امروز:
يکشنبه 2 مهر 1396
بازدید :
689
مدتي است كه بخاطر گناهان گذشته, دچار نگراني شده ام كه نكند مورد مغفرت و آمرزش خداوند قرار نگيرم با اين طرز فكر چگونه مي توانم خود را به خدا نزديك گردانم؟

ابتدا توجه شما را به سخني از امام صادق ـ عليه السّلام ـ جلب مي كنيم؛ ايشان فرمودند: پدرم امام باقر ـ عليه السّلام ـ مي فرمايد:«انّه ليس من عبدٍ مومن الا و في قلبه نوران نور خيفه و نور رجاء. يعني در دل هر بنده مومني دو نور است نور ترس و نور اميد.»[1]
احساسي كه در شما وجود دارد، آميزه اي است از بينش و نگرش منفي نسبت به خود، همراه با گرايش ها و آرمان هاي عالي و مثبت. نگرش هاي منفي، احتمالاً معلول شرايط خارجي و محيطي است كه در آن رشد كرده ايد. اين شرايط موجب نوعي احساس اضطراب و شايد حقارت، و خود كم بيني شده است. و در مقابل، فطرت توحيدي و الهي، شما را به جهاني وراي اين عالم فرا مي خواند و پيوسته از درونتان بانگ مي زند:
تو را از كنگره عرش مي زنند صفير
ندانمت كه در اين دامگه چه افتادست
برخورد دو عامل بيروني و دروني فوق، نوعي نزاع و كشمكش در نفس شما ايجاد كرده كه مسايلي چون اضطراب را پديد آورده است. اين احساس كه بندة خوبي در پيشگاه خدا نيستم، خود يكي از بهترين حالات است كه بايد براي وجود اين احساس، به خود تبريك بگوييد زيرا هر اندازه بنده , خود را در پيشگاه خدا كوچك تر و حقيرتر ببيند، نزد خدا مقام و درجه اي والاتر خواهد داشت و هر قدر خود را بزرگ و نيكو به حساب آورد، نزد او ذليل تر و خوارتر خواهد بود. در عين حال بايد توجه داشته باشيد كه اين احساس لطيف و عالي، موجب يأس و نوميدي نشود زيرا يأس، دامي شيطاني جهت راهزني رهروان كوي حق تعالي است بلكه اين احساس، بايد موجب التجاي بيشتر شما در درگاه الهي و استمداد از او و عزم و جديت جهت هر چه بهتر شدن بگردد.با توجه به نکاتی که در پی خواهد آمد, بكوشيد به اين گونه احساسات، نقش و كار كردي مثبت بدهيد و در راه تعالي و كمال از آنها استفاده كنيد.
توجه به اصل اعتدال: مؤمن همواره بايد در حالت خوف (ترس) و رجا (اميد) باشد. اين دو عامل بايد در وجود او به طور «مساوي» وجود داشته باشد. پس هميشه بايد خوف فرو غلطيدن در دام هوس هاي شيطاني را داشت ولي اين خوف نبايد افراط آميز باشد بلكه تا حدي بايد خائف بود كه بازدارنده گناه و شتاب دهنده براي اعمال صالح باشد و در كنار آن نيز بايد همواره به فضل و امدادهاي خداي مهربان و بنده نواز اميدوار بود و به رحمت و عنايات بي پايانش پناه برد.
اين حالت كه انسان همواره خود را در مقابل خداوند گناهكار و شرمنده بداند از حالات خوب مردان الهي و اولياست. توجه به عزت پروردگار و ذلت عبد توصيه مكرر اولياست. گريه ها و ناله هاي معصومين(ع) همه ناشي از اين شدت توجه به حق عظيم الهي بر ما و قصور و حقارت ما در مقابل اين عظمت است. ولي اين حالت تا آن اندازه مطلوب است كه به ياس و نا اميدي از رحمت خداوند نينجامد. رويه و مشي اوليا اين بوده كه هيچ گاه يأس از رحمت خدا را به خود راه نمي دادند. ياس از رحمت خدا«گناه كبيره» است كسي كه توبه كند و رو به سوي رحمت او آورد اگر چه «وحشي» قاتل حمزه سيدالشهدا باشد بخشيده مي شود. در حديثي قدسي خداوند مي فرمايد:«من نزد گمان هاي بندگانم هستم به من گمان خير داشته باشيد.»[2]
اميد بخش ترين امر در مورد شما اين است كه اكنون بيدار شده و به اشتباهات گذشته خود پي برده ايد. گاهي فردي سال ها گناه مي كند و در غفلت به سر مي برد تا لحظه مرگ هم در گناه غوطه ور است. اولين مرحله كمال معنوي و سير و سلوك بيداري از غفلت است. اكنون كه از اعمال گذشته پشيمان شده و حقيقتاً توبه كرده ايد به فكر آينده خود باشيد و در درجه اول سعي و كوشش خود را مصروف به اصلاح امور اخروي خود كنيد. حضرت علي ـ عليه السّلام ـ در نهج البلاغه مي فرمايد:«من اصلح آخرته اصلح الله له امر دنياه» كسي كه اقدام به اصلاح امور اخروي خود كند خدا هم مشكلات دنيوي او را حل خواهد كرد.[3] اگر در مشكلات، تقوا پيشه كنيد خدا راه نجات را براي شما باز خواهد كرد و از راهي كه گمان نداريد براي شما روزي مي رساند.«مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لايَحْتَسِبُ»[4]
باز آي هر آن كه هستي باز آي
گر كافر و گبر و بت پرستي باز آي
اين درگه ما در گه نوميدي نيست
صد بار اگر توبه شكستي باز آي
در مورد گذشته ها نگراني نداشته باشيد. خداوند فرموده است كه: همه گناهان را مي آمرزد:«إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً»[5]
در روايات آمده است كه: خداوند بعد از توبه بنده گناهكار گناه او را مي پوشاند حتي دو فرشته اي كه اعمال او را مي نوشتند و زميني كه روي آن گناه كرده همه اينها گناه او را فراموش مي كنند. خداوند ستارالعيوب(پوشانندة عيب ها) است و گناهان بزرگ تر از گناه شما را هم بخشيده است.[6]
حال توجه شما را به نكات زير جلب مي كنيم:
1. نسبت به حقوق اشخاص و افرادي كه توسط شما ضايع شده است اگر آنها را مي شناسيد سعي كنيد رضايتشان را جلب كنيد و اگر فراموش كرده ايد و يا دسترسي به آنها نداريد با پرداختن مقداري حق مظالم، دِيْن خود را نسبت به آنها ادا كنيد.
2. هرگز از رحمت واسعه الهي مأيوس نباشيد كه اين خود بزرگترين گناه است. قرآن مي فرمايد:«لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكافِرُونَ» از رحمت الهي مأيوس نشويد چرا كه اين افراد و قوم كافرند كه از رحمت خداوند مأيوس و نا اميد مي شوند،[7] بنابراين اگر چه در گذشته مرتكب گناهاني شده ايد ولي اكنون كه توبه كرده ايد و پشيمان شده ايد، خداوند شما را پذيرفته است و مطمئن باشيد كه رحمت، فضل و بخشش خداوند بزرگتر و بيشتر از گناه و خلاف هاي گذشته شماست و مسلماً فرصت كافي براي جبران گذشته داريد و قدم اصلي و گام مهم را در اين جهت برداشته ايد و بقيه راه را مي توانيد به تدريج بپيماييد و هيچ دير نشده است.
3. شكست هاي گذشته را فراموش كنيد. اگر تصور نامطلوبي از گذشته خود داريد و يا در انجام كاري شكست خورده ايد آن را به دست فراموشي بسپاريد زيرا يادآوري شكست اجازه نمي دهد به حقيقت كنوني خود واقف شويد.
4. با توجه كردن و برشمردن جنبه هاي مثبت خود با افكار منفي كه به ذهنتان خطور مي كند مقابله كنيد.
5. براي از بين بردن يك صفت منفي و عادت بد و ايجاد يك صفت نيكو و عادت خوب به خود تلقين كنيد كه من قادر به انجام آن كار خوب يا مبارزه با آن عادت بد هستم و در اين راه هرگز مأيوس و نا اميد نشويد.
6. توكل به خدا در تمام مراحل زندگي و همچنين توسل به پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ و فاطمه ـ سلام الله عليها ـ و ائمه اطهار ـ عليهم السّلام ـ در تمام مراحل زندگي فراموش نشود. خداوند از مادر به ما مهربان تر است و ائمه ـ عليهم السّلام ـ نيز به شيعه عشق مي ورزند و شفاعت ائمه ـ عليهم السّلام ـ شامل حال شيعيان به طور خاص است.
7. هرگز خود را اصلاح ناپذير نپنداريد. همين كه خواستار اصلاح و تعالي نفس هستيد، مي رساند كه خداوند منان بزرگترين موهبت را به شما ارزاني داشته و در شما ميل به سوي اصلاح و نيكي را در مراتب بالاي آن قرار داده است. بنابراين شما گام اول را برداشته ايد و بايد گام دوم را برداريد يعني، انگيزه اي را كه در شماست، با عزمي راسخ و برنامه اي منظم و متعادل به فعليت برسانيد. با افرادي كه شما را به رحمت خداوند اميدوار مي كنند بيشتر نشست و برخاست كنيد و از افرادي كه دائماً از عذاب خدا سخن مي گويند دوري كنيد(حفظ اعتدال).
8. براي خودسازي، رشد و تعالي معنوي بايد با توجه به شناخت درست قابليت ها و توانايي ها و استعدادهاي خويش برنامه ريزي دقيق نموده و عمل كرد. اينكه هرگاه انسان به خود نظر مي افكند معمولاً صحيفه اعمال خود را آلوده به رذايل اخلاقي مي بيند در اين حال اگر راهي و روزنه اي براي پالايش وجدان از بدي ها نباشد انسان در سراشيبي سيه روزي و شقاوت كامل قرار مي گيرد و به سمت نوميدي و غرق شدن در مرداب رذايل فرو مي رود افزون بر اين از جنبه روحي و رواني گناه و خطا در انسان حالتي پديد مي آورد كه اگر زايل نشود آمادگي بيشتري براي ارتكاب خلاف در فرصتهاي آينده خواهد داشت. از اين رو اگر اين احساس گناه بر روح انسان غالب شود و تداوم يابد زمينه ساز يأس و قساوت خواهد شد كه انسان را از هر گونه باز سازي معنوي خويش و حركت به سوي كسب فضايل اخلاقي باز مي دارد به همين دليل دين اسلام مسأله توبه را مطرح مي سازد توبه به معناي بازگشت دوباره براي نوسازي خويشتن است و اين توجه در حقيقت , همان لطف و رحمت الهي است.
حرف آخر: گناهان انسان هر اندازه كه بزرگ باشد باز بيش از گنجايش رحمت الهي نيست. خداوند مهربان بال هاي رحمتش را به سوي بندگان گنهكار گشوده و با آغوش باز از آن استقبال مي كند و وعده داده است كه اگر برگردند و توبه نمايند همه گناهان را مي بخشد. بنابراين احساس گناه و شرمندگي در پيشگاه خداوند بسيار ارزنده و موجب تقرب و عزت نزد پروردگار است در عين حال همين جا نيز شيطان براي انحراف انسان دام انداخته و مي كوشد از طريق القاي يأس و بي تفاوتي آدمي را از پيمودن راه كمال و سعادت باز دارد. بنابراين به لطف خدا دلگرم باشيد به سوي خدا توبه و بازگشت كنيد. حتي اگر صدها بار توبه شكسته باشيد. خداوند بنده نواز تو به كنندگان واقعي به ويژه جوانان توبه كننده را بسيار دوست دارد و به آنان نه تنها وعده آمرزش كه مژده بهشت داده است.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. قلب سليم، آيت الله دستغيب.
2. اربعين، امام خميني.
3. اخلاق در قرآن، ج 1، آيت الله مصباح يزدي.
4. اخلاق اسلامي، محمد علي سادات، انتشارات سمت.

پي نوشت ها:
[1] . اصول كافي، ج 2، ص 67، كتاب ايمان و كفر(خوف و رجا)، حديث 1.
[2] . موسوي خميني، سيد روح الله، اسرار الصلاة، ج 1، ص 253.
[3] . نهج البلاغه، كلمات قصار 89.
[4] . طلاق/2 و 3.
[5] . زمر/53.
[6] . نهج الفصاحه، ص 160، باب توبه.
[7] . يوسف/87.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :