امروز:
سه شنبه 5 بهمن 1395
بازدید :
469
پايان عمر داود (ع)
حضرت داوود ـ عليه السلام ـ صد سال عمر كرد، كه چهل سال آن را بر مردم حكومت و رهبري نمود. او كنيزي داشت كه وقتي شب فرا مي‎رسيد همه درها را قفل مي‎كرد، و كليدهاي آنها را نزد داوود ـ عليه السلام ـ مي‎آورد. شبي مردي را در خانه ديد، پرسيد: چه كسي تو را وارد خانه كرد؟
او گفت: «من كسي هستم كه بدون اجازة شاهان بر آنها وارد مي‎گردم.» داوود ـ عليه السلام ـ اين سخن را شنيد و گفت: آيا تو عزرائيل هستي؟ چرا قبلاً پيام نفرستادي تا من براي مرگ آماده گردم؟
عزرائيل گفت: من قبلاً پيامهاي بسيار براي تو فرستادم.
داوود ـ عليه السلام ـ گفت: آن پيامها را چه كسي براي من آورد؟
عزرائيل گفت: «پدرت، برادرت، همسايه‎ات و آشنايانت كجا رفتند؟»
داوود ـ عليه السلام ـ گفت: همه مردند.
عزرائيل گفت: «آنها پيام رسانهاي من به سوي تو بودند كه تو نيز مي‎ميري همان گونه كه آنها مردند.»
سپس عزرائيل جان داوود ـ عليه السلام ـ را قبض كرد. او نوزده پسر داشت. در ميان آنها، يكي از پسرانش، حضرت سليمان ـ عليه السلام ـ حكومت و مقام علم و نبوّت داوود ـ عليه السلام ـ را به ارث برد.[1]
[1]. كامل ابن اثير، ج 1، ص 76ـ78.
مطالب مرتبط :
نام ونام خانوادگی:
جنسیت :
سن :
تحصیلات :
مذهب :
کشور :
استان :
شهر :
پست الکترونیک :
متن سوال :