گويند اگر فرد خشم خود را در خود بريزد باعث افسردگي مي گردد. آيا كظم غيظ (فرو بردن خشم) كه در اخلاق توصيه می شود، باعث افسردگي نيست؟

قبل از پرداختن به پاسخ سؤال لازم است به عنوان مقدمه نكته‌اي را ياد آور شوم و آن اين كه هميشه گفته روان شناسان مورد تأييد دين نيست. چه بسا مواردي كه روان شناسان مطلبي را گفته‌اند اما از نظر دين كاملاً نادرست است. البته برخي موارد نيز وجود دارد كه گفته روان شناسان با آموزه‌هاي ديني مطابقت دارد. بنابراين نبايد انتظار داشته باشيم كه هر آن چه در روان شناسي گفته بايد مورد تأييد و پذيرش اسلام باشد.
با حفظ اين مقدمه، حال بايد ديد كه گفته روان شناسان با نظر اسلام در اين زمينه چه نسبتي با هم دارند.
مطلبي كه از روان شناسان نقل كرده‌ايد، كاملاً درست است؛ يعني برخي روان شناسان معتقدند كه اگر خشم ابراز نشود، چنان قدرتمند مي شود كه مي تواند باعث بيماري، تشويش، افسردگي و ديگر اختلالات رواني شود؛ نتيجه اي كه از اين مطلب گرفته مي‌شود اين است كه پس بايد خشم ابراز شود.[1]
پاسخ اين است كه برخي روان شناسان خشم را به دو نوع سالم و ناسالم تقسيم مي‌كنند. خشم سالم، بايد در زندگي وجود داشته باشد و اين يك امر كاملاً طبيعي و بهنجار است. مثلاً وقتي يك صحنة ظلم و بي عدالتي را مشاهده مي كنيد، قطعاً خشمگين مي شويد. اين خشم طبيعي است. بايد در قالب مناسب ابراز شود. از نظر دين هم اين نوع خشم، نوعي عدالتخواهي و ظلم ستيزي محسوب مي شود.
اما در برخي موارد، خشم ناسالم است. خشم ناسالم اغلب از يك باور غلط ناشي مي شود. مثلاً اگر كسي اعتقاد داشته باشد كه «دوستم نبايد به هيچ وجه بدقولي كند» با صِرف مشاهده يك مورد تأخير يا بدقولي، خشمگين مي شود. اين نوع خشم، خشم ناسالم است؛ زيرا برخاسته از يك باور غير منطقي است. ممكن است براي دوست شما مشكلي پيش آمده، يا به علت ترافيك و شلوغي راه، ديرتر رسيده است. اين گونه خشم ها نبايد ابراز شود، بلكه بايد فرد سعي كند باورهاي غلط و غير منطقي خود را اصلاح نمايد. يعني از اين پس انتظار او اين باشد كه «دوستم نبايد بدون عذر و مشكل خاص، بدقولي كند.» اگر فردي اين الگوي فكري را داشته باشد. به محض مشاهده يك مورد تأخير يا بدقولي دوستش، ناراحت و خشمگين نمي شود. در اين نظريه، به جاي ابراز خشم، تأكيد بر «مهار خشم» و پيشگيري از آن است. بهتر است شما با اين نظريه كه تقريباً يك نظريه جديد است نيز آشنايي داشته باشيد.[2]
حال كه با دو نظريه روان شناسي دربارة خشم تا حدودي آشنا شديد، مفهوم «كظم غيظ» را از نظر اسلام توضيح مي دهيم.
در كتاب هاي اخلاق، «كظم غيظ» و «حِلم» در كنار هم به كار مي روند. حلم در لغت عرب به معني تأمل، تأني و درنگ و عدم شتاب در امور است. حليم كسي است كه اگر چه حق با او است ولي در مجازات جاهلان شتاب نمي‌كند و در مقابل هيجان، خشم و غضب ناشي از رفتار جاهلانة شخص مقابل خويشتنداري مي‌كند. بنابراين حلم اصولاً مانع از پيدايش خشم و غضب مي‌شود. اما كظم غيظ به معناي اين است كه پس از پيدايش خشم و غضب آن را تضعيف كرده و فرو مي‌نشاند.[3]
قرآن كريم، كظم‌غيظ را از صفات پارسايان و نوعي نيكي و احسان مي‌داند.[4]
پيامبر اكرم (ص) در فضيلت فرو خوردن خشم و كظم غيظ فرموده‌اند: «از محبوب ترين راه هاي وصول انسان به خداوند، نوشيدن دو جرعه است: جرعة خشمي كه با خويشتنداري فرو خورده و برطرف گردد و جرعة مصيبتي كه با صبر و بردباري زائل شود.»[5]
كظيم غيظ نشانة اراده و اعتماد به نفس است. فرد كاملاً به صورت ارادي و اختياري خشم و غضب خود را فرو مي نشاند. به عنوان مثال اگر كسي او را ناراحت كرده و ناسزا گفته است، فرد براي رضاي خدا او را مي بخشد و سكوت مي‌كند. در واقع با كظم غيظ، خشم و غضب از بين مي‌رود و «محو» مي گردد. نه اينكه خشم و غضب در درون خود فرد انباشته شود و بعد از مدتي باعث افسردگي شود. توجه داشته باشيد اين كه در فارسي گفته مي شود «فرو بردن خشم» به معناي «درون ريزي خشم» يعني نقطه مقابل «برون ريزي خشم» كه يك مفهوم روان شناختي است، نمي باشد. كظم غيظ به معناي درون ريزي خشم نيست، تا گفته شود كه جمع شدن و انباشته شدن خشم ها، باعث افسردگي مي شود؛ بلكه كظم غيظ به معناي پاك كردن صورت مسأله و از بين بردن خشم است. وقتي كظم غيظ حاصل شد، به معناي اين است كه اصلاً خشمي وجود ندارد. به تعبير ديگر، اين كه من از دست كسي ناراحت بودم، او را بخشيدم و خشم خودم را از بين بردم نه اين كه خشم خودم را و كينه‌ام را در دل‌ نگه دارم تا در آينده مشكل ساز شود. كظم غيظ در واقع به معناي مهار كردن خشم است، و مهار كردن خشم، از نظر روان شناسي جديد نيز اشكالي ندارد و باعث افسردگي نمي شود.[6]

چند راهكار اخلاقی براي مهار خشم
1) تغيير وضعيت: كمي قدم زدن و خارج شدن از محل و دور شدن از فردي كه موجب خشم شده است.
2) وضو گرفتن.
3) توجه به پيامدهاي منفي خشم – جنگ، درگيري و تصميم گيري غير عاقلانه و مورد نفرت ديگران شدن.
4) توجه به پيامدهاي مثبت كظم غيظ و حلم: ايجاد محبت، تصميم گيري دقيق و عاقلانه، محبوب ديگران شدن.
5) همنشيني با افراد صبور.
6) ورزش براي تعديل هيجان‌ها و استفاده از اكسيژن تازه.
 
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1- ديويد برنز، روان شناسي افسردگي، ترجمة قراچه داغي، نشر اوحدي، 1374
2- گيل ليندن فيلد، چگونه احساسات خود را مهار كنيم، ترجمة ميرزايي، جوانه رشد، 1383.

پي نوشت ها:
[1] . تاوريس، كارون، روان شناسي خشم، ترجمة تقي پور، تهران، نشر دايره، 1379، ص 51-50
[2] . براي مطالعه در اين زمينه مراجعه شود به: ويندي درايدن، چگونه خشم خود را مهار كنيم؟، ترجمة مرادي، انتشارات همشهري، 1380، فصل اول و دوم
[3] . نراقي، محمد مهدي، جامع السعادات، قم، اسماعيليان، بي تا، ج 1، ص 296-295
[4] . آل عمران/133 و 134.
[5] . كليني، محمد ابن يعقوب، كافي، بيروت، دار الاضواء، 1414ق، ج 2، باب كظم غيظ، حديث 9.
[6] . براي مطالعه بيشتر در اين زمينه، رشيد پور، مجيد، مباني اخلاق اسلامي، انتشارات هجرت، چاپ اول، 1374، ص 305 به بعد.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :