امروز:
سه شنبه 4 مهر 1396
بازدید :
1111
نسخ آيات نشانه تكامل ديني
نيازهاي انسان و جامعه گاهي با تغيير زمان و شرايط، دگرگون مي‎شود، يك روز دارويي براي بيمار، فوق‎العاده مفيد است، ولي روز ديگر همان دارو خيلي هم مضر است لذا دكتر متخصص دارويي جايگزين آن داروي اولي مي‎كند، در احكام جزيي و فروعات ديني نيز ممكن است گاهي چنين نيازي لازم باشد، البته اصول اساسي و پايه‎اي احكام الهي به هيچ وجه قابل تغيير نيست و همه جا و در همه زمان‎ها يكسان است، مانند توحيد، عدالت وصدها حكم اساسي كه هرگز تغييرپذير نيستند، و صد البته اين تغيير در جزئيات براي تكامل بيشتر مذهب است و اين تكامل روزي به جايي رسيد كه ديگر اسلام به عنوان آخرين دين بر همة دنيا اعلام شد و نيازي به جايگزين نخواهد داشت. اين دگرگوني در احكام و فروعات جزيي را نسخ مي‎گويند، نسخ در لغت يعني از بين بردن و در منطق شرع يعني تغيير دادن حكمي و جايگزين كردن حكم ديگري به جاي آن، مي‎باشد[1]
عدّه‎اي بدون توجه به اين نيازها و با نگاهي سطحي به برخي آيات و حتي بدون دقت در تفسير آنها بر پاية روايات اسلامي، تصور مي‎كنند كه نسخ برخي از احكام جزيي مخالف با عدالت الهي و نيز تضاد با آياتي از قرآن مانند سوره يونس / 64 و انعام / 34، 115، دارد و گويا در اثر همين بي‎توجهي است كه سايت افشاء آيات 106 سورة بقره و 101 نحل را كه دربارة نسخ است با آيات قبلي كه مي‎گويد كلمات الهي تبديل ناپذير است در تناقض ديده‎اند، در حالي كه اصلاً منظور از كلمات الهي، ‌احكام و فروعات جزيي اسلامي نيست تا قدرت تناقض و تضاد با ديگر آيات نسخ را داشته باشد.
در قرآن كريم آمده است: براي اهل تقوا، اولياي الهي و مؤمنان در زندگي دنيا و آخرت بشارت باد، كلمات خدا را تبديل كننده‎اي نيست، آن است نجات بزرگ.[2]
دربارة «كلمات الله» دو تفسير وجود دارد: اول: مراد همان وعده‎هاي الهي دربارة ثواب و نعمت‎هاي بهشتي است كه خداوند به صراحت اعلام مي‎دارد كه هرگز خلف وعده نخواهد كرد، بلكه ثواب و پاداش هر عملي را خواهد داد.[3]
دوم: مراد خود بشارت‎هاست يعني خداوند وعده سعادت در دنيا و آخرت را به مؤمنان و اولياي الهي مي‎دهد و اين بشارت قابل تغيير نيست.[4]
بنابراين در آيه حرفي از احكام فرعي نيامده تا با آيات نسخ در تناقض باشد بلكه بحث معاد و وعدة الهي است و در سورة انعام آية 34 نيز آمده: «پيش از تو نيز پيامبراني تكذيب شدند ولي آنها صبر كردند و آزار ديدند تا اينكه ياري ما به آنها رسيد (و اگر تو نيز صبر كني ياري ما مي‎رسد) و هيچ چيز نمي‎تواند سنت‎هاي الهي را تغيير دهد.»
در اين آيه نيز نگفته كه ما نسخ احكام فرعي نمي‎كنيم تا با نسخ در تناقض باشد و از سوي ديگر آيات نسخ نيز به هيچ وجه نمي‎گويد كه خداوند وعده‎هاي ثواب،‌بشارت و پيروزي حق را نسخ خواهد كرد و مراد از «كلمات الله» يعني رسيدن نصرت الهي پس از شكيبايي بر آزار كافران كه اين سنت الهي به هيچ وجه تغيير پذير نخواهد شد.[5]
و خود قرآن نيز كلمات را در سورة صافات 172 ـ 171 به نصرت و پيروزي انبيا تفسير نموده است كه: «وعده قطعي ما براي بندگان فرستادة ما از پيش مسلم شده كه آنان ياري شدگانند.»
آية ديگري كه سايت افشا براي تناقض با آيات نسخ به آن استناد كرده، سورة انعام / 115 مي‎باشد كه آمده:‌ «كدام پروردگار تو با صدق و عدل به حد تمام رسيد،‌هيچ كس نمي‎تواند كلمات او را دگرگون سازد، او شنوا و داناست.» در اين آيه نيز «كلماته» به معني احكام فرعي نيامده بلكه مراد دين و حجت است و يعني دين خدا، حجت خدا و اسلام را كسي نمي‎تواند و ياراي آن ندارد كه تغيير دهد و صدق بودن كلمات خدا يعني مطابق يا واقع است و عدل بودنش يعني از افراط و تفريط زياده و نقصان محفوظ است و دين اسلام دين اعتدال است.[6]
اما اين كه اشكال شده نسخ احكام جزيي مخالف با عدالت الهي است، بايد گفت: بي‎عدالتي جايي است كه با تغيير حكمي، به جامعه ظلم و حق كشي شود در حالي كه خداوند در سورة بقره / 106 مي‎فرمايد: «هر حكمي را نسخ كنيم و يا به تأخير اندازيم، بهتر از آن و يا همانند آن را مي‎آوريم، آيا نمي‎دانستني كه خداوند بر همه چيز داناست.» و باز در سورة نحل / 101 مي‎فرمايد: «و هنگامي كه آيه‎اي را به آية ديگر تبديل مي‎كنيم و خدا بهتر مي‎داندكه چه حكمي را نازل مي‎كند، آنها مي‎گويند: پيامبر افترا مي‎بندد، اما بيشترشان نمي‎دانند.»‌بنابراين هيچ تناقضي و بي‎عدالتي در نسخ آيات الهي وجود ندارد.

[1] . قرشي،‌علي اكبر؛ احسن الحديث، تهران،‌بنياد بعثت،‌1377 هـ ،‌ش، ج 3، ص 297.
[2] . ر. ك: يونس / 64 ـ 62.
[3] . ر. ك: طيب، عبدالحسين، اطيب البيان في تفسير القرآن، تهران، اسلام، 1378 هـ ،‌ش، ج 6،‌ص 419 و مكارم شيرازي، ناصر، نمونه، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1374 هـ ،‌ش، ج 8، ص 338 و كاشاني،‌فتح الله؛ منهج الصادقين، تهران، كتابفروشي محمد حسن علمي، 1336 هـ ،‌ش، ج 4، ص 389.
[4] . مصطفوي، حسن، تفسير روشن، تهران، مركز نشر كتاب، 1380 هـ ،‌ش، ج 11، ص 48.
[5] . تفسير نمونه، ج 5،‌ص 212 و منهج الصادقين، ج 3،‌ص 383 و اطيب البيان، ج 5،‌ص 54.
[6] . قرشي،‌علي اكبر؛ احسن الحديث، ج 3،‌ص 297.
فرج الله عباسي
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :