امروز:
شنبه 1 مهر 1396
بازدید :
1140
تفسير نمونه : سوره تين آيات 8 – 1


تفسير نمونه ج : 27ص :134


تفسير نمونه ج : 27ص :135


( 95 )سوره تين اين سوره در مكه نازل شده و داراى 8 آيه است



تفسير نمونه ج : 27ص :136


محتوى و فضيلت سوره تين


اين سوره در حقيقت بر محور آفرينش زيباى انسان ، و مراحل تكامل ، و انحطاط او دور مى‏زند ، و اين مطلب با سوگندهاى پر معنائى در آغاز سوره شروع شده است ، و بعد از شمردن عوامل پيروزى و نجات انسان ، سرانجام با تاكيد بر مساله معاد و حاكميت مطلقه خداوند پايان مى‏گيرد.


در حديثى از پيغمبر اكرم (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) آمده است : من قرأها اعطاه الله خصلتين : العافية و اليقين ما دام فى دار الدنيا ، فاذا مات اعطاه الله من الاجر بعدد من قرأ هذه السورة صيام يوم ! : هر كس اين سوره را بخواند خداوند دو نعمت را مادامى كه در دنيا است به او مى‏بخشد : سلامت و يقين ، و هنگامى كه از دنيا برود به تعداد تمام كسانى كه اين سوره را خوانده‏اند ثواب يك روز روزه به عنوان پاداش به او مى‏بخشد .


اين سوره در مكه نازل و آيه و هذا البلد الامين كه در آن سوگند به شهر مكه با اسم اشاره نزديك ياد شده دليل بر آن است.



تفسير نمونه ج : 27ص :137


سورة التين‏


بِّسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وَ التِّينِ وَ الزَّيْتُونِ‏(1) وَ طورِ سِينِينَ‏(2) وَ هَذَا الْبَلَدِ الأَمِينِ‏(3) لَقَدْ خَلَقْنَا الانسنَ فى أَحْسنِ تَقْوِيمٍ‏(4) ثُمَّ رَدَدْنَهُ أَسفَلَ سفِلِينَ‏(5) إِلا الَّذِينَ ءَامَنُوا وَ عَمِلُوا الصلِحَتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيرُ ممْنُونٍ‏(6) فَمَا يُكَذِّبُك بَعْدُ بِالدِّينِ‏(7) أَ لَيْس اللَّهُ بِأَحْكمِ الحَْكِمِينَ‏(8)



تفسير نمونه ج : 27ص :138


ترجمه:


بنام خداوند بخشنده مهربان


1 -قسم به انجير و زيتون ( يا قسم به سرزمين شام و بيت المقدس).


2 -و سوگند به طور سينين.


3 -و قسم به اين شهر أمن ( مكه).


4 -كه ما انسان را در بهترين صورت و نظام آفريده‏ايم.


5 -سپس او را به پائين‏ترين مرحله باز گردانديم.


6 -مگر كسانى كه ايمان آورده‏اند و اعمال صالح انجام داده‏اند كه براى آنها پاداشى است قطع ناشدنى!


7 -پس چه چيز سبب مى‏شود كه تو بعد از اين همه ، روز جزا را تكذيب كنى ؟!


8 -آيا خداوند بهترين حكم كنندگان نيست ؟



تفسير : ما انسان را در بهترين صورت آفريديم


در آغاز اين سوره نيز به چهار سوگند پر معنى برخورد مى‏كنيم كه مقدمه براى بيان معنى پر اهميتى است .


مى‏فرمايد : قسم به تين ، و زيتون ( و التين و الزيتون).


و سوگند به طور سينين ( و طور سينين).



تفسير نمونه ج : 27ص :139


و سوگند به اين شهر امن و امان ( و هذا البلد الامين).


تين در لغت به معنى انجير و زيتون همان زيتون معروف است ماده روغنى مفيدى از آن مى‏گيرند.


در اينكه آيا منظور سوگند به همين دو ميوه معروف است يا چيز ديگر ؟ مفسران سخنان گوناگونى دارند.


در حالى كه بعضى آن را اشاره به همان دو ميوه معروف مى‏دانند كه خواص غذائى و درمانى فوق العاده زيادى دارد ، بعضى ديگر معتقدند كه منظور از آن ، دو كوهى است كه شهر دمشق و بيت المقدس بر آنها قرار گرفته ، چرا كه اين دو محل سرزمين قيام بسيارى از انبياء و پيامبران بزرگ خدا است ، و اين دو قسم با سوگندهاى سوم و چهارم كه از سرزمينهاى مقدسى ياد مى‏كند هماهنگ است .


بعضى نيز گفته‏اند نامگذارى اين دو كوه بنام تين و زيتون به خاطر اين است كه بر يكى از آنها درختان انجير مى‏رويد ، و بر ديگرى درختان زيتون.


بعضى نيز تين را اشاره به دوران آدم دانسته‏اند ، چرا كه لباسى كه آدم و حوا در بهشت پوشيدند از برگ درختان انجير بود ، و زيتون را اشاره به دوران نوح مى‏دانند ، زيرا در آخرين مراحل طوفان نوح كبوترى را رها كرد تا در باره پيدا شدن خشكى از زير آب جستجو كند او با شاخه زيتونى بازگشت ، و نوح فهميد كه طوفان پايان گرفته و خشكى از زير آب ظاهر شده است ( لذا شاخه زيتون رمز صلح و امنيت است ) .


بعضى نيز تين را اشاره به مسجد نوح كه بر كوه جودى بنا شد مى‏دانند


تفسير نمونه ج : 27ص :140


و زيتون را اشاره به بيت المقدس.


ولى ظاهر آيه در بدو نظر همان دو ميوه معروف است ، اما با توجه به سوگندهاى بعد مناسب دو كوه يا دو مركز مقدس و مورد احترام مى‏باشد .


لذا در حديثى از پيغمبر اكرم (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) مى‏خوانيم كه خداوند از ميان شهرها چهار شهر را برگزيد ، و در باره آنها فرمود : و التين و الزيتون و طور سينين و هذا البلد الامين : تين مدينه است و زيتون بيت المقدس و طور سينين كوفه و هذا البلد الامين مكه است.


منظور از طور سينين ظاهرا همان طور سيناء است كه مفسران آن را اشاره به كوه طور معروف كه در صحراى سيناء است دانسته‏اند ، و در آنجا درختان پر بار زيتون وجود دارد.


سينا را به معنى كوه پر بركت ، يا پر درخت ، يا زيبا ، مى‏دانند ، و همان كوهى است كه موسى به هنگام مناجات به آنجا مى‏رفت .


بعضى نيز آن را كوهى در نزديك كوفه و سرزمين نجف دانسته‏اند.


بعضى تصريح كرده‏اند كه سينين و سيناء يكى است و معناى آن پر بركت است.


و اما هذا البلد الامين مسلما اشاره به سرزمين مكه است سرزمينى كه حتى در عصر جاهليت به عنوان منطقه أمن و حرم خدا شمرده مى‏شد ، و كسى در آنجا حق تعرض به ديگرى نداشت ، حتى مجرمان و قاتلان وقتى به آن


تفسير نمونه ج : 27ص :141


سرزمين مى‏رسيدند در امنيت بودند.


اين سرزمين در اسلام اهميت فوق العاده‏اى دارد ، حيوانات و درختان و پرندگان او ، تا چه رسد به انسانها ، از امنيت خاصى بايد در آنجا برخوردار باشند .


اين نكته نيز قابل دقت است كه واژه تين در قرآن مجيد تنها در اينجا ذكر شده ، در حالى كه كلمه زيتون شش بار صريحا در قرآن مجيد آمده ، و يك بار هم به صورت اشاره ، در آنجا كه مى‏فرمايد و شجرة تخرج من طور سيناء تنبت بالدهن و صبغ للاكلين و درختى كه از طور سينا مى‏رويد و از آن روغن و نانخورش براى خورندگان فراهم مى‏گردد ( مؤمنون - 20).


و هر گاه اين دو قسم ( تين و زيتون ) را بر معنى ابتدائى آنها حمل كنيم يعنى انجير و زيتون معروف ، باز سوگند پر معنائى است زيرا : انجير داراى ارزش غذائى فراوانى است و لقمه‏اى است مغذى و مقوى براى هر سن و سال و خالى از پوست و هسته و زوائد .


غذا شناسان مى‏گويند : از انجير مى‏توان بعنوان قند طبيعى جهت كودكان استفاده نمود ، ورزشكاران و آنها كه گرفتار ضعف و پيرى‏اند مى‏توانند از انجير براى تغذيه خود استفاده كنند.


مى‏گويند افلاطون به قدرى انجير را دوست مى‏داشت كه بعضى آن را دوست فيلسوفان ناميده‏اند ، و سقراط انجير را جذب كننده مواد نافع و دفع


تفسير نمونه ج : 27ص :142


كننده مضار مى‏دانسته.


جالينوس رژيم مخصوصى از انجير براى پهلوانان تنظيم كرده بود ، به پهلوانان روم و يونان قديم نيز انجير داده مى‏شد .


دانشمندان غذاشناس مى‏گويند انجير سرشار است از ويتامين‏هاى مختلف و قند ، و در بسيارى از بيماريها از آن به عنوان يك دارو مى‏توان استفاده كرد ، مخصوصا هر گاه انجير و عسل را به طور مساوى مخلوط كنند براى زخم معده بسيار مفيد است ، خوردن انجير خشك فكر را تقويت مى‏كند ، خلاصه به علت وجود عناصر معدنى در انجير كه سبب تعادل قواى بدن و خون مى‏گردد انجير را غذاى هر سن و شرائطى معرفى كرده‏اند.


در حديثى از امامعلى بن موسى الرضا (عليهماالسلام‏) آمده است التين يذهب بالبخر و يشد الفم و العظم ، و ينبت الشعر ، و يذهب بالداء و لا يحتاج معه الى دواء و قال (عليه‏السلام‏) : التين اشبه شى‏ء بنبات الجنة : انجير بوى دهان را مى‏برد ، لثه‏ها و استخوانها را محكم مى‏كند ، مو را مى‏روياند درد را برطرف مى‏سازد ، و با وجود آن نياز به دارو نيست ، و نيز فرمود انجير شبيه‏ترين اشياء به ميوه بهشتى است.


و اما در باره زيتون غذاشناسان و دانشمندان بزرگى كه ساليان دراز از عمر خود را در راه مطالعه خواص گوناگون ميوه‏ها صرف كرده‏اند براى زيتون و روغن آن اهميت فوق العاده‏اى قائلند ، و معتقدند كسانى كه مى‏خواهند همواره سالم باشند بايد از اين اكسير حياتى استفاده كند .


روغن زيتون دوست صميمى كبد آدمى ، و براى رفع عوارض كليه‏ها


تفسير نمونه ج : 27ص :143


و سنگهاى صفراوى ، و قولنج‏هاى كليوى ، و كبدى ، و رفع يبوست بسيار مؤثر است.


به همين دليل از درخت زيتون به عنوان شجره مباركه در قرآن مجيد ياد شده است.


روغن زيتون نيز سرشار از انواع ويتامينها است و داراى فسفور و گوگرد و كلسيوم و آهن و پتاسيوم و منگنز است.


مرهمهائى را كه از روغن زيتونو سير تهيه مى‏شود براى انواع دردهاى رماتيسمى مفيد دانسته‏اند ، سنگهاى كيسه صفرا وسيله خوردن روغن زيتون از بين مى‏روند.


در خبرى از امير مؤمنان على (عليه‏السلام‏) مى‏خوانيم : ما افقر بيت ياتدمون بالخل و الزيت و ذلك ادام الانبياء : خانه‏اى كه در آن از سر كه و روغن زيتون به عنوان نان خورش استفاده مى‏كنند هرگز خالى از طعام نمى‏شود ، و اين غذاى پيامبران است.


و در حديثى از امام على بن موسى الرضا (عليهماالسلام‏) آمده است : نعم الطعام الزيت : يطيب النكهة ، و يذهب بالبلغم ، و يصفى اللون ، و يشد العصب ، و يذهب بالوصب ، و يطفى‏ء الغضب : روغن زيتون غذاى خوبى است ، دهان را خوشبو ، و بلغم را برطرف مى‏سازد ، رنگ صورت را صفا و طراوت مى‏بخشد ، اعصاب را تقويت كرده ، بيمارى و درد و ضعف را از ميان مى‏برد و آتش خشم را فرو مى‏نشاند .


اين بحث را با حديثى از پيغمبر اكرم (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) پايان مى‏دهيم ، فرمود:


تفسير نمونه ج : 27ص :144


كلوا الزيت و ادهنوا به فانه من شجرة مباركة : روغن زيتون را بخوريد و بدن را با آن چرب كنيد كه از درخت مباركى است.


بعد از ذكر اين قسمهاى پر محتواى چهارگانه به جواب قسم پرداخته چنين مى‏فرمايد : مسلما ما انسان را در بهترين شكل و نظام آفريديم ( لقد خلقنا الانسان فى احسن تقويم ) .


تقويم به معنى در آوردن چيزى به صورت مناسب ، و نظام معتدل و كيفيت شايسته است ، و گستردگى مفهوم آن اشاره به اين است كه خداوند انسان را از هر نظر موزون و شايسته آفريد ، هم از نظر جسمى ، و هم از نظر روحى و عقلى ، چرا كه هر گونه استعدادى را در وجود او قرار داده ، و او را براى پيمودن قوس صعودى بسيار عظيمى آماده ساخته ، و با اينكه انسان جرم صغيرى است ، عالم كبير را در او جا داده و آنقدر شايستگيها به او بخشيده كه لايق خلعت و لقد كرمنا بنى آدم ما فرزندان آدم را كرامت و عظمت بخشيديم ( سوره اسراء آيه 70 ) شده است همان انسانى كه بعد از اتمام خلقتش مى‏فرمايد : فتبارك الله احسن الخالقين پس بزرگ و پر بركت است خدائى كه بهترين خلق كنندگان است ! ولى همين انسان با تمام اين امتيازات اگر از مسير حق منحرف گردد چنان سقوط مى‏كند كه به اسفل السافلين كشيده مى‏شود ، لذا در آيه بعد مى‏فرمايد سپس ما او را بپائين‏ترين مراحل باز گردانديم ( ثم رددناه اسفل سافلين ) .



تفسير نمونه ج : 27ص :145


مى‏گويند هميشه در كنار كوههاى بلند دره‏هاى بسيار عميق وجود دارد ، و در برابر آن قوس صعودى تكامل انسان ، قوس نزولى وحشتناكى ديده مى‏شود ، چرا چنين نباشد در حالى كه موجودى است مملو از استعدادهاى سرشار كه اگر در طريق صلاح از آن استفاده كند بر بالاترين قله افتخار قرار مى‏گيرد ، و اگر اين همه هوش و استعداد را در طريق فساد به كار اندازد بزرگترين مفسده را مى‏آفريند و طبيعى است كه به اسفل السافلين كشيده شود .


ولى در آيه بعد مى‏افزايد : مگر كسانى كه ايمان آورده‏اند و اعمال صالح انجام داده‏اند كه براى آنها پاداشى است قطع نشدنى ( الا الذين آمنوا و عملوا الصالحات فلهم اجر غير ممنون ) .


ممنون از ماده من در اينجا به معنى قطع يا نقص است ، بنابر اين غير ممنون اشاره به پاداشى دائمى و خالى از هر گونه نقص است ، و بعضى گفته‏اند منظور خالى از منت بودن است اما معنى اول مناسبتر به نظر مى‏رسد.


بعضى جمله ثم رددناه اسفل سافلين را به معنى ضعف و ناتوانى و كم هوشى فوق العاده دوران پيرى تفسير كرده‏اند ، ولى در اين صورت با استثناء آيه بعد سازگار نيست ، بنابر اين با توجه به مجموع آيات قبل و بعد همان تفسير اول درست به نظر مى‏رسد.


در آيه بعد اين انسان ناسپاس و بى اعتنا به دلائل و نشانه‏هاى معاد را مخاطب ساخته ، مى‏گويد : چه چيز سبب مى‏شود كه تو بعد از اين همه دلائل روز جزا را تكذيب كنى ؟ ! ( فما يكذبك بعد بالدين ) .


ساختمان وجود تو از يكسو ، و ساختمان اين جهان پهناور از سوى ديگر ، نشان مى‏دهد كه زندگى چند روزه دنيا نمى‏تواند هدف نهائى آفرينش تو و اين


تفسير نمونه ج : 27ص :146


عالم بزرگ باشد.


اينها همه مقدمه‏اى است براى جهانى وسيعتر و كاملتر ، و به تعبير قرآن نشاه اولى خود خبر از نشاه اخرى مى‏دهد ، چرا انسان متذكر نمى‏شود ( و لقد علمتم النشاة الاولى فلو لا تذكرون ) ( واقعه 62 ) .


عالم گياهان پيوسته و در هر سال منظره مرگ و حيات مجدد را در برابر چشم انسان مجسم مى‏سازند ، و آفرينشهاى پى در پى دوران جنينى هر كدام معاد و حيات مجددى محسوب مى‏شود با اينهمه چگونه اين انسان روز جزا را انكار مى‏كند ؟ از آنچه گفتيم روشن مى‏شود كه مخاطب در اين آيه نوع انسان است ، و اين احتمال كه مخاطب شخص پيامبر اسلام (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) باشد و منظور اين است كه با وجود دلائل معاد چه كسى يا چه چيزى مى‏تواند تو را تكذيب كند بعيد به نظر مى‏رسد.


و نيز روشن شد كه منظور از دين در اينجا آئين و شريعت نيست بلكه همان جزا و روز جزا است ، آيه بعد نيز گواه بر اين معنى است .


چنانكه مى‏فرمايد : آيا خداوند بهترين حكم كنندگان و داوران نيست ؟ ! ( اليس الله باحكم الحاكمين).


و اگر دين را به معنى كل شريعت و آئين بگيريم معنى اين آيه چنين مى‏شود : آيا خداوند احكام و فرمانهايش از همه حكيمانه‏تر و متقن‏تر نيست ؟ يا اينكه آفرينش پروردگار در مورد انسان از هر نظر آميخته با حكمت و علم و تدبير است.


ولى چنانكه گفتيم معنى اول مناسبتر به نظر مى‏رسد.



تفسير نمونه ج : 27ص :147


در حديثى آمده است موقعى كه پيغمبر اكرم (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) سوره و التين را تلاوت مى‏فرمود وقتى به آيه ا ليس الله باحكم الحاكمين مى‏رسيد ، مى‏فرمود : بلى و انا على ذلك من الشاهدين : آرى خداوند احكم الحاكمين است و من بر اين امر گواهم .


خداوندا ! ما نيز گواهى مى‏دهيم كه تو احكم الحاكمينى.


پروردگارا ! خلقت ما را در بهترين صورت قرار داده‏اى ، توفيقى مرحمت كن تا عمل و اخلاق ما نيز در بهترين صورت باشد.


بارالها ! پيمودن راه ايمان و عمل صالح جز به لطف تو ميسر نيست ، ما را در اين راه مشمول الطافت فرما.


آمين يارب العالمين .


پايان سوره تين.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :