امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
1153
فرار به تاريكي
هميشه كشف حقيقت و يافتن پاسخهاي منطقي از آمال بلند انساني حكايت كرده و مي كند و نيز پرداختن به خواهشهاي فطري و زيستي از مهم ترين وجوه تمايز انسان از ساير موجودات بوده اگر شيوه آن برگرفته از كتاب و آئين مقدسي باشد والا تأمين و ارضاء نيازهاي خدادادي به هر شكلي كه اتفاق بيافتاد نمي تواند برتري انسان را نشان دهد. كيست كه نداند انسان مدني الطبع و طبعش به زيور شهرت عجين است؟ كدام عشوه گر واله به سكين شهوت خودزني نكرد؟[1] و كيست كه از راه هموار و قانوني (ره) نپيمود و به تاريكي و خلاف شرع و... فرار نكرد؟ به هر حال يك معادلة دو مجهولي ست از طرفي نيازهاي زيستي هجوم آورده و از طرفي پاي عرف و شريعت به ميان است، چه بايد كرد؟
با اين مقدمة كوتاه سري به مقالة قانون مدني و ازدواج موقت مندرج در سايت كانون زنان ايراني مي زنيم.
خانم ليلا شعباني چوبه، دغدغه شان را در قالب احساس بيان كرده اند كه نوعاً از مهم ترين نگراني هاي خانم ها است. ايشان معتقد است: «(نكاح موقت) صيغه صرفاً يك امتياز براي مردان محسوب مي شود كه از تعهدات مادي و غير مادي نسبت به زنان شانه خالي مي كنند و هيچ گونه امتيازي براي زنان ندارد جز آنكه مورد بهره برداري جنسي از سوي مردان قرار گيرند...» «اگر صيغه از قوانين درخشان اسلام است پس چرا بعد از 1400 سال از پيدايش اسلام هنوز به زن صيغه اي به ديد تحقير نگاه مي شود.»[2]
ماهيت ازدواج موقت
معلوم است كه ارتباط با نامحرم و رفتاري كه نشان از زوجيت است حرام مي باشد و تنها راه آن ازدواج است. ازدواج بر چهار نوع است كه يكي از آنها ازدواج موقت است. از امام رضا ـ عليه السّلام ـ نقل شده كه فرمودند: نكاح بر 4 نوع است كه يكي از آن ازدواج موقت است.[3] همانگونه كه ازدواج دائم داراي شرايط و احكام خاصي است، اين نوع نكاح نيز داراي قوانين و احكامي مخصوص به خود است.محكمترين سندي كه مي توان به آن تمسك كرد آيات قرآن است. در سورة نساء آية 24 خداوند مي فرمايد: .... و احلّ لكم ماوراء ذلكم إن تبتغوا باموالكم محصنين غير مسافحين فما استمتعتم به منهنّ فآتوهن اجورهن يعني براي شما حلال است كه (زنان ديگر را) به وسيلة اموال خود طلب كنيد. در صورتي كه پاك دامن باشيد و زناكار نباشيد و زناني كه متعه كرديد مهرشان را بدهيد. بنابراين آيه، اولاً حكم ازدواج موقت حليت است. دوم اينكه حصن در آية اشاره مي كند كه اين نوع نكاح منحصر به مردان مجرد نيست بلكه صاحبان همسر نيز مي توانند از اين حلال خدا بهره مند شوند، سوم اينكه اين نكاح مانند ازدواج دائم، مهريه دارد و بايد مهر زنان را پرداخت. علامه طباطبايي در تفسير آية شريفه مي فرمايد: «منظور از كلمة استمتاع (فما استمتعتم) در آيه بدون شك نكاح متعه است. اين آيه مدني است و بدون شك اين نوع نكاح در بين مردم متداول و معمول بوده و فرقي ندارد كه اسلام مؤسس و مشرع آن باشد يا نه، اصل اين نكاح بلاترديد در جلو ديدگان و منظر پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ بوده و اسم آن هم همين بوده لذا چاره اي نيست كه اين عبارت را (فما استمتعتم ....) را حمل بر اين نوع نكاح كنيم.»[4] از ديگر مطالبي كه دربارة اين نوع نكاح بيان شده، بحث ارث است. هيچ كدام از زن و مرد در اين نكاح از يكديگر ارث نمي برند اما در نكاح دائم ارث بري جزو احكام آن است. دربارة نكاح موقت آنچه مطرح است صرف محرم بودن است. و حال آنكه بحث بقاء نسل مربوط به نكاح دائم است. به عنوان نمونه در رساله ها آمده است «كه صيغه كردن زن اگر چه براي لذت بردن هم نباشد صحيح است در مسئله اي ديگر آمده است براي محرم شدن، مي تواند پدر يا جد پدري دختر نابالغ خود را يك ساعت يا بيشتر به عقد كسي درآورد. ولي بايد آن عقد براي دختر نفعي داشته باشد. در ازدواج موقت حتي بحث همخوابي مي تواند مطرح نباشد، يعني به لحاظ مصالحي از اين نوع نكاح بهره برد. در رساله هاي فقهاء آمده: زني كه صيغه مي شود اگر در عقد شرط كند كه شوهر با او آميزش نكند، عقد و شرط او صحيح است.[5] از ديگر احكام و ويژگيهاي نكاح غير دائم، شيوة جدايي زوجين است. پايان نكاح موقت به دو گونه است اول اينكه در خود نكاح بايد مدت معلوم باشد مثلاً يك هفته يا يك ماه و يا... پس از انقضاء مدت، علقه زوجيت هم بهم خورده و زن با گرفتن مهريه از شوي خود جدا مي شود و اگر در سن زنان حائض باشد به حكم شريعت بايد عده نگه دارد. دوم آنكه مرد مي تواند قبل از تمام شدن مدت تعيين شده، همسر خود را از عُلقه زوجيت رها كند (چيزي شبيه طلاق بدون صيغه) يعني مدت باقيمانده را به زن بخشيده و زن در صورت آميزش بايد عده نگهدارد و در صورت عدم آميزش عده نياز ندارد. تمامي اين احكام داراي حكمتها و مصالحي است كه نشان از عظمت دين اسلام مي كند. آنچه تا اينجا آمد بخشي از ماهيت نكاح موقت و احكام آن بود و اينك به نظرات خانم شعباني نگاهي انداخته و ايرادات ايشان را به نقد مي گذاريم و در نهايت قضاوت را به خوانندگان فهيم وامي گذاريم.
ايشان نوشته بودند: صيغه صرفاً يك امتياز براي مردان،،،، تا اينجا هيچ مؤيدي براي ادعاي ايشان نيافتيم.
نكاح موقت و بايسته هاي آن
اصولاً نكاح موقت، متعه و يا صيغه از راهكارهاي اسلام است. تاريخ نشان داده كه مردان توان اداره بيش از يك زن را دارند در جايي كه اصل حاكم بر روابط بين زوجيت، تكوين و قوانين تكويني است، منعي براي تعدد زوجات براي جنس مولد و يا قوه نرينگي وجود ندارد. بنابراين مبتكر اين طرح خود نظام هستي است.[6] به همين خاطر است كه وجود مردان چند همسر در ميان قبايل از اسلام امري كاملاً مرسوم بوده است. از آن طرف وجود زنان متحرك و نيز رفت و آمد آنان به صورت آزاد در بين مردان، موجب تلاش جدي اسلام و در رأس آن پيامبر عظيم الشأن اسلام شد كه مي بايست به اين خواست انسان ها سروسامان داد، لذا وضع قوانين جديد در آن موقعيت توجيه عقلي پيدا مي كند. با ملاحظه در تاريخ و نيز ماهيت ازدواج (خواه دائم يا غير دائم) معلوم مي شود كه آن امري دو سويه است. در قضية ازدواج پاي هر دو عنصر زن و مرد در ميان است. لذا نسبت انحصارطلبانه و يا رفتار سودجويان به هر كدام كه باشد، خلاف واقع است آيا زنان در قضيه نكاح موقت متهم به فرار از بار مسئوليت اداره زندگي نيستند؟ آيا نمي توان به زنان صيغه اين اتهام را وارد كرد كه ايشان به خاطر شانه خالي كردن از تربيت فرزندان تن به چنين كاري مي دهند؟ آيا نمي توان به زنان متعه نسبت داد كه آنها مي خواهند هر چند صباحي در آغوش و بستر تازه اي بيارامند؟ بحث سودجويانه و يا انحصارطلبانه فقط دامن مردان را نمي گيرد بلكه ابري است كه بر سر همة افراد جامعه است. پس نه جاي ظلم و بي مهري است و نه فرار از بار مسئوليت بلكه نكاح موقت،‌به لحاظ مصالحي وضع شده تا جامعه از آلودگي ها مصون بماند. به سان حصار و دژي عظيم بر اطراف جامعه است تا از بيماريها و افسردگي ها و... جلوگيري كند. پس سخن ايشان هيچ گونه محمل منطقي ندارد و ادعاي بي دليل است.
نكاح موقت و نگاه جامعه
ايشان نوشته اند: «... چرا بعد از 1400 سال از پيدايش اسلام هنوز به زن صيغه اي به ديد تحقير نگاه مي شود»[7] مسلماً‌ واكنش مردم دربارة موضوعات پيرامون خود، معلول فرايند تعامل ايشان با واقعيت ها است. هر قدر ساختار فكري جامعه به حقايق نزديك تر شود،‌بازتاب رفتاري آنها نيز با واقعيت ها منطقي و عقلايي مي شود. درست است كه مردم جامعه ما ديد خوبي نسبت به اين قضيه ندارند اما اين به معناي نفي جايگاه ديني آن نيست. دين براي رفع نياز جامعه اقدام به وضع قوانين كرده است كه در ماده قانون مدني نيز به آن اشاره است. زيرا ديني كه مدعي خاتميت است بايد تمام حرفها را بياورد. ما نمي توانيم نسبت به وقايع پيرامون خود بي تفاوت باشيم. شما كه يك خانم هستي و از جامعه زنان سخن مي گويي آيا به راستي براي همة زنان خواستگار وجود دارد؟‌آيا همة‌زنان در اداره زندگي دائمي موفق اند؟ آيا زناني كه به هر دليل از ازدواج اول خود رها شده و بي سرپرست شده اند، هيچ گونه نياز عاطفي و.... ندارند؟ آيا اسلام دربارة بخش مهمي از جامعه ساكت است؟ و يا بايد ساكت باشد؟ عقل چه حكمي مي كند؟ آيا بهتر نيست به دورانديشي اسلام احترام گذاشته و به جاي فرار به تاريكي، ديد و جهان بيني خود را تغيير دهيم. نگاه تحقيرانه برخي، ‌به خاطر عدم آگاهي و شناخت ايشان از ظرائف دين است. جملة زيباي از مولي علي ـ عليه السّلام ـ نقل شده كه فرمودند: اگر عُمَر متعه را حرام نكرده بود هيچ كس زنا نمي كرد مگر آدم بدكارة (شقي). اين سخن جامع ترين و گوياترين كلامي است كه در وصف حكم الهي ازدواج موقت بيان شده است و معلوم است كه متعه يك نوع ازدواج است كه داراي احكام و شرايطي خاص است. مهم وظيفة فرهيختگان جامعه است كه ديد مردم را نسبت به قضاياي پيرامون خود، عالمانه و واقع بينانه كنند. ما هر وقت از دين فاصله گرفتيم، قهراً به بيراهه و تاريكي گرفتار آمديم.[8] لذا به جاي پرداختن به شعار و احساسات، به افكار خود تعميق بخشيده و جامعه را از ورطة هلاكت و سقوط نجات دهيم. به هر حال نه مي توان از واقعيت هاي موجود در جامعه چشم پوشيد و بي تفاوت بود و نه مي توان منتظر ماند تا شاهد از بين رفتن كيان جامعه اسلامي شد و نه مي توان افكار عمومي را ناديده گرفت. لازم است يك حركت چند جانبه انجام داد. از يك طرف آماده سازي جامعه براي چاره جويي براي بخش قابل توجهي از جامعه بانوان كه از تشكيل خانواده دائم محروم اند و از طرف ديگر چاره انديشي جهت بستن راههاي سودجويانه برخي از فرصت طلبان كه همواره در پي كسب منافع فردي اند و از منافع جمعي غافل هستند.
با بررسي هاي بعمل آمده در ادلة‌تشريع نكاح موقت و نيز با توجه به وضعيت موجود جامعه، نكاح موقت نه حاكي از رفتار سودجويانه و انحصارطلبانه مردانه است و نه شيوه اي براي تحقير زنان. بلكه جهت تأمين نيازهاي عاطفي است رهايي از تنهايي هم بين زنان و مردان مشترك است و نيز پاي بندي به شريعت لزوماً‌به معناي تحقير كردن و يا تحقير شدن نيست مضافاً‌ كساني كه آثار رواني (مثل تحقير) را منحصر در صيغه شدن مي بيننند، آيا ورود به دنياي هرزگي و تن دادن به انواع بيماريها و آلودگي ها را جايگزين آن مي دانند يا راه ديگري سراغ دارند؟ زيرا شريعت با رهبانيت به شدت مخالف است و راهي بايد نشان داد كه ابعاد مختلف در آن رعايت شده باشد.[9]

[1] . اشاره به زناني كه به دعوت زليخا در محفلي جمع شدند و دستان خود را بريدند.
[2] . كانون زنان ايران ـ خانم شعباني چوبه.
[3] . ميرزاي نوري، حسيني، مستدرك الوسايل، ج 14، ص 193، ابواب مقدمات نكاح، باب 29.
[4] . علامه طباطبايي محمد حسين، الميزان في تفسير القرآن، ج 4، ص 279، ذيل آية شريفة 24 از سورة نساء.
[5] . به عنوان نمونه، رساله آيت الله العظمي شيخ جواد تبريزي، احكام متعه مسئله 2432.
[6] . غير از انسان ساير موجوداتي كه از راه آفرينش توليد نسل دارند اين امر مشاهده شده وجود چندين مرغ با يك خروس ـ گرده افشاني از يك درخت خرماي نر براي چندين درخت خرماي ماده و....
[7] .
[8] . جمعي از نويسندگان، بررسي تطبيقي حقوق خانواده، ص 164 ـ چاپ دانشگاه تهران زير نظردكتر ابوالقاسم گرجي.
[9] . براي مطالعه (بررسي فقهي حقوق خانواده دكتر سيد مصطفي محقق داماد.
محمد غفراني
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :