امروز:
يکشنبه 3 بهمن 1395
بازدید :
381
ديدگاه قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران، در مورد نحوه رفتار با اقليت های غير مسلمان چيست؟

برای اوّلين بار در طول تاريخ اسلام سندی جامع، كه بيان گر طرح نظام سياسی اسلام باشد، به منظور اداره يك اجتماع بزرگ اسلامی، پس از پيروزی انقلاب اسلامی ايران تدوين گشت. قانون اساسی به جهت فراهم آوردن زمينه های عملی مناسب جهت حاكميت اسلام در كليه ی شئون مملكت، اعمّ از داخلی و خارجی می باشد.
تدوين قانون اساسی به وسيله جمعي از فقهاء، متخصصان و صاحب نظران، بر اساس معيارهای اسلامی صورت گرفته است و بسياری از اصول تنظيم شده، دارای پشتوانه آيات و روايات معصومين-عليهم السلام- می باشند. آنچه در اين جا مورد توجه است، بررسی اصولی از قانون اساسی است كه در بُعد داخلی، روابط دوستانه و مسالمت آميز با پيروان اديان آسمانی را بيان می دارد.
همزيستی مسالمت آميز با اقليت های دينی در ايران:
از نظر قانون اساسی، «اقليت دينی» به كسانی اطلاق می شود كه پيرو يكی از اديان يهودی، مسيحی و يا زرتشتی بوده و دارای تابعيت جمهوری اسلامی ايران باشند. اين عده را «اهل كتاب» نيز می خوانند. قانون اساسی، برای اقليت های دينی ارزش و احترام خاصی قائل است و ضامن آزادی و حقوق ملی آنان می باشد و اين يكی از مزايای بزرگ اسلام است كه عدالت اجتماعی را برای همه ساكنان سرزمين خود، با وجود اختلاف مذهب، نژاد، قوم، زبان و رنگ تأمين می كند.
در اصل سيزدهم قانون اساسی آمده است: «ايرانيان زرتشتی، كليمی و مسيحی تنها اقليت های دينی شناخته می شوند كه در حدود قانون در انجام مراسم دينی خود آزادند و در احوال شخصيه و تعليمات دينی بر طبق آيين خود عمل می كنند.»دراین رابطه بیان نکاتی مفیدمی باشد.
الف) وضعيت دين هاي ساختگي در ايران:
با توجه به اصل فوق، تنها پيروان سه دين يهودی، مسيحی و زرتشتی به رسميت شناخته شده اند. بنا بر اين، مشركين و پيروان دين های ساختگی مثل بهائيت، به رسميت شناخته نمی شوند و از حقوق اقليت هاي مذكور در اصل سيزدهم بهره مند نخواهند شد.([1]) اسلام علاوه بر امور مادی، به امور معنوی جامعه نيز توجه دارد. فردی كه به هيچ دينی پای بند نيست، «خارجی» ناميده می شود و يك مسلمان مجاز نيست با كافران مراوداتی داشته باشد و جامعه اسلامی هم نسبت به فرد «خارجی» واكنش هايی ظاهر می سازد كه در مجموع نشانه خطرناك بودن «خارجی» برای اسلام است و به او بايد به چشم دشمن نگريست.
سخت گيری اسلام نسبت به اين افراد، بدان معنا نيست كه اسلام برای «انسان ها»، احترامی قائل نيست. از ديد اسلام، همه ی انسان ها برابرند، ولی گروه های «خارجی»، برای پيشبرد و گسترش اهداف اسلام خطرناكند چه اين كه ممكن است در ميان جامعه، تبليغاتی عليه اسلام و قرآن انجام دهند،[2] پيامبر اكرم-صلی الله عليه وآله- در سيره عملی اش، با پيروان اديان آسمانی مثل مسيحيت و يهوديت رفتار مسالميت آميز داشت، امّا با بت پرستی مبارزه سرسختانه داشت، چون كه بت پرستی، دين محسوب نمی شود بلكه يك انحراف و گمراهی آشكار است كه وظيفه الهی پيامبر-صلی الله عليه وآله- ايجاب می كرد كه در مقابل آنان آرام ننشيند.
ب) وضعيت صابئين:
از اين گروه در قرآن كريم ياد شده است: (اِنّ الّذينَ آمَنوا وَ الّذينَ هادوا وَ النَّصاری وَ الصابِئينَ مَن آمَنَ بِاللّهِ و اليَْومِ الآخِرِ و عَمِلَ صالِحاً فَلَهُم اَجرُهُم عِندَ رَبِّهم وَ لا خَوف عَلَيْهِمْ وَ لا هُم يَحزَنُون.)[3]
سؤالی كه مطرح است اين است چرا قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران، از «صابئين» ذكری به ميان نياورده و آنان را به رسميت نشناخته است؟ در جواب بايد گفت: اولاً، اين طايفه در اثر كمی جمعيّت و اصرار آنان به نهان داشتن آيين خود و منع از دعوت و تبليغ و اعتقاد بر اين كه: آيين آنان، يك «آيين اختصاصی» است، نه عمومی، و پيغمبرشان فقط برای نجات آنان مبعوث شده است و بس، وضع آنان به صورت اسرارآميز درآمده و جمعيت آنان رو به انقراض می رود.[4] ثانياً، برخی اين طايفه را، شاخه ای از دو مذهب مسيحيت يا يهوديت می دانند.[5]
ج) احوالات شخصيه اقليت هاي ديني در ايران:
پيروان اهل كتاب در ايران، در احوال شخصيه نظير ازدواج، طلاق، ارث و وصيت طبق اصل سيزدهم قانون اساسی، تابع قوانين و مقررات خودشان می باشند و ملزم به رعايت قوانين مدنی ايران، كه مبتنی بر فقه و شريعت اسلامی است، نمی باشند. نيز، تدريس تعليمات دينی و آموزش زبان عربی و قرآن در مدارس اقليت های مذهبی الزامی نيست.
د) فعاليت های سياسی، اجتماعی و فرهنگی اقليت های دينی در ايران:
در اصل بيست و ششم قانون اساسی آمده است: «احزاب، جمعيت ها، انجمن های سياسی و صنفی و انجمن های اسلامی يا اقليت های دينی شناخته شده آزادند، مشروط به اين كه اصول استقلال، آزادی، وحدت ملی، موازين اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نكنند. هيچ كس را نمی توان از شركت در آنها منع كرد يا به شركت در يكی از آنها مجبور ساخت.»
اقليت های دينی علاوه بر برخورداری از آزادی هايی كه در اصل سيزدهم ذكر شد، طبق اصل بيست و ششم می توانند فعاليت های سياسی و اجتماعی هم داشته باشند، مشروط بر اين كه اصول مندرج در اين ماده نقض نشود. به علاوه، تشكيل اجتماعات و راه پيمايی بدون حمل سلاح، به شرط آن كه مخل به مبانی اسلام نباشد، برای همگان و از جمله اقليت های دينی آزاد است. در اصل بيست و هفتم قانون اساسی می خوانيم: «تشكيل اجتماعات و راه پيمايی ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن كه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.»
نيز، اهل كتاب می توانند از زبان های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه های گروهی و تدريس ادبيات مخصوص خود در كنار زبان فارسی، استفاده نمايند. در اصل پانزدهم قانون اساسی آمده است: «زبان و خط رسمی و مشترك مردم ايران فارسی است. اسناد و مكاتبات و متون رسمی و كتب درسی بايد با اين زبان و خط باشد، ولی استفاده از زبان های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه های گروهی و تدريس ادبيات آن ها در مدارس، در كنار زبان فارسی آزاد است.»
از آنجايی كه در ايران اقوام و قبايل پراكنده و متنوعی زندگی می كنند، قانون گذار ضمن آگاهی از اين مطلب، در ذيل اصل پانزدهم قانون اساسی، به تمام گروه ها و قبائل اجازه داده است كه از زبان محلی و قومی خود استفاده كنند، كه به مفاد آن، اين حق فرهنگی، شامل پيروان اقليت های دينی هم می شود.
افزون بر اين كه، اقليت های دينی حق دارند كه در مجلس شورای اسلامی، نماينده داشته باشند. در مجموع پنج نماينده برای كل اقليت های غير مسلمان در نظر گرفته شده است. در اصل شصت و چهارم آمده است: «... زرتشتيان و كليميان هر كدام يك نماينده و مسيحيان آشوری و كلدانی مجموعاً يك نماينده و مسيحيان ارمنی جنوب و شمال هر كدام يك نماينده انتخاب می كنند...».

پي نوشت ها:
[1]. ر.ك: شعبانی، قاسم، حقوق اساسی و ساختار حكومت جمهوری اسلامی ايران، تهران، اطلاعات، 1378، صص 88 و 118.
[2]. ر.ك: مارسل بوازار، اسلام و حقوق بشر، ترجمه محسن مؤيدی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1358، صص 103 ـ 106.
[3]. بقره/62: در حقيقت، كسانی كه (به اسلام) ايمان آورده، و كسانی كه يهودی شده اند، و ترسايان و صابئان، هر كس به خدا و روز بازپسين ايمان داشت و كار شايسته كرد، پس اجرشان را پيش پروردگارشان خواهند داشت، و نه بيمی بر آنان است و نه اندوهناك خواهند شد.
[4]. ر.ك: مكارم شيرازی، ناصر و ديگران: تفسير نمونه، ج 1، ص 289.
[5]. ر.ك: شعبانی، قاسم، پيشين، ص 88.

مطالب مرتبط :
نام ونام خانوادگی:
جنسیت :
سن :
تحصیلات :
مذهب :
کشور :
استان :
شهر :
پست الکترونیک :
متن سوال :