امروز:
دوشنبه 4 ارديبهشت 1396
بازدید :
530
وظيفة ما جوانان در قبال حوزه، روحانيّت، چيست؟

در پاسخ به اين پرسش بايد دو قضيه را مورد بحث قرار دهيم، يكي بحث روحانيت كه شامل حوزه هم مي‎شود و ديگر بحث انقلاب كه خود به خود جريان رهبري انقلاب را در برمي‎گيرد.


روحانيّت، و وظايف جوانان
بايد توجه داشت كه حوزة علميه و روحانيّت ريشه در تاريخ دين ما دارد و اين نكته لازم است مدنظر هر جواني قرار بگيرد. در حقيقت اين نهاد يك ريشة قرآني و اصيل دارد چرا كه در اين كتاب شريف، آگاهي از مسائل ديني را يك امر لازم و اجتناب‎ناپذير مي‎داند. آنجايي كه خداوند حكيم مي‎فرمايد: «فلو لا نفر من كل فرقة منهم طائفة ليتفقهوا في الدين و لينذروا قومهم اذا رجعوا اليهم لعلهم يحذرون» يعني چرا از هر مجموعه‎اي عده‎اي كوچ نمي‎كنند، تا نسبت به مسائل ديني فهم عميق پيدا كنند و به مردمي كه فرصت آموزش را نداشتند و منتظر آنها هستند، آموزش دهند. منظور اين آيه آن است كه علت اصلي تشكيل حوزه‎هاي ديني، تعميق بخشيدن به آموخته‎ها و آموزش‎هاي ديني است. اين سنّت از زمان خود پيامبر اسلام _ صلّي الله عليه و آله _ تاكنون وجود داشته است. در واقع حلقه‎هاي درس كوچك در مسجد النبي، ريشه‎هاي اصلي شكل‎گيري حوزه‎هاي علميه بوده است. پس اولاً بايد همة اقشار به ويژه جوانان بدانند كه حوزه‎هاي علميه و روحانيت، ريشه‎اي عميق و ديني دارند و سرسلسلة روحانيّت اصيل و بنيانگذار حوزه‎هاي علوم ديني نبي مكرم _ صلّي الله عليه و آله _ است و پس از ايشان نيز اهل‎بيت عصمت و طهارت _ عليهم السّلام _ به ويژه حضرت باقر و حضرت صادق _ عليهما السّلام _ اين راه را ادامه داده‎اند و به شهادت تاريخ، روحانيّت اساسي‎ترين نقش را در پيشبرد عقايد ديني و رهبري نهضت‎هاي آزاديخواهي در سرزمين‎هاي اسلامي، بخصوص ايران همواره به عهده داشته است. در قرن اخير به موازات توطئه‎هاي بزرگي كه از سوي دشمنان اسلام عليه مسلمانان تدارك ديده مي‎شد، روحانيّت و بخصوص روحانيّت شيعه كه نهادي مستقل از همة قدرتمندان و حكومت‎ها بوده است فداكاريهاي بسيار درخشاني از خود نشان داد. آنان بهترين نمونه‎هاي مبارزه عليه استعمار و استثمار قرن اخير در جهان مي‎باشند.
از اين جهت طبيعي است كه تلاش دشمنان براي سركوبي هر چه بيشتر اين نهاد كه بزرگترين سنگر عليه آنان است، به موازات گسترش فعاليّت‎ روحانيّت شدت مي‎يابد. لذا آنان براي نابود كردن حوزه و روحانيّت دو حربة كاري را در پي گرفتند:
1. ترور فيزيكي: در اين روش آنها ابتدائاً دست به تصفيه فيزيكي روحانيون سرشناس زدند تا بلكه با فقدان آنها، دين و انقلاب را به انحطاط بكشانند. آنها با ترور شخصيتهايي نظير شهيدان: بهشتي، مطهري، باهنر، هاشمي‎نژاد و... اين هدف را دنبال مي‎كردند  و در هر حال در اين توطئه آنها تا حدودي عقيم ماندند.
2. ترور فكري و شخصيتي: دشمن وقتي در زمينة قبلي ناموفق ماند، از راه مؤثرتري وارد شد و آن به راه انداختن جنگ رواني عليه روحانيّت بود اين جنگ رواني در سه مورد مهم صورت پذيرفت:
الف). شايعه‎پراكني: آنان با ايجاد و رواج شايعه در جامعه سعي در لکه دار کردن چهرة روحانيّت و در نتيجه ايجاد بدبيني مردم از آنها داشتند. حربه‎اي كه متأسفانه تا حدودي مؤثر واقع شده است.
ب). ترور شخصيتي و فكري: آنان ناجوانمردانه با حربه‎هاي مختلف سعي داشته و دارند كه شخصيت روحانيّت به ويژه روحانيون سرشناس را زير سؤال برده و مردم را عليه آنان بشورانند. توطئه ايجاد بدبيني و ترور شخصيت شهيد بهشتي (ره) توسط دشمنان قسم خورده، هنوز از ياد دوستداران انقلاب نمي‎رود، كما اينكه تاكنون نيز اين حربه را به كار برده و مي‎برند و از هر تلاشي براي بدنام كردن روحانيّت اصيل فروگذار نمي‎كنند.
3. ايجاد شكاف ميان روحانيون متعهد و منزوي ساختن آنها از صحنة جامعه و ايجاد فاصلة بين اين قشر و مردم از جمله دسيسه‎هاي آنها به شمار مي‎رود. در هر حال؛ هدف دشمنان از اين اعمال، لكه دار كردن شخصيت اين افراد به منظور خلع سلاح كردن و تضعيف روحانيّت است كه ثمرة اين جنگ رواني؛ بيرون ساختن ريشة كار از دست روحانيّت و منحرف ساختن مسير انقلاب از طريق روي كار آمدن عوامل ناخالص مي‎باشد.
با اين توضيحات بايد گفت كه بر جوانان و همة امت بزرگوار لازم است كه اين مسائل و توطئه‎ها را بشناسند و ضمن آن به اين توصيه‎ها عمل نمايند:
1. در همه حال گوش به نصايح و ارشادات روحانيّت اصيل بدهند و بدانند حوزه و روحانيّت خيرخواه دين و دنياي آنان هستند.
2. ارتباط فكري و عقيدتي خود را با حوزه‎ها و روحانيون تعميق بخشيده و از اين نهاد نهايت استفاده را در ارتقاي فكري و عقيدتي خود بكنند.
3. در برابر تبليغات سوء دشمنان منفعل نشوند و بدانند كه دشمنان به خاطر كينه و بغض و حقدي كه از روحانيّت دارند، دست به شايعه پراكني و ترور شخصيتي مي‎زنند.
4. حساب عده‎اي روحاني‎نما كه در لباس مقدس روحانيّت دست به كارهاي خلاف مي‎زنند را از روحانيون اصيل جدا بدانند. آنان خلافكاراني هستند كه لباس روحانيّت پوشيده‎اند نه آنكه روحاني خلافكار باشند. جوانان عزيز بايد بدانند كه روحانيّت اصيل با چهره‎هاي درخشاني مانند: حضرت امام خميني، حضرت آيت الله بروجردي، حضرت آيت الله مطهري و... شناخته مي‎شوند. لذا لازم است اعمال نابخردانه عده‎اي به ظاهر روحاني را به حساب كل روحانيّت نگذارند. در پايان اين بخش به سخنان حضرت امام در اين مورد اشاره مي‎نماييم: «اين روزها حملات به روحانيّت اصيل.... گسترش پيدا كرده است... فرزندان عزيز و انقلابيم، امروز توهين و تضعيف روحانيّت ضربه به استقلال و آزادي و اسلام است... آناني كه روحانيون را مرتجع مي‎دانند در نهايت راه شاه و آمريكا را مي‎روند. ملت شريف ايران با پشتيباني از روحانيّت اصيل و متعهد ايران كه هميشه حافظ و سنگربان اين مرز و بوم بوده‎اند دين خود را به اسلام ادا مي‎نمايند و طمع ستمكاران تاريخ را از كشور قطع مي‎نمايند.
نتيجه بحث: با توجه به مطالبي كه بيان نموديم به طور كلي وظايف جوانان در قبال روحانيّت به شرح زير مي‎باشد:
1. ضمن ارتباط قلبي و ديني و عقيدتي با روحانيون، در همه حال نصايح و سفارشات آنها را بكار ببندند.
2. مراقب توطئه‎هاي دشمن در بدنام كردن روحانيّت بوده و تحت تأثير شايعات قرار نگيرند.
3. حساب روحاني‎نماهاي بي‎دين را از روحانيّت اصيل جدا بدانند و بد عملي برخي از روحانيون را به حساب همة آنها ننويسند.
در پايان از خداوند مي‎خواهيم كه اين انقلاب و نظام و به ويژه دين ما را حفظ بدارد. انشاء الله موفق باشيد.

مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :